![]() |
![]() |
|
| مسائل سیاسی روز کشور |
|
اين خبر را فرزند وي تاييد كرده است. احتمال كانديداتوري عبدالله نوري پس از آن جدي شد كه در ماه فروردين بسياري از نخبگان و فعالان سياسي از وي خواسته بودند تا كانديداتوري د رانتخابات را بپذيرد. نوري اين احتمال را رد نكرده و گفته بود كه در حال تامل و تفكر پيرامون اين موضوع است. نشست سهشنبهي هفتهي گذشته در خانهي وي كه از سوي هواداران كانديداتوري عبدالله نوري سازماندهي شده بود و با دعوت از طيف گستردهاي از فعالان سياسي موافق و مخالف كانديداتوري نوري همراه بود، آخرين و مهمترين رايزني جدي در اين باره بود. عبدالله نوري پس از آن نشست وعده داد كه تا پيش از پايان فروردين تصميم نهايي خود را اعلام كند. بنابر اخبار تاييد شدهي "خرداد" اين تصميم در نهايت، انصراف نوري از كانديداتوري در انتخابات بود. نام عبدالله نوري براي كانديداتوري در انتخابات، در تابستان سال گذشته از سوي سازمان دانشاموختگان ادوار تحكيم وحدت مطرح شد و از سوي هواداران اصلاحات ساختاري، روزنامهنگاران منتقد، چند سزامان صنفي و سياسي نيز مورد پشتيباني قرار گرفت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 19:57 توسط پوریا |
|
|
"سانسور دولتی" به خودکشی فرهیختگان پایان نمیدهد
خرداد: خبر خودكشي يك دختر دانشجوی دانشگاه تهران تایید شد. این خبر را معاون دانشجويي دانشگاه تهران تایید کرده و به ایسنا گفته است: دانشجوي مذكور دانشجوي دختر سال اول رشته كارشناسي علوم اجتماعي است كه شب گذشته از طبقه چهارم خوابگاه چمران دانشگاه خود را به پايين پرتاب كرده و خوشبختانه صدمه جدي نديده و تنها جراحات و شكستگيهايي داشته است. به گفتهی مهدي قمصري، این دختر دانشجو هم اکنون در بيمارستان شريعتي بستری است اما از دلیل اقدام به خودكشي اين دانشجو اطلاعی وجود ندارد. پیش از این برخی، سایتها خبر از مرگ این دختر دانشجوی را به دلیل خودکشی داده بودند. در سه ماه گذشته این دومین مورد خودکشی دانشجویان دانشگاه تهران است. هفتم بهمن سال گذشته نیز یک دانشجوی پسر دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در روزی که قرار بود، به خاطر اعتراض به مشکلات صنفی به کمیته انضباطی برود، اقدام به خودکشی کرد. براساس برخی اخبار غیررسمی این خودکشیها در حالی رخ داده که وزارت علوم از رسانه ها خواسته است، اخبار مربوط به خودکشی دانشجویان را پوشش ندهند! خودکشی دانشجویان بهویژه در دانشگاههای دولتی ایران، در چند سال اخیر نهتنها رواج یافته که انتشار اخبار آن هربار با واکنش متولیان وزارت علوم روبهو میشود. گرچه بیشتر این خودکشیها ناموفق خوانده شده اما برای نمونه در سال گذشته، یک دانشجوی دکترا، یک هفته پیش از اتمام مهلت پایاننامهی خود، به دلیل فقر مالی دست به خودکشی زد و جان باخت. فقر مالی، بیکاری و جدایی از خانواده بهویژه در دانشجویان شهرستانی از دلایل عمدهی خودکشیها تلقی میشود اما جامعهشناسان بسیاری گمان دارند که فشارهای شدید وارد آمده بر دانشجویان و تحدید فضای آزاد و احضارها و بازداشتهای پیاپی به ناامیدی و دلسردی کلان فرهیختگان منتهی شده و این میواند یکی از اسباب خودکشیها باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 19:53 توسط پوریا |
|
|
مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه «یکی از دلایل حضورش دیدن رنجهاست»، تأکید کرد: اعتقاد دارم جمهوری اسلامی حتی زمانی که طبقه میانی آن فربه و وسیع شود، بازهم لازم است به طرفداری از فرودستان مشهور باشد. فقط در چنین حالتی است که حکومت کردن، در حاکمیت بودن و کار کردن ارزش دارد.
به گزارش خبرنگار کلمه، نخستوزیر دوران دفاع مقدس، شنبهشب در نخستین همایش سراسری سخنرانان حامی میرحسین موسوی با بیان اینکه «چه در اصولگراهای مومن و دلسوز و چه در اصلاحطلبان، احساس خطری نسبت به کشور وجود دارد» افزود: این سرمایه ما برای هر نوع دگرگونی است و این نیروها باید با هم همافزایی کنند. وی در عین حال تصریح کرد: هیچ اشکالی ندارد که گروهها استقلال و موضعگیری خود را داشته باشند، اما باید در رابطه با مصالح ملی بیشتر در کنار یکدیگر باشند تا به این بلیهای که امروز دچار شدهایم در آینده دچار نشویم. ما سعی میکنیم با وجود اینکه کار بسیار دشواری است ولی در ستاد چنین مسالهای را دنبال کنیم. موسوی در توضيح ويژگيهاي گفتمان خود ادامه داد: من این موضع را صادقانه گرفتم و در آن نه دغلی هست و نه انحرافی. زمانی که این موضع را مطرح کردم گفتم اگر جای خود را باز کرد، قدم به قدم جلو میروم و اگر باز نکرد تکلیف خودم را انجام دادهام و امروز اعتقاد دارم این گفتمان امکان این را دارد که جای خود را در جامعه باز کند. وی ادامه داد: من شعار و موضع خود را جدا از جریان اصلاحطلبی نمیبینم و جدا از اصولگرایی خوب و مبتنی بر اصول ابتدای انقلاب اسلامی نیز نمیدانم. قبلا نیز گفتم که به نظر من جامعه ما یک خاصیت ژانوسی دارد و هم اصلاحطلب است و هم اصولگرا. موسوی با تاکید بر این که «بهدلیل ارتباط وسیع با جریانات فرهنگی - هنری کمی نسبت به اینکه خود را در یک شعار محدود کنم، محتاط هستم»، خاطرنشان کرد: اگر دائما در حال مرور شعارها نباشیم، خود آن شعارها تبدیل به کلیشه میشوند که ما را در خود محبوس میکنند، ولی اگر به دلیل اهمیتی که برخی از این شعارها دارند، بر روی آنها تاکید کنیم و در ضمن انعطافی داشته باشیم که مصالح ملی کشور را در نظر بگیریم، طبیعی است که آن موقع کلیشهای تشکیل نخواهد شد. شائبه هزينه کرد بودجه مفقود شده براي خريد رأي
علت سردي رسانهها درباره انتخابات موسوی با بیان اینکه در انتخابات باید به فضا و مصالح ملی توجه کنیم، اضافه کرد: نقدها باید مستند باشد. اگر یک مورد بتوانیم نشان دهیم که دقیقا مساله اتفاق افتاده و از نظر ارزشها ، معیارها و مصالح کشور درست نبوده است به مراتب اثر بیشتری نسبت به یک صحبت طولانی دارد که در آن هیچ سند و مدرکی نداریم. نخستوزیر دوران دفاع مقدس در ادامه با تاکید بر اینکه احتمال پیروزی با افزایش مشارکت مردم بیشتر خواهد شد، افزود: اگر چه برای انجام تکلیف و وظیفه به میدان آمدهام، اما معتقدم به هر نسبتی که میزان آرا از حدود 24 میلیون نفر بالاتر برود امکان کسب نتیجه بیشتر خواهد بود. به نفع ماست که مردم هرچه بیشتر در انتخابات شرکت کنند و شاید علت سردی رسانههای رسمی کشور نسبت به انتخابات نیز همین مساله باشد، گرچه اعتقاد باطنی دارم که حتی اگر همه شرکت کنند ولی باز هم رای نیاورم، باز آن تصمیم به صلاح مملکت است. رسانههای رسمی در قبال پرشور کردن انتخابات ساکت هستند موسوی با تاکید بر لزوم پرشور کردن انتخابات، از سیاستهای رسانههای رسمی کشور به ویژه صداوسیما در قبال این مساله انتقاد کرد و افزود: متاسفانه درحال حاضر از این نظر کاملا ساکت هستیم و حداکثر برخی جوسازیها و مطالبی درباره مثلا آقای کروبی یا من و طرح برخی مسائل بیربط صورت میگیرد و ما چیز بیشتری در صداوسیما نیافتیم که نشان بدهد، مردم را نه به خاطر یک کاندیدای خاص، بلکه به خاطر مصالح ملی بخواهد بسیج کند تا بهطور گسترده در انتخابات شرکت کنند. اگر رسانههای رسمی به این مساله نمیپردازند، وظیفه ماست که این مساله را در سطح جامعه باز و شور و هیجانی در این رابطه ایجاد کنیم. خطر فعال شدن لايحه هايي منجمد شده وی با اشاره به اين که با اشاره به اين که برخی موضعگیریهایی خود را درباره جوانان و زنان اعلام نکرده است. گفت: در جلسهای گستردهای با حضور زنان مانند جلسه با اقتصاددانان، مواضع اساسی خود را در این زمینه بیان خواهم کرد. بنده مخالف تبعیض هستم و مشکلات فراوانی در این زمینه داریم به طور مثال لایحه منجمد شدهای در مجلس داریم که ممکن است دوباره از حالت انجماد خارج شود و بحثهای چندهمسری و امثال اینها مطرح شود، مساله سهمیهبندی جنسیتی نیز از جمله مسائلی است که در کشور ما وجود دارد که من نسبت به هر دو این موارد ابراز مخالفت کرده و هشدار میدهم. بد مطرح شدن بحث عدالت نبايد مانع از طرح درست آن شود چرا نبايد در پي جلب اعتماد کساني که با صندوقها قهر کردهاند باشيم؟ نخستوزیر دوران دفاع مقدس همچنین با اشاره به برخی انتقادات مبنی بر اینکه استفاده از شعار عدالت به دلیل بدمطرح شدن آن در این سالها با گارد مردم مواجه خواهد شد، گفت: نباید بترسیم از اینکه یک شعاری درست است ولی چون بد مطرح شده و مردم نسبت به آن دافعه دارند، آن را مطرح نکنیم؛ ما حریت حضرت امام(ره) و بحثهای ایشان راجع به آزادی، تعریف اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی(ص) را دیدهایم؛ چرا این شعارها با چیزی غیر از مضمون واقعی آن ها به دست حریف و رقیب ما باشد که بد استفاده کند؟ چرا از این مساله پلی برای جلب اعتماد رایهای قهر کرده نسازیم؟ اقوام را یک فرصت میدانم وی به دغدغههای مطرح شده درباره اقوام مختلف کشور اشاره کرد و با بیان اینکه در مورد اقوام موضع پنهانی نداشته است، اظهار کرد: بنده در موسسه توسعه دانش و پژوهش و موسسه مطالعات فرهنگ و تمدن ایرانزمین هستم و برنامههایی در این رابطه داشتهایم و کتابهایی هم چاپ کردهایم که این فعالیتها مربوط به 10 سال اخیر است. بنده وقتی میگویم اقوام را یک فرصت برای نظام میدانم، از آن شعارهایی نیست که برای جلب رای مطرح کنم بلکه مصالح ما در گرو این است که چنین نگاهی داشته باشیم. زمينههاي يک خيزش عمومي را در جامعه احساس ميکنم
مفهوم کرامت انساني؛ منطق حقوق بشر در این نشست نسبت به تکیه بر نهجالبلاغه، قرآن و مساله عدالت در سخنرانیها تاکید شد و موسوی نیز گفت: من به طور جدی بر این مساله را تایید میکنم و معتقدم در مورد حقوق بشر هم که بحث میکنیم اگر به اشارات و شواهدی از قرآن و نهجالبلاغه برگردیم و بر روی کرامت انسانی تاکید کنیم، بهتر میتوانیم این مسائل را در میان مردم جا بیندازیم. ضمن اینکه ما به این مساله اعتقاد داریم، مصلحت انتخابات هم همین است که هرچه بر این مساله تاکید کنیم، بخش خاموش جامعه را بیشتر به سر صندوقها خواهیم آورد. بخشي که با صندوقهاي رأي قهر کرده است، بخش مياني جامعه نيست وی با تصریح به اين که «بخشی که با صندوقهای رأی قهر کرده، بخش میانی جامعه نیست» و افزود: بخش میانی جامعه ما آنقدر فربه نیست که نیامدنش پای صندوقهای رأی سرنوشت انتخابات را به کل عوض کند. امروز در روستاهای ما و در طبقه ضعیف نوعی بیتفاوتی به انتخابات وجود دارد و باید بتوانیم این بخش را پای صندوقهای رأی بیاوریم. گرد فقر و مرگ بر چهره خوزستان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به برخی گلایههای مردم خوزستان از مشکلات منطقه اشاره کرد و گفت: من قبل از انقلاب و در سالهای اول انقلاب، خیابانهای خرمشهر و آبادان را دیدهام؛ اما در سفر اخیر به خوزستان چیزهایی دیدم که واقعا تأسفآور بود. هرجا رفتیم داد مردم از عدم رسیدگی بود و این در حالی است که خوزستان منطقه ثروتمندی است ولی گرد فقر و مرگ بر چهره این استان نشسته است. حکومت بايد مشهور به همنشيني با فقرا باشد موسوی در پایان به حمایت پیامبر گرامی اسلام(ص) از فقرا اشاره کرد و یادآور شد: زمان پیامبر(ص) هم اعیان و اشراف وجود داشتند و پیامبر با آنها کار داشت ولی ایشان مشهور به این بودند که با فقرا هستند و در این زمینه روایاتی هم داریم. تاریخ و آثار به جای مانده از زندگی پیامبر(ص) در مدینه به خوبی نشان میدهد که زندگی ایشان در سطح ضعیفترین اقشار جامعه بود ولی این به معنی نفی و نقض مالکیت و جلوگیری از فعالیتهای اقتصادی نبود، میدانیم که پیامبر اسلام(ص) یک فرد بهروز در زمان خود و یک انسان کامل برای همه دورانها بودهاند. بنده به این مساله معتقدم و اگر بخواهم در انتخابات شرکت کنم نمیتوانم خودم را از این حس خالی کنم چراکه یکی از دلایل حضورم دیدن رنجهاست. به گزارش خبرنگار کلمه در این همایش شخصیتهای مختلف از جمله اسحاق جهانگیری، احمد مسجدجامعی، هادی خانیکی، محمد سلامتی، عبدالله ناصری، نجفقلی حبیبی، علی شکوریراد، زهرا شجاعی، عبدالله رمضانزاده، مرتضی حاجی، علی صوفی، مصطفی تاجزاده، الهه کولایی، فخرالسادات محتشمیپور، قرهیاضی، شهربانو امانی، آذر منصوری، فاطمه راکعی، عیسی کلانتری، جواد اطاعت، علیمحمد نمازی، عبداللهزاده، سعید لیلاز، علیمحمد حاضری، هدایت آقایی، عباسعلی زالی و... حضور داشتند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 19:32 توسط پوریا |
|
|
با توجه به نظر اکثر احزاب اصلاح طلب از این به بعد این وبلاگ از اقای میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد هرچند به شخصه با اقای کروبی موافق بودم و روشن نبودن اقای موسوی دلیل اصلی ان بود اما حالا به خاطر تقسیم نشدن ارا در پشت میر حسین موسوی خواهم ایستاد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 21:38 توسط پوریا |
|
|
فرارو- پس از آنکه میرحسین موسوی نسبت به مطلب طنز ابراهیم نبوی در بیانیه ای واکنش نشان داد،این طنز نویس مشهور نیز طی بیانیه ای متقابل با عنوان «آقای موسوی ما با شما رابطه نداریم» به او پاسخ گفت.
ماجرا از آنجا شروع شد که فاطمه رجبی مطلبی درباره میرحسین نوشت و در آن مطالب غرض آلود و نادرستی را نسبت به این کاندیدای انتخابات منتشر کرد. فاطمه رجبی: موسوی رفاه طلب عافیت جوی است چندی پیش فاطمه رجبی (همسر سخنگوی دولت) طی مطلبی میر حسین موسوی را به همراهی با آمریکا، مخالفت با ولایت امام، همگامی با براندازان، رفاه طلبی و.... متهم کرده بود. او در این مطلب نوشته بود: «روزی با ماشین، مسافتی را از پشت یک دیوار در منطقه پاستور طی کردم، به من گفته شد «این مسافت دیوار خانه مسکونی موسوی» است! به عمل کار بر آید به سخندانی نیست.» ابراهیم نبوی که همواره مسائل این چنینی را برای طنز مستمسک قرار می دهد مطلب طنزی در این خصوص نوشت که میرحسین آن را بر نتافت و طی بیانیه ای بار دیگر تاکید کرد که طرفدارانش به توهین ها پاسخ ندهند. میرحسین موسوی از زمانی که وارد عرصه فعالیت های انتخاباتی شد همواره از طرفداران خود خواسته است تا در رقابت های انتخاباتی از مدار اخلاق و انصاف خارج نشوند و به هیچ وجه به توهین ها پاسخ ندهند. دفاع "ميرحسين" از "فاطمه رجبي" در مقابل "ابراهیم نبوی" میرحسین در بیانیه خود که به طنز نبوی اشاره داشت، آورده است: « اينجانب در بيانيه اعلام نامزدي خود از فعالان سياسي درخواست کردهبودم که حتي اگر در معرض توهين قرار گرفتم نسبت به اين امر واکنشي نشان ندهند. هنوز مبارزات انتخاباتي چندان گرم نشده است و مطلب غير قابل تحملي از سوي کسي بيان نگرديده که مقاله خانم نويسندهاي در انتقاد از اينجانب موضوع عکسالعمل قابل تاسف يکي از نويسندگان مقيم خارج از کشور قرار گرفته است.» او همچنین نوشته است: «خداوند به قلمي شيريني طنز ميدهد و حتي آن را درخور ثبت در تاريخ ادبيات ملتي ميکند که خود پيشتاز ادبيات بشريت است، اما صاحب آن قلم حد ادب را رعايت نميکند و در مورد آن خانم نويسنده مطالبي به نگارش در ميآورد که بيترديد بيانکننده ي آن زماني که به پختگي برسد و در نظر آورد که چگونه احساس ميکرد اگر همان جملات به هر علتي و هر بهانهاي در مورد زناني از بستگان خود او بيان شده بود، آرزو ميکند هرگز آن را ننوشته و هيچگاه در هيچ کجا ثبت نشده بودند.» پس از این بیانیه موسوی که رسما به اعتراضی به ابراهین نبوی بود، این طنزنویس امروز پنجشنبه خطاب به موسوی نامه ای سرگشاده نوشت. آقای موسوی ما با شما رابطه نداریم او در نامه خود نوشته است:« شیوه برخورد شما طبعاً یک رفتار درست و حساب شده در شرایط کنونی انتخابات است و من به آن احترام میگذارم. اما طبیعتاً اهانتهای خانم رجبی به بزرگان این کشور مانند آقای خاتمی، آقای هاشمی و بسیاری دیگر از این بزرگان، جای دفاع ندارد، حتی پیرمرد محترمی مانند شیخ علی دوانی، پدر محترم خانم رجبی از دستش همیشه ناراحت بود و برادرانش هم از او گریزانند، و طبیعتاً من به خودم حق می دهم که در شرایطی که این خانم بدون نگاه داشتن هیچ حد و مرزی به جان افراد افتاده، به عنوان طنزنویس در موردش بنویسم.» او همچنین نوشته است: « اگر مقصودتان از نامه این بود که نامه من به خانم رجبی ربطی به شما ندارد به راستی همین است و این حرف کاملاً درست است. خیلیها در این طرف دنیا ما را مزدور شما میدانستند و فکر میکردند از شما پول گرفتیم تا هوادارتان باشیم. به آن ها توضیح دادیم که حتی چهارتا کوپن هم به ما ندادند، چه برسد به سیب زمینی و آش و پول نفت، اما گوش نکردند. ما از شما حمایت میکنیم و هیچ ربطی هم به شما نداریم، ما بخشی از مردمی هستیم که آمدن شما به نفع آنهاست، شما هم بهتر است بگویید که ما ربطی به شما نداریم و مسوولیت کارهای ما با شما نیست، و این هیچ نیست جز واقعیت.» ... و اما طنز ابراهیم نبوی در مورد حمله فاطمه رجبی به میرحسین موسوی ابراهیم نبوی در تاریخ هجدهم فروردین ، در طنزی نامناسب با عنوان "دیر حسین موسوی و فاطی عصبی" به لجن پراکنی ها و هتاکی های همسر سخنگوی دولت نهم واکنش نشان داد. در زیر گزیده ای از طنز طولانی نبوی را می خوانید: سلام فاطی جان! البته ممکن است ناراحت بشوی که چرا من تو را فاطی خطاب کرده ام، در حالی که من و تو با هم غریبه ایم و اصلا معنی ندارد کسی شما را فاطی خطاب کند، ولی باور کن شما دیگر متعلق به خودت فقط نیستی، تو متعلق به شوهر و بچه هایت فقط نیستی، تو متعلق به همه مردمی، مثل همه قهرمانان و بزرگان تاریخ. حتی اگر دقت کرده باشی، نعوذ بالله علمای اعلام و حجج اسلام و وعاظ مکرم که به همسرشان حمیده خانم می گویند منزل، به همسر حضرت علی می گویند فاطمه جان و به خواهر حضرت امام حسین می گویند زینب جان، طبیعی است که من هم به شما می گویم فاطی جان، البته برای من غلامحسین عزیز هم همان غلومی است و محمود هم همان ... است، بالاخره چایی نخورده ماها با هم پسرخاله ایم. واقعا من و خانواده خودم را به شخص تو و شوهرت و محمود مدیون می دانم، از هر هزار تومان پولی که در این چهار سال درآمد داشتم، حداقل هفتصد تومانش بخاطر حرف های شما بود، اگر شما نبودید من چطور طنز می نوشتم؟ و حالا این کار آخری که کردی واقعا اند مرام است. آبجی، مصب تو شکر که یاد شمسی پهلوون و ... شعبان خان و حسین رمضون یخی و حسین فرزین و حسن اختر را زنده کردی. فاطی جان! باور کن تا همین دو روز قبل که نامه تو در مورد میرحسین منتشر نشده بود، ما مانده بودیم چه خاکی به سرمان بریزیم، خاتمی که عبای شکلاتی اش را کشید سرش و اشک ریزان رفت و انصراف داد و رفت استرالیا ببیند این کانگوروها چه شکلی اند، ابطحی هم که فعلا مفقود الاثر است و فعلا خبری از او نیست، اصلاح طلبان هم که محض رضای خدا حرف یومیه شان را بلد نیستند بزنند، از طرف دیگر، همین میرحسین هم بیست سال است حرف نزده، دهانش را باز می کند، دندانهایش تیلیک تیلیک می خورد به هم، یک جوری حرف می زند که باید یک مترجم بیاید از لس آنجلس که زبان سال 1358 را بلد باشد و به ما بگوید، من هم که هر چی تعریف می کردم از میرحسین موسوی ملت می گفتند، تو از خودشان هستی و معلوم است که تعریف اش را می کنی. من هم هرچه گفتم بابا من از خودشان نیستم باور نکردند که نکردند. تا اینکه شما لطف کردی و این نامه را نوشتی. الهی خدا از دهانت بشنود! الهی خدا هر چه خیر می خواهی بهت بدهد! الهی قد شوهرت یک ده سانتی هم شده بلندتر بشود! الهی روی میز آشپزخانه ات همیشه پر از خودکار و کاغذ باشد! الهی هرچه نفرین می کنی، که دائم می کنی اثر کند و هر کسی دشمن توست به زمین گرم بخورد. فاطی جان! تو اصلاح طلب بودی و در تمام این مدت نمی گفتی؟ بدجنس! تو در تمام این مدت نفوذ کرده بودی تا روز مبادا بیایی و پدر این معجزه هزاره سوم را دربیاوری؟ خیلی زرنگی! تو چطوری موفق شدی این کار را بکنی، واقعا غلامحسین ،الهام کرد یا خودت الهام شدی؟ در هر حال درد و بلایت صاف بخورد توی آن ستاد لالمانی گرفته " دیرحسین". خیلی زود آمده زبانش هم باز نمی شود. دستت درد نکند که هر چه لازم بود بگوییم تو گفتی، چطوری این چیزها به مغزت رسید، من می دانستم حرف هائی که برادر حسین شریعتمداری علیه تو گفت درست نیست و تو آدم خوش فکری هستی، ولی باورم نمی شد. فاطی جان! ما چند ماه است که دارم اثبات می کنیم که موسوی پدر اصلاح طلبی ایران است، ممنون که همین را نوشتی که " موسوي همانگونه كه يكي از اصلاحطلبان گفته است، به درستي «پدر اصلاحطلبي برانداز» است." حالا البته براندازش را هم نمی گفتی طوری نمی شد، چون وقتی می گویی پدر اصلاح طلبی است، احتمالا 20 میلیون رای می آورد، وقتی بگویی برانداز هم هست، سه میلون هم آن برانداز هایی که ما باهاشان قهریم به او رای می دهند، می شود 23 میلیون، البته اگر بیشتر نشود. فاطی جان! سالها بود که ما می گفتیم که دفتر تحکیم وحدت را موسوی حمایت کرد و این گروه بعدا هم مستقلا عمل کردند، اما عده ای می گفتند که نخیر موسوی هیچ کمکی به دفتر تحکیم نکرد و اگر هم کرده باشد، آنها در خط ولایت فقیه بودند. در حالی که تو مشخص کردی که آن طور ها هم نبود و گفته ای که " تحكيم وحدت در حمايت او جان گرفت و پايگير شد، و با امداد مالي و معنوي اعضاي دولت وي، عليه ولايتفقيه، در سالهاي رهبري امام تركتازي كرد." خیلی ها به همین دلیل به این نتیجه رسیدند که باید به موسوی رای بدهند و دقیقا به همین دلیل کلی از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت که فعلا در آمریکا هستند، بعد از گفتن این حرف ها، تصمیم گرفتند با اولین هواپیما برگردند ایران و بروند دست های میرحسین را ببوسند که چنین اقدامات مهمی را انجام داد. البته الآن مشکل پرواز وجود دارد و ممکن است نتوانند خودشان را بموقع به تهران برسانند، اما اینها چیزی از زحمات طاقت فرسای تو کم نمی کند. فاطی عزیز! ای اصلاح طلب پنهان! ای یار غار خاتمی در لاک اصولگرایی! ای پوشیده شده در نهان برای روز نهایی! ای رفیق! تو می دانی با این نامه ات چه کردی؟ .... تو در نامه ات نوشتی " موسوي به دليل آن در بحران جنگ در سال 67 با «استعفاي ناگهاني» موجب خشم امام گرديد و استعفاي ناگهاني و بدون اطلاع امام و رئيسجمهور نشان داد: اولاً ميزان ولايتپذيري موسوي چقدر است"ای فاطی عزیز! من که البته هیچ مخالفتی با ولایت فقیه ندارم و تو هم این را می دانی، ولی خیلی از مخالفان ولایت فقیه که مثل تو فکر می کنند، بخاطر همین حرفی که تو زدی احتمالا می خواهند بروند و به موسوی رای بدهند. البته این میرحسین موسوی هر وقت به ما رسیده بود، می گفت طرفدار ولایت فقیه است. ما هم اصلا به او گیر نمی دادیم، ولی حالا که تو می گویی هم با ولایت فقیه مخالف بود و هم با آقای خامنه ای، تازه دارم می فهمم تو چگونه با همین جمله، یک دفعه دو میلیون رای برای موسوی جمع کردی. باور کن درست بعد از انتشار نامه تو تمام نشریات جهان متوجه ظهور یک اوبامای جدید شدند، و تو کسی بودی که توانستی این کار را بکنی. او شانزده سال در سنگر اصلاحات بود فاطی جان! خیلی از دوستان من مشکل شان این بود که این میرحسین موسوی وقتی کارش تمام شد، کجا رفت؟ برای چی مملکت را ول کرد و چپید توی خانه؟ برای چی نیامد به هاشمی کمک کند تا نقشی در دولت مثلا سازندگی داشته باشد؟ حالا بفرض این شیخ اکبر سرش را به تاق کوبیده بود، می توانست بعد از دوم خرداد یواشکی بیاید با دولت خاتمی که قبلا وزیر دولت او بود کار کند، نمی توانست؟ خیلی ها به ما گفتند که به همین دلیل موسوی چون شانزده سال است در جریان هیچ چیزی نبوده، به همین دلیل به درد ریاست جمهوری نمی خورد. حتی عده ای می گفتند، این آقای محترم در تمام این شانزده سال رفته بود در یکی از غارهای اطراف خامنه و مثل نخست وزیرهای اولیه داشت آنجا روی دیوارهای غار نقاشی اولیه می کشید، یکی هم می گفت که حتی خانم زهرا رهنورد هم چهار پنج سال از او خبر نداشت، یکی اسمش را گذاشته بود " پیرحسین موسوی" یکی گذاشته بود "دیر حسین موسوی" یکی گذاشته " میر فسیل موسوی" و از این حرف ها که بخواهم برایت بگویم مثنوی هفتاد من کاغذ است، ولی باور می کنید ما هیچ کدام نمی دانستیم در تمام این سالها میرحسین موسوی نه تنها دور از جریانات نبود، بلکه همیشه مشاور رئیس جمهور( البته هاشمی و خاتمی) بود و علاوه بر همه اینها با اصلاح طلبان همراهی می کرد. حتی خودش هم دوسه باری از دهانش در رفت و گفت من اصلاح طلب نیستم، حالا یا خجالت کشید یا روش نشد یا چی شد من خیلی خبر ندارم، ولی فکر کنم چیزهایی مطرح بود. ولی فاطی جان! با حرف هایی که تو زدی همه چیز عوض شد، تو در نامه ات نوشتی: " موسوي 16سال مشاور رئيسجمهور» بوده است. هم مشاور هاشمي رفسنجاني و هم مشاور محمد خاتمي!" و نوشتی که " وي در «تقديرنامه خود به محمد خاتمي»، دوران سياه 8سال حاكميت اين فرد را براي خود «افتخارآميز» ميخواند." و نوشتی که " موسوي در 16سال گذشته سر راحت بر زمين گذارده و از همه بركات دولتهاي هاشمي و خاتمي براي كشور و ملت و نظام اسلامي، احساس آسودگي خيال كرده است." فاطی عزیز! می دانی با این حرف ها تو توانستی مشت محکمی به دهان مشارکتی هایی که می گفتند میرحسین موسوی اصلاح طلب نیست بزنی و بفهمانی که بقول بنیامین " دنیا دیگه مثل تو نداره، نداره نمی تونه بیاره" و میرحسین همان کسی است که باید می آمد و آمد. فاطی عزیز! بخاطر همه این چیزها از تو متشکرم، بخاطر همه روزهای سختی که در خانه غلوم گذراندی تا بتوانی در بزنگاه به داد اصلاح طلبان برسی و ثابت کنی میرحسین بهترین است. میرحسین موسوی علیه محمود احمدی نژاد فاطی جان! دوست خوب من! ای همفکر شبهای تار! ای اصلاح طلب قدیمی! تو توانستی یک مشکل بزرگ ما را حل کنی. ما برای همه استدلال می کردیم که میرحسین موسوی با احمدی نژاد خیلی فرق دارد، در حالی که آبجی ما می گفت " هیچ فرقی ندارند، فقط میرحسین یک کم تمیز تره" و همسرم می گفت: " هر دو تاشون مثل همدیگه هستند، فقط میرحسین رو زهرا رهنورد سه ماه انداخته توی وایتکس سفید شده" یا دختر خاله ام می گفت: " هر دو تاشون مثل همدیگه هستند، و اصلا هیچ مخالفتی با هم که ندارند، هیچ، حتی عاشق هم هستند." یک احمد داداش هم داشتیم آمد و گفت این میرحسین آدم نظام است... به همین سادگی! می بینی! اگر تو نبودی می بینی چه حوادثی رخ می داد؟ این توبودی که همه چیز را روشن کردی، تو! تو! فقط تو! فاطی جان! تازه بعد از نامه تو بود که ما فهمیدیم "موسوی عليه دولت پاك احمدينژاد خشمگين شده و احساس مسؤوليت ميكند." و نوشتی: "اينك وي مأمور نجات است. «نجات راست ناراست و چپ منحرف»، «نجات هاشمي و خاتمي». «نجات توسعه و اصلاحات» و نجات «دولت ائتلاف ملي» و «دولت وحدت ملي». اما چه بدفرجام كه در بدترين امتحانات الهي وارد شد و خود را به آزمون گذارد. اما آيا موسوي آخرين مهره هاشمي است يا ديگراني در راهند؟" و این جوری بود که ما واقعا فهمیدیم این زیدآبادی داشته شوخی می کرده که گفته میرحسین گزینه حکومت است، وگرنه، تو که اصل جنسی و اصل حکومتی. این تویی که با ماشین از پشت دیوارهای پاستور رد می شوی و این تویی که می دانی پشت پرده کی چکار کرده و چرا آن کار را کرده. وقتی تو می گویی که موسوی برای مخالفت و حذف احمدی نژاد آمده، این خودش انگار کن که " اوپرا وینفری" از اوباما حمایت کرده باشد. ای فاطی وینفری! ای فاطی کلینتون! این تویی که در آخرین لحظه برای نجات آمدی. البته من دارم یواش یواش شک می کنم، نکند این نامه را فاطمه رجبی در مخالفت با میرحسین ننوشته و زهرا رهنورد در حمایت از شوهرش نوشته است. سیاست های فرهنگی موسوی و فاطی فاطی جان! ما خیلی تلاش کردیم، در این ماهها کوشش کردیم که اثبات کنیم میرحسین موسوی همان بود که از سال 1361 تا 1368 سینمای ایران را شکل دارد، وزیر فرهنگش خاتمی بود، مدیر رادیو تلویزیون در زمان او محمد هاشمی بود و تازه در سال 1367 بود که همزمان با وزارت خاتمی در ارشاد اسلامی کیهانی ها تصمیم گرفتند با تهاجم فرهنگی مبارزه کنند. هزار بار گفتیم که بهشتی و انوار و حجت مدیران خوب فرهنگی، مخملباف و مهرجویی و نادری و کیارستمی و همه اینها فرزندان دوره موسوی هستند، اما مگر حرف ما را کسی قبول می کرد؟ همه می گفتند بروید گم بشوید، خاک برسرتان، مگر اینکه فاطی یا غلامحسین بگویند تا باور کنیم.... اسلام ناب موسوی و اسلام ناب رجبی فاطی جان! راستش را بخواهی ما الآن یک گیر خیلی مهم داشتیم و داریم، این هم حرفی است که میرحسین زده است که طرفدار اسلام ناب محمدی است. راستش را بخواهی ما خودمان هم طرفدار اسلام ناب محمدی هستیم و معتقدیم آدمی که معتنقد باشد، باید دهنش را آب بکشد بعد نماز بخواند، داداش مان هم که به اسلام ناب محمدی معتقد است طرفدار شریعتی است، خواهرمان هم طرفدار آیت الله مصباح است و طرفدار اسلام ناب محمدی است، یک دخترخاله هم داریم که طرفدار اسلام ناب محمدی است و خیلی گوگوش و زیبا شیرازی را هم دوست دارد. منتهی این دفعه آخر که موسوی درباره اسلام ناب محمدی حرف زد، همه مان چت کردیم که نکند، منظورش یک چیزهایی توی مایه ده نمکی باشد، تازه یادمان افتاد ده نمکی هم خودش مدتهاست توی مایه خودش نیست، بعد فکر کردیم چطوری به مردم جواب بدهیم که بیایند به موسوی رای بدهند، تا وقتی که تو برداشتی نوشتی که " موسوي امروز از اسلامناب سخن ميراند. اسلام نابي كه در آن «عدالت به مسلخ رفت» و اصلاحطلبي اين مولود شوم توسعه و سازندگي اين راهكارها را با رياست محمد خاتمي دنبال كرد، مورد توجه موسوي است! آيا اين اسلام، اسلام ناب امام خميني است؟" تازه بعد از این جمله بود که ما فهمیدیم " از اون نظر" درست است، نه از نظرهای دیگر. نماز جمعه میرحسین موسوی البته من خودم تا یک روز قبل از خروج از کشور، هر هفته یا حداقل هر یک سال یکی دو بار نماز جمعه می رفتم و سعی می کردم در جریان بزن بزن و حوادث ناگوار کشور باشم، از این نظر واقعا به نظرم مهم است. روزی هم که تصمیم گرفتم از موسوی حمایت کنم سی چهل نفر با من تماس گرفتند و ای میل زدند و نامه نوشتند و با سنگ زدند به شیشه خانه مان و گفتند: "مرد حسابی! تو می خواهی به میرحسین موسوی رای بدهی که دائم می رود نماز جمعه و می نشیند ردیف اول و چنان هم شعار می دهد که تمام دندانهای آسیابش را با ماهواره های گوگل ارث می شود دید، این هم شد نامزد؟" من هم توضیح دادم که بالاخره هر کسی یک اعتقاداتی دارد، به من چه که نماز جمعه می رود یا دوشنبه و پنجشنبه روزه می گیرد، من خودم هم حج رفته ام، چه فرقی می کند! مثلا خانم فاطمه رجبی سالی شش بار مجانی حج می رود، مسلمان شده و ادب یاد گرفته؟ این که دلیل نمی شود. تا اینکه نامه شما را خواندم که نوشته بودید: " همين ديروز يك نفر از نزديكان و همراهان موسوي برايم پيغام داد كه براي مردم بنويسم: من شاهدم 20 سال است موسوي در نمازجمعه شركت نكرده است. صحت و سقم مسأله با گوينده است. اما مردم هم هيچ اثري از حضور او در نماز نديدهاند. چرا؟" راستی فاطی جان، چرا؟ شما فکر می کنی اتفاقی افتاده است؟ موسوی ساده زیست، احمدی نژاد ساده زیست فاطی عزیز! یک چیزی در نامه ات نوشته بودی که من می دانستم و دیگران نمی دانستند و هر چه هم می گفتم باور نمی کردند. آنها می گفتند این موسوی ساده زیست است و چون قبلا احمدی نژاد که ساده زیست بود و ساده زیست هست، رئیس جمهور شد و قیمت همه چیز سه برابر شد و با همین ساده زیستی اش نصف بودجه مملکت را برای برطرف کردن عقده های ساده زیستی اش کرد و سفر خارجی رفت و پول مملکت را به باد داد، ما حاضر نیستیم به کسی دیگر رای بدهیم که ساده زیست باشد و این دفعه اگر یک ساده زیست دیگر بیاید قیمت ها شش برابر می شود و گوجه فرنگی می شود کیلویی بیست هزار تومان و رئیس جمهور می خواهد هفته ای یک بار برود به نیویورک. من چون خودم در تهران آشنایی دوری با میرحسین موسوی داشتم، به آنها می گفتم بابا دروغ می گویند این ساده زیست نیست، اما آنها می گفتند: چرا، ساده زیست است و اگر بیاید دهن مان صاف است، لااقل چهار سال یکی که ساده زیست نیست بیاید ما کمی نفس بکشیم، تا دوباره ساده زیست بیاید. فاطی جان! باور کن هر چه قسم خوردم اثر نداشت، حتی رفتم عکس خانه شان را آوردم که ببینید چقدر شیک است، باز هم اثر نداشت. تا اینکه تو برداشتی نوشتی که " موسوي سادهزيست است!؟ كدام سادهزيستي؟چه كسي با او همراه بوده است! من مدتي در خانهاي زندگي كردم كه 20سال پيش خانه موسوي بوده است. چرا او از آن خانه نقل مكان كرد؟ اگر موسوي «در كاخنشين يا شاهنشين جماران» سكني ندارد، معنايش سادهزيستي است؟ روزي با ماشين، مسافتي را از پشت يك ديوار در منطقه پاستور طي كردم، به من گفته شد «اين مسافت ديوار خانه مسكوني موسوي» است! به عمل كار بر آيد به سخنداني نيست." فاطی جان! ... الهی درد و بلایت بخورد توی سر اعضای ستاد میرحسین موسوی، تو بهترینی! تو همان هستی که موسوی نیاز داشت. ورود تو را به ستاد حامیان موسوی تبریک می گویم. تا تو را داریم هیچ غمی نداریم. من و دوستانم تلاش می کنیم تا همه سووالاتی که علیه موسوی وجود دارد جمع کنیم و برایت بفرستیم تا جواب بدهی و موسوی انتخاب بشود، مطمئن باش تا وقتی موسوی دوستی مثل تو دارد هیچ کسی نمی تواند با او دشمنی کند. مخلص ابراهیم نبوی هفدهم فروردین 1388 منبع :فرارو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 9:3 توسط پوریا |
|
|
خبرنامه امیرکبیر: ظهر امروز خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر مقارن با سال تحویل جلوی زندان اوین رفتند تا آخرین دقایق سال ۸۷ را با فرزندانشان از پشت میله های زندان بگذرانند. نیروهای امنیتی و پلیس امنیت از اولین دقایق از جمع شدن خانواده ها جلوگیری کردند و اجازه پهن کردن سفره هفت سین را ندادند و با خشونت به شرکت کنندگان حمله کردند. در نهایت، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، میلاد اسدی (اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)، سعید فیض الله زاده، مجید دری، حامد عزیزی، پدر میلاد اسدی و مادر نریمان مصطفوی را بازداشت کردند. آنها به جمع خانواده های دانشجویان زندانی حمله کرده و میلاد اسدی و پدر وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از آن تعدادی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت جهت پیگیری وضعیت بازداشت شدگان به پلیس امنیت مراجعه کردند و نیروهای امنیتی امین نظری و فرید هاشمی، دو عضو دیگر شورای مرکزی تحکیم وحدت را نیز بازداشت کردند. محمد ملکی نیز ابتدا بازداشت و پس از دو ساعت آزاد شد. تا کنون بازداشت این افراد تأیید شده است. در عین حال نیروهای انتظامی پلاک های خودرو خانواده دانشجویان را کنده اند و گوشی آنها را ضبط کردند. خبر تکمیلی: اسامی بازداشت شدگان در مقابل زندان اوین طبق اخبار رسیده ظهر امروز نیروهای امنیتی مهدي عربشاهي دبير تشكيلات تحكيم وحدت، ميلاد اسدي عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، بهاره هدايت عضو شوراي مركزي تحكيم، پدر و مادر میلاد اسدی و همچنين خودروي ايشان، چند نفر ديگر كه اساميشان هنوز مشخص نشده و نيز خانم بهبهاني و اردشير رضوان، (مادر و شوهر خاله نريمان مصطفوي دانشجوي پلي تكنيك كه چند هفته پيش دستگير شده بود) را بازداشت كردند. پلاك خودروهاي كيوان صميمي، مجيد دري و صادق شجاعي كه در محل مانده بوده و خواهان آزادي بازداشت شدگان بودند نيز كنده شد و توسط نيروي انتظامي ضبط گرديد. آخرین اخبار از بازداشت فريد هاشمي و امين نظري، اعضای شوراي مركزي تحكيم، مقابل ساختمان پليس امنيت حكايت دارد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 4:57 توسط پوریا |
|
|
اوباما رییس جمهور آمریکا با صدور پیامی نوروزی برای ایرانیان خواستار آغاز نوينی در روابط دو کشور شد.
من بویژه میخواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم. نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است. اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است. برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند میدهد.از بسیاری جهات شما نیز مانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار میکنید که ما جشن میگیریم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادله هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازهای از امیدواری. در بطن این جشنها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای فرزندان ما، امنیت برای خانوادههای ما، پیشرفت برای جوامع ما و آشتی میان ملتها نهفته است. اینها امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند. پس این فصلی برای آغازینو است. من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم. ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار میدهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعه جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمیرود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم. شما نیز در برابر خود انتخابی دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعه بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید - اما این حق با مسئولیتهای واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشاندهنده بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است میتوان دست یافت. و معیار سنجش این بزرگی داشتن توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است. بنابراین، به مناسبت فرارسیدن سال نو شما، مایلم شما، مردم و رهبران ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آیندهای هستیم. این آیندهای است همراه با مبادلات تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. این آیندهای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شدهاند، آینده ای که در آن شما و همسایگانتان و جهان در بعد وسیعتر میتوانیم همه در صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم. من میدانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سالیانی پیش به وسیله سعدی نگاشته شده به خاطر آوریم: بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همه ما در آن مشترکیم به ما یادآوری میکند. یکبار دیگر به این روح متعالی توسل جسته و نوید آغازی دوباره را بجوییم. سپاسگزارم. عید شما مبارک. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 4:1 توسط پوریا |
|
|
در گذشت خانم خدیجه ثقفی را به ایرانیان تسلیت عرض مینماییم
سخنان اقای خاتمی در مورد رحلت ایشان: یاری: رئیس جمهور سابق کشورمان گفت:«صبر و بینش مرحومه ثقفی (همسر گرامی امام راحل) یکی از علل موفقیت حضرت امام خمینی (ره) در هدایت انقلاب اسلامی و پیروزی آن بوده است.» به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی که امام راحل از او به عنوان فرزند فاضل و باتقوای خویش یاد کرده بود، ظهر امروز برای عرض تسلیت به خانواده بزرگوار حضرت امام خمینی(ره) در حسینیه جماران حضور یافت. وی در جمع خبرنگاران حاضر در حسینیه جماران اظهار داشت:«نقش حاجیه خانم ثقفی را در دوران تبعید حضرت امام خمینی (ره) و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یکی از پشتوانه های انقلاب میدانم.» رئیس دولت اصلاحات گفت:«واقعا احساس میکنیم بار دیگر در ماتم عزای امام خمینی ماتم زده شدهایم.» وی ابراز امیدواری کرد، خداوند روح بلند حاجیه خانم ثقفی، همسر گرامی حضرت امام (ره) را با اولیائش محشور کند. سید محمئ خاتمی با بیان اینکه ارتحال همسر حضرت امام مصیبت بزرگی است، خاطر نشان کرد:«ان شاءالله خداوند با لطف خودش جبران کند.» |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 3:52 توسط پوریا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجا خانه ی ازادی من یک نویسنده ی کم نویس که امید دارد در اینده بیشتر بنویسد وبا نوشتن راه ازادی را هموار سازد اینجا خانه ایست سرتاسر امیدو امید ان امید به ازادیست یا حق.
لوگوی ما در پایین امده است(ما زنده برآنیم که ارام نگیریم) |
| پیوندهای روزانه |
|
متن کامل سخنان ناتمام اعتراضی آیت الله توسلی در مجمع تشخیص مصلحت برای حمایت از هنر و هنرمند(شماره حساب مهرجویی) بن آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
نوشته های من مقالات |
|
RSS
|