تبليغاتX
رها
مسائل سیاسی روز کشور
                         هموطن شهیدم شهادت مبارک

فردا شنبه ساعت ۴ میدان انقلاب

لطفا با پیراهن مشکی و مچ بند سبز بیایید

                                  مرگ بر دیکتاتور

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 20:6  توسط پوریا | 
                           دوم خرداد گرامی باد

ومن در این روز که یاد اور روزهای خوب است اعلام میکنم که با تمام احترامی که برای اقای کروبی و یارانش قائلم با بررسی شرایط به این نتیجه رسیده ام که از اقای میرحسین موسوی حمایت کنم

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 1:56  توسط پوریا | 
 

دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: اگر در اين بيست روز تلاش خوبي كنيم مي‌توانيم مردم را پاي صندوق بياوريم اگر هم مردم آمدند و راي دادند قاعدتا وضعيت تغيير مي‌كند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجت‌الاسلام و المسلمين مهدي كروبي در اولين كنگره شهروند آزاد كه با عنوان ‌مطالبه‌محوران حامي برنامه‌هاي وي برگزار شد، اظهار كرد: اولين توصيه من به شما به عنوان فردي باتجربه كه تلخ و شيرين‌هاي زيادي در صحنه‌هاي مختلف كشيده، اين است كه هيچ وقت صحنه سياسي را ترك نكنيد به ويژه اين‌كه اين ابتداي كار شماست.

وي ادامه داد: ممكن است زماني فردي نظام و حكومت را به كلي قبول نداشته باشد، در اين صورت اين فرد يا رويكرد مبارزه رسمي را اتخاذ مي‌كند و يا انفعال را در پيش مي‌گيرد اما زماني كه ما هنوز نظامي را قبول داريم نبايد صحنه را ترك كنيم؛ بلكه بايد به شكل جدي در عرصه‌هاي سياسي حضور يابيم. شما هم با ظرفيت‌هاي خوبي كه داريد سعي كنيد حضور فعالي داشته باشيد؛ چراكه هرچه غيبت شما بيشتر باشد دشواري‌ها هم بيشتر خواهد شد.

وي با اشاره به انتخابات دوره نهم رياست جمهوري تاكيد كرد: به هر حال ما در آن انتخابات ولو با اختلافي ناچيزي باختيم اما اكنون كاملا اين زمينه وجود دارد كه مردم پاي صندوق‌هاي بيايند، آن‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند كه غايب بودن فايده‌اي ندارد اگر در اين بيست روز تلاش خوبي كنيم مي‌توانيم مردم را پاي صندوق بياوريم اگر هم مردم آمدند و راي دادند قاعدتا وضعيت تغيير مي‌كند.

دبيركل حزب اعتماد ملي يادآور شد: يكي از اشكالات من به صداوسيما اين است كه آن‌ها كارشناسان را براي مناظره دعوت نمي‌كنند، اين را به آن‌ها گفته‌ام كه اگر اين مناظرات انجام نشود شائبه‌هايي پيش مي‌آيد و شما متهم مي‌شويد، به هر حال آن‌ها مي‌دانند هرچه گفت‌وگوهاي بيشتري طرح شود، حساسيت و آگاهي مردم هم بيشتر مي‌شود. وی افزود: «آقایان با خود محاسبه کرده‌اند که اگر قرار باشد نمایندگان کاندیداها با هم مذاکره کنند، چه کسی را از طرف احمدی‌نژاد بفرستند، حتی آقای خوش‌چهره هم حاضر نیست مناظره کند، مثلا در مقابل آقای کرباسچی چه کسی را می خواستند بگذارند،‌ آقای مشایی؟ یا مقابل آقای عبدی و نجفی چه کسانی را می‌توانستند قرار دهند؟ آقای ثمره»؟

وي تاكيد كرد: اگر ما بتوانيم خوب كار كنيم و تلاش بيشتري انجام دهيم، حداقل اين است كه اوضاع‌مان تغيير مي‌كند، حالا ممكن است يا من كانديدا شوم يا فرد ديگري. اين را خواهيد ديد كه در اين بيست روز جناح مقابل شگردهاي ديگري به كار مي‌بندد پس طرف مقابل را كوچك نشماريد و از همين فرصت‌ها و امكانات استفاده كنيد.

وي ابراز عقيده كرد: اگر اين‌ها پيروز شوند از جهات مختلف از دانشگاه تا صحنه‌ كارگري شاهد فشار بيشتري بر مردم خواهيم بود. اكنون هم آن‌چه وجود دارد اين است؛ غير از آن‌كه شما در مورد برخورد با دانشجويان و اساتيد مي‌بينيد فشارها بر مردم بسيار زياد است و بايد با اين فشارها به گونه‌اي مقابله كرد.

كروبي در ادامه با انتقاد از روند انتخابات مجلس هشتم تصريح كرد: اين انتخابات به مراتب از انتخابات هفتم سخت‌تر و دشوارتر بود و اگر شرايط تغيير نكند مثل آفتاب روشن است كه انتخابات مجلس نهم از انتخابات مجلس هشتم هم به مراتب سخت‌تر خواهد بود. آن‌چه در حال حاضر بايد مورد توجه ما قرار گيرد فرصتي است كه در انتخابات به وجود آمده و اين ما هستيم كه بايد از اين فرصت به نحو احسن استفاده كنيم.
 
گفتنی است،‌ در مراسم افتتاح ستاد شهروند آزاد، چهره‌هایی از جمله، عمادالدین باقی، عباس عبدی،‌ غلامحسین کرباسچی،‌ بابک احمدی، عیسی سحرخیز،‌ عبدالله مومنی و ... حضور داشتند.
منبع ما:سحام نیوز
+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 1:27  توسط پوریا | 
غلامحسين كرباسچي گفت: والله به هركس غير از كروبي راي بدهيم، ضرر كرده و چهار سال ديگر تاسف مي‌خوريم.

عضو ستاد تبليغاتي مهدي كروبي پنجشنبه شب در جمع دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي بندرعباس افزود: شجاعت كروبي يكي از بهترين نقاط قوت اوست و بيانيه هاي مختلفي كه صادر كرده از مصاديق آن است.

وي ادامه داد: بسياري از بيانيه‌هايي كه كروبي به صورت علني منتشر كرده بسياري حتي در خانه خود جرات ندارند آن را با صداي بلند بخوانند.

كرباسچي در توضيح دلايل حضور كروبي در صحنه انتخابات اظهارداشت:شيخ اصلاحات با توجه به سابقه ديني ومبارزاتي خود،آرمانهاي اوليه نظام مانند جمهوريت ، اسلاميت و آزادي را در خطر ديد و براي احياي آنها به صحنه آمده است.

وي اضافه كرد: كروبي براي من قهرمان روشنفكري نيست اما فردي است كه در دوران شاه و در ابتداي ورود خود به حوزه علميه قم در ‪۲۰‬سالگي،از روحانيون متحجر مخالف امام سيلي خورده است.

كرباسچي خاطرنشان كرد: براساس ديدگاههاي صريح كروبي ، نظارت استصوابي موجب تهي شدن انقلاب از وجه جمهوريت آن شده است.

به گفته اين عضو ستاد تبليغاتي كروبي، ايرانيت نظام نيز طي چهار سال اخير آسيب جدي ديده است و بار شعارهاي توخالي و بر انگيختن حساسيتهاي بين المللي بر سر مردم آوار شده است.

كرباسچي در جمع دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي بندرعباس اظهارداشت: گاهي حرفهايي كه درباب مبارزه با آمريكا واسراييل و ابرقدرتها توسط برخي افراد زده مي‌شود و فكر مي‌كنند با اين حرفها آن ابرقدرتها نابود مي‌شوند،از ابعاد سياسي خارج است و نشانه حالتهاي رواني گويندگان آنهاست.

وي با انتقاد از برخي برنامه‌هاي دولت نهم كه اخيرا اجرايي شده مانند توزيع سود سهام عدالت و افزايش حقوق‌ها معتقد است: اين تفكر كه بخواهند با اين كارها آراي مردم را جابجا كنند تحميق ملت است وگرنه مي‌توانستند اين كارها را در چهارسال گذشته انجام دهند نه اكنون كه در آستانه انتخابات هستيم .

وي همچنين از برنامه‌هاي كروبي براي دانشجويان خبرداد و اظهارداشت:
چنانچه كروبي موفق به كسب آراي لازم شود، ‪۷۵‬درصد از شهريه دانشجويان دانشگاه آزاد را به صورت وام به آنان پرداخت مي‌كند.

كرباسچي پس از اين برنامه در يك نشست خبري به سووالات خبرنگاران رسانه‌هاي مختلف پاسخ گفت.

وي درپاسخ به سووال ايرنا درباره مهمترين وجه تمايز موسوي و كروبي گفت:
اين دونامزد قابل مقايسه نيستند اما مهمترين اختلاف نظرهاي آنان با يكديگر در اقتصاد و سياست خارجي است.

كرباسچي درباره موضع كروبي در انرژي هسته‌اي گفت: به اعتقاد دبيركل حزب اعتماد ملي ايران نمي‌تواند نسبت به انرژي اتمي بي‌تفاوت باشد، اما آنچه موقعيت ايران را سخت كرده اظهارات خام و نپخته برخي مسوولين وبه ويژه احمدي نژاد است.

به گفته كرباسچي چنانچه ايران در سياست هسته‌اي خود به جاي بحث حاشيه اي سوخت هسته‌اي بر روي موضوع نيروگاه هسته‌اي متمركز شود، مي‌تواند ضمن بهره مند شدن از مواهب آن با دنيا نيز تعامل خوبي داشته باشد.

وي درباره شناخت كروبي از استان هرمزگان و تحليلش از مشكلات اين استان افزود: كروبي، هرمزگان را درسطح كلان مي‌شناسد و تورم و بيكاري وكمبود درآمد به همراه نارسايي‌هاي مديريتي ناشي از مديران غير بومي را مهمترين چالشهاي استان مي‌داند.

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 16:8  توسط پوریا | 
سحام نیوز:عضو تیم اقتصادی مهدی کروبی با اشاره به طرح مثلث طلایی این نامزد ریاست جمهوری گفت: تحت پوشش قرار دادن بیمه تامین اجتماعی افراد جامعه، استفاده افراد بالای 18 سال از بیمه بیکاری تا زمان پیدا کردن شغل و فعال کردن بیمه تحصیلی دانش آموزان اجزای این مثلث طلایی را تشکیل می دهند.

به گزارش خبرنگار مهر در زاهدان، محمدرضا خباز بعد از ظهر پنجنشبه در جمع اعضای ستاد انتخاباتی دانشجویی کروبی در تالار ملاصدرای دانشگاه سیستان و بلوچستان با اشاره به ارائه طرح جمع آوری گشتهای ارشاد از سوی کروبی افزود: برای اینکه بتوانیم با هنجارشکنان جامعه مبارزه کنیم، نیازمند کار فرهنگی هستیم و کار فیزیکی در این خصوص هیچگاه پاسخگو نخواهد بود.

نماینده مردم کاشمر در مجلس با بیان اینکه جایگاه ریاست جمهوری دارای شاخه های مختلف است ادامه داد: رئیس جمهوری باید از عقل جمعی و مشاوران باتجربه استفاده کند.

نماینده کاشمر تاکید کرد: قصد تخریب کاندیدهای دیگر را نداریم و هدفمان کمک در جهت توسعه بخشیدن به کشور است.

عضو تیم اقتصادی مهدی کروبی با اشاره به تفاوت بین سهام عدالت احمدی نژاد و سهام نفت کروبی تصریح کرد: طرح سهام عدالت طرح قابل قبولی نیست و دولت در آغاز اجرای آن دچار مشکل شد که نمونه بارز آن توجه به دهکهای بالای جامعه بود.

وی ادامه داد: این امر با نظر رئیس جمهور که معتقد است این طرح برای افراد کم درآمد جامعه است تناقض دارد در حالی که طرح سهام نفت از شکل و ماهیت دیگری برخوردار است.

خباز به برنامه های کروبی در خصوص اقوام و مذاهب اشاره کرد و افزود: کروبی به تازگی بیانیه ای در خصوص دفاع از قومیتها و مذاهب صادر کرده که در آن بر استفاده از همه پتانسیلهای کشور و بها دادن به همه اقشار جامعه تاکید شده است.

وی در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان حاضر مبنی بر اینکه نقاط قوت دولت نهم در عرصه اقتصاد چه بوده عنوان کرد: بر اساس چشم انداز 20 ساله ایران قرار بود در رتبه اول قرار گیرد اما شاهد هستیم که قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد نرخ تورم 12 درصد بوده و بعد از گذشت چهارسال قرار بود به 9 درصد کاهش یابد در حالی که بانک مرکزی اعلام کرده در حال حاضر نرخ یاد شده به 25 درصد رسیده است.

نماینده مردم کاشمر در مجلس افزود: قبل از دولت احمدی نژاد 70 هزار میلیارد تومان نقدینگی در کشور وجود داشته که اکنون این میزان به 170 میلیارد تومان رسیده است.

خباز تاکید کرد: در سال 84 یکی از شعارهای انتخاباتی کروبی پرداخت 50 هزار تومان به افراد جامعه بود که این شعار را هم اکنون دیگران سر می دهند.

وی افزود: طرح کروبی در خصوص سهام نفت بر اساس آن است که یک سهم از شرکت نفت و گاز به افراد بالای 18 سال داده شود.

عضو تیم اقتصادی اعلام کرد: کروبی 35 طرح برای توسعه و آبادانی کشور دارد که هریک دارای هشت راهبرد است.

خباز با اشاره به طرح مثلث طلایی کروبی عنوان کرد: تحت پوشش قرار دادن افراد جامعه در راستای بیمه تامین اجتماعی، استفاده افراد بالای 18 سال از بیمه بیکاری تا زمان پیدا کردن شغل و فعال کردن بیمه تحصیلی دانش آموزان که هفتاد درصد آن را دولت پرداخت می کند اجزای مثلث طلایی کروبی را تشکیل می دهند.

نماینده کاشمر یکی از برنامه های کروبی را گسترش خصوصی سازی در جامعه دانست و گفت: کروبی با خصوصی سازی موافق است اما با خاصه سازی مخالف می کند.

وی انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی را از نواقص کاری دولت نهم دانست و خاطرنشان کرد: این سازمان حاصل تلاش 50 ساله متفکران جامعه بود و منحل کردن هنر محسوب نمی شود، بلکه اصلاح کردن هنر است.
+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 16:4  توسط پوریا | 
برنامه پخش مناظره‌ها‌ي تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري از 12 خرداد ماه آغاز مي‌شود.

برنامه پخش مناظره‌ها‌ي تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري از 12 خرداد ماه آغاز مي‌شود. نخستين مناظره بين حجت‌الاسلام والمسلمين مهدي كروبي و دكتر محسن رضايي در 90 دقيقه و روز 12 خردادماه ساعت 22:30 تا ساعت 24 و هم‌چنين آخرين مناظره 18 خردادماه بين دكتر محمود احمدي‌نژاد و دكتر محسن رضايي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 پخش خواهد شد.

بر اين اساس مناظره‌ها‌ي تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري به اين شرح است:
روز 13 خردادماه مناظره بين دكتر محمود احمدي‌نژاد و مهندس ميرحسين موسوي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت.
روز 14 خردادماه مناظره بين دكتر محسن رضايي و مهندس ميرحسين موسوي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت.

روز 16 خرداد ماه مناظره بين دكتر محمود احمدي‌نژاد و حجت‌الاسلام والمسلمين مهدي كروبي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت.
روز 17 خردادماه مناظره بين حجت‌الاسلام والمسلمين مهدي كروبي و مهندس ميرحسين موسوي را از شبكه 3 در ساعت 22:30 تا 24 شاهد خواهيم بود.

همچنين آخرين مناظره 18 خردادماه بين دكتر محمود احمدي‌نژاد و دكتر محسن رضايي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 پخش خواهد شد.
برنامه‌هاي تبليغي نامزدهاي دهمين دوره‌ي رياست جمهوري همچنين در قالب مستند، گفت‌وگوي ويژه‌ي خبري، پاسخ به كارشناسان، گفت‌وگوي يك نفره از شبكه‌هاي يك، دو، سه، چهار، خبر و شبكه جام جم به روي آنتن خواهد رفت.

گفتني است، بر اساس قرعه كشي انجام شده، گوي زرد، به مهدي كروبي رسيد؛ ميرحسين موسوي، صاحب گوي سبز شد؛ احمدي نژاد، گوي قرمز و محسن رضايي، گوي آبي را به دست آورد.

كنداكتور پخش برنامه‌هاي معرفي کانديداهاي دهيمن دوره انتخابات رياست جمهوري
در صدا و سيماي جمهوري اسلامي













تصوير جدول‌ها از: سايت يزد فردا
منبع ما:تابناک
+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 1:27  توسط پوریا | 
محمود احمدي‌نژاد کانديداي رياست جمهوري انتخابات دهم در سخنراني که در سمنان محل تولدش صورت داد، گفت: «زماني که در سعدآباد، آن توافقنامه يک جانبه تحميلي و نمي‌خواهم بگويم، ولي ننگين را تنظيم کردند با خود گفتند کار ملت ايران تمام شد. آنها گفتند بايد تمام فعاليت‌ها تعليق و در آزمايشگاه‌ها بسته شود و رشته‌هاي دانشگاهي که مربوط به انرژي هسته‌اي هستند در دانشگاه تعطيل شود. آنها با امضاي اين توافقنامه جشن و پايکوبي کردند و در آن زمان نخست وزير معزول وقت انگليس مصاحبه کرد و گفت ما ميوه عراق را در سعدآباد چيدم».

به گزارش آفتاب، در اين پاراگراف احمدي‌نژاد شش اشتباه فاحش را صورت داده که خدا کند عمدي نباشد. در غير اينصورت يا ايشان دروغ گفته‌اند که در اين حالت از شرايط کانديداتوري ساقط مي‌شوند و يا غلط به عرض ايشان رسانيده‌اند که در اين صورت نيز مديريت ايشان زير علامت سوال قرار مي‌گيرد.

اين شش اشتباه و يا خداي ناکرده دروغ عبارتند از:

1- آنچه در سعدآباد اتفاق افتاد توافقنامه نبود بلکه يک بيانيه بود. شايد ايشان (احمدي‌نژاد) تفاوت بين توافقنامه و بيانيه را به خوبي نمي‌دانند و بهتر است دوستان وزارت خارجه‌اي ايشان اين تفاوت‌ها را به ايشان تبيين کنند.

2- در سعدآباد هيچ توافقي مبني بر تعليق صورت نگرفت. در سعدآباد جمهوري اسلامي ايران پذيرفت که داوطلبانه مي‌تواند تعليق محدود را براي مدتي که خود مي‌خواهد براي اعتمادسازي انجام دهد. در اين مذاکرات ايران داوطلبانه بودن تعليق را به آنها تحميل نمود در حالي که قطعنامه آژانس آن را الزامي کرده بود.
اي‌کاش احمدي‌نژاد به اسناد اين مذاکرات رجوع مي‌کرد و سپس لب به سخن مي‌گشود.

3- مذاکره حول محور تعليق موقت، صرفا روي محور نطنز بود و اينکه ايشان فرموده‌اند تمام فعاليت‌هاي آزمايشگاهي بسته شود جاي تعجب است چون بعد از سعدآباد فعاليت اصفهان (U.C.F) ادامه يافت و قطعه‌سازي و مونتاژ نيز ادامه پيدا کرد.

4- در مذاکرات هيچ بحثي از آزمايشگاه‌ها نبوده و اينکه گفته‌اند آزمايشگاه‌ها بسته شد، کاملا خلاف واقع و نادرست است.

5- اينکه آقاي احمدي‌نژاد گفته‌اند «رشته‌هاي دانشگاهي مربوط به انرژي هسته‌اي در اين مذاکرات توافق شده بود که تعطيل شوند» نيز کذب محض است. در اين مذاکرات هيچ کجا بحث در خصوص موارد دانشگاهي صورت نگرفت و همه دانشگاه‌ها و ملت ايران شاهد است که هيچ رشته دانشگاهي تعطيل نشد بلکه موضوع محدوديت تحصيلي دانشجويان ايراني در خارج از کشور فقط در قطعنامه‌هاي شوراي امنيت و آن هم در دوران خود آقاي احمدي‌نژاد صورت گرفته که طي اين قطعنامه‌ها دانشجويان ايراني را محروم از تحصيل در رشته‌هاي مرتبط با موضوع هسته‌اي کرده‌اند.

باز اي‌کاش آقاي احمدي‌نژاد به قطعنامه‌هاي صادر شده در دوران خود نيم نگاهي مي‌کردند که خداي ناکرده دروغي از زبان ايشان ولو به طور سهوي جاري نشود.

6- بحث بيانات نخست‌وزير معزول وقت انگليس هم تا جايي که بنده در کليه اسناد و اينترنت جستجو کردم هيچ مطلبي را نه آن زمان و نه از آن زمان تاکنون نديده و نشنيده‌ام. بجاست که آقاي احمدي‌نژاد از مشاوران اطلاعاتي و مطبوعاتي خود بخواهند تا يک بار ديگر کليه اخبار تلکس‌ها و حتي ميل‌هاي خودشان را نظاره کنند تا اگر سندي در خصوص اين گفته‌ها يافته‌اند ما را نيز مطلع نموده؛ چرا که توهين به ملت را به زبان دشمن گذاشتن کار شايسته‌اي نيست.

به هر حال بد نيست آقاي احمدي‌نژاد در سخنراني‌هاي تبليغاتي خود به گونه‌اي بيان برانند که در صورت نياوردن رأي مجبور به پاسخگويي به اين سخنان خداي نکرده دروغ نگردند.

در تمام اين مذاکرات که مقام معظم رهبري در جريان ريز آن بوده‌اند اين موارد گفته شده يافت نمي‌شود و اگر اين چنين مي‌بود هيچگاه معظم له تن به اين به تعبير آقاي احمدي‌نژاد «توافقنامه (مذاکرات) ننگين» را نمي‌دادند.

مقام معظم رهبري چند هفته بعد از مذاکرات سعدآباد در ملاقات کارگزاران نظام با ايشان، از روند فعاليت هسته‌اي دفاع فرمودند.

منبع ما:تابناک

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 1:21  توسط پوریا | 
اختصاصی سرو : احمد مسجدجامعی که به دعوت شبکه پنجم در برنامه تهران 20 حضور یافته بود تا با او درباره انتخابات گفت و گو کنند، تا به انتقاد از دولت پرداخت، ناگهان برنامه را قطع کردند.

احمد مسجد جامعی از چهره هایی است که به گواه موافق و مخالف بیش تر از این که به نقد بپردازد، از عملکردهای مثبت می گوید و به گواه معاون فرهنگی کنونی وزیر ارشاد او به عنوان رییس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تلاش زیادی برای بهتر برگزار شدن نمایشگاه کتاب کرد. در عین حال تلویزیون بارها و بارها در گفت و گو با مقامات فرهنگی دولت نهم مانند صفار هرندی و معاون فرهنگی اش دوره احمد مسجدجامعی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به باد انتقاد گرفته است.

برخورد دوگانه تلویزیون با نامزدها و تبدیل تلویزیون به بولتن تصویری ستاد انتخاباتی رییس جمهوری کنونی مورد انتقاد شدید نامزدهای انتخابات بوده است و دیروز مهدی کروبی و میرحسین موسوی در نامه هایی سرگشاده به انتقاد از رویه تبعیض آمیز تلویزیون پرداختند.

منبع:تابناک

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 1:6  توسط پوریا | 

مراسم قرعه‌کشی برنامه‌های مناظره و تبلیغات نامزدها در ابتدا با قرعه‌کشی رنگ‌های سبز، آبی، زرد و قرمز برای 4 کاندیدای ریاست‌جمهوری برگزار شد.

عصر روز چهارشنبه مراسم قرعه‌کشی برنامه‌های مناظره و تبلیغات نامزدها هم ‌زمان با اعلام رسمی اسامی نامزدها از سوی وزارت کشور انجام شد و در این مراسم قرار بر این شد که چهار رنگ زرد، سبز، آبی و قرمز قرعه‌کشی شوند تا هر کدام به عنوان رنگ یکی از کاندیداها در جدول برنامه‌ها گذاشته شود.
در این قرعه‌کشی، رنگ نماینده دکتر محمود احمدی‌نژاد(مهدی کلهر)، «قرمز» شد.
رنگ «زرد» مربوط به برنامه‌های تبلیغاتی حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی انتخاب شد که از سوی مرتضی الویری، از گردونه قرعه‌کشی به بیرون کشیده شد.
رنگ آبی نیز به عنوان تعیین کننده برنامه تبلیغاتی دکتر محسن رضایی تعیین شد که شهرام گیل‌آبادی به عنوان نماینده این نامزد در صداوسیما حاضر بود.
از سوی مهندس موسوی، بیژن زنگنه به همراه احمد پورنجاتی حضور داشت که رنگ «سبز» را از گردونه قرعه کشی بیرون کشید.
نکته جالب این بود که رنگ سبز به عنوان نماد حامیان موسوی شناخته می‌شود و در این قرعه‌کشی نیز رنگ سبز به عنوان رنگ برنامه‌های تبلیغاتی مهندس موسوی تعیین شد.
بنا بر قرعه‌کشی انجام شده، برنامه‌های مناظره‌ها و تبلیغات مهندس میرحسین موسوی به این شرح اعلام شد:
مناظره موسوی با دیگر کاندیداها:
مناظره موسوی با احمدی‌نژاد 13 خرداد 88
مناظره موسوی با رضایی 14 خرداد 88
مناظره موسوی با کروبی 17 خرداد 88
این مناظره‌ها در 90 دقیقه از شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران در ساعت 22:30 تا 24 روزهای اعلام شده پخش خواهد شد.
جدول پخش برنامه‌های تبلیغاتی موسوی:
اولین برنامه تبلیغی مهندس موسوی در روز جمعه اول خرداد 88 از شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15 پخش خواهد شد.
9 خرداد، فیلم مستند تهیه شده در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15
18 خرداد، دومین فیلم مستند در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15
همچنین آخرین روز گفت‌وگوی ویژه خبری از شبکه دوم سیما به مدت 45 دقیقه در روز 19 خرداد 88 به مصاحبه با مهندس موسوی اختصاص دارد.
شبکه 4 نیز در روز 12 خرداد برنامه‌ای 60 دقیقه‌ای با موضوع پاسخ به کارشناسان را از ساعت 18:30 تا 19:30 روی آنتن می‌برد.
شبکه خبر، 15 خرداد برنامه‌ای در قالب گفت‌وگو با مهندس موسوی از ساعت 19:30 تا 20 پخش خواهد کرد.
شبکه جام جم نیز برای ایرانیان خارج از کشور دو برنامه برای هر کاندیدا در نظر گرفته که روز 4 خرداد برنامه 60 دقیقه‌یی مهندس موسوی و روز 16 خرداد برنامه مستند تهیه شده پخش خواهد شد.
برنامه‌های رادیویی مهندس موسوی:
شبکه سراسری صدا (رادیو ایران):
*دوشنبه 4 خرداد، مستقیم با مخاطبان، 17 تا 17:45
تکرار 8:30 تا 9: 15 سه‌شنبه 5 خرداد
* 19 خرداد، بحث تخصصی، 17 تا 17:45
تکرار 20 خرداد همان ساعت
رادیو جوان:
*16 خرداد، بحث تخصصی، 16:15 تا 17
تکرار 17 خرداد، 19:15 تا 20
رادیو ورزش:
*7 خرداد، 15:30 تا 16:15
تکرار 8 خرداد 9:15 تا 10
رادیو معارف:
8 خرداد، 17:45 تا 18:30
تکرار 9 خرداد 11 تا 11:45
رادیو گفت‌وگو:
*17 خرداد، 19:45 تا 20:30
تکرار از رادیو فرهنگ، 18 خرداد 10 تا 10:45

منبع:نوروز

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:52  توسط پوریا | 
altمتن پیاده شده جلسه جمعی از دانشجویان و خبرنگاران و اصحاب فرهنگ و رسانه به اتفاق تعدادی از کمپین یک میلیون امضاء حقوق زنان
که به شرح زیر می باشد:
ابطحی- شما نماینده های کمپین نیستید ؟
یکی از حاضرین - خیر . کمپین نماینده ندارد همانطور که رئیس ندارد . ما افقی کار می کنیم . من جز اتلاف زنان هستم اونجا نماینده هست و تصمیم گیری میشه و از اعضای کمپین هم در این ائتلاف هستند . ولی کمپین نماینده ندارد .
+ پس چطور می شود با شما وارد مذاکره و گفتگو شد ؟
- ما می توانیم نظرات و مواضع شما را به گوش دیگران برسانیم .
+ یک جور واسطه ؟
- شاید !
+ در هر صورت مطالبات ما مشترک است . دغدغه های مشترک داریم . ضمن اینکه در این نشست فقط کمپینی ها حضور ندارند .بلکه تعدادی از فعالین مدنی من جمله دانشجوبان ستاره دار ،وکلا،فرهنگیان،خبرنگاران حضور داشتند.
- من فکر می کنم شما می خواهید با کمپین به عنوان حزب برخورد کنید و به عنوان شخص حقوقی دنبال نماینده می گردین تا با نماینده آن صحبت کنید
+ نه حزب نه . کمپین به عنوان یک مجموعه که اعضایش خواسته های مشترک دارد می تواند باشد و ممکنه حداکثر خواسته هاشون رو در یک نفر ببیند که ممکن هست این حداکثر ها را برآورده کند و می توانند از این طریق وارد مذاکره شوند و همکاری کنند این به معنای حزب نیست من در مورد حزب صحبت نمی کنم در مورد کمپین صحبت می کنم .
- بیانیه کمپین رو مطالعه کردید ؟
+ قبلا چرا خوندم ولی نه به چشم خریدار ! بدین یک بار دیگه بخونم . خوب کنوانسیون رفع تبعیض زنان را در زمانی که معاون پارلمان بودم تمام کارهایش را کردم ولی تصویب نشد . خیلی هم بد و بیراه شنیدم در آن زمان .
گاهی اوقات این کنوانسیون ها با شرط و شروط است که آن را نابود می کند .
آن هم شروط داشت ولی در عین حال خیلی خوب بود .
- ما ملاقات شما آمدیم می خواهیم بدانیم چرا شما طرف آقای کروبی رفتید ؟ من طرفدار آقای کروبی هستم . درست است که فرد مهم است ولی تیم هم اهمیت دارد . یکی از نگرانی ها من این است که آقای کروبی مرز بندی دارد بین گروه های فعال اصلاح طلب . این مرزها در آینده فاصله ش کمتر میشود یا بیشتر ؟
+ من نظراتم را قبلا گفتم .
- چرا آقای خاتمی سمت آقای موسوی رفتند ؟ شاید احتمال رای بیشتر آوردن موسوی دلیل آن است ؟ بحث استراتژیک است ؟ شما جز نزدیکان خاتمی بودید اختلاف شما با خاتمی در کجاست ؟ کجا نظراتتون از هم جدا میشه ؟
+ من نمی خواهم در مورد آقای موسوی صحبت کنم .
- خوب نظر شخصی خود را بفرمایید .
+ خوب گفتم نمی خواهم در این مورد صحبت کنم !
- وزرای آقای کروبی را اطلاع دارید چه کسانی هستن ؟ چون به عنوان یک دبیر با وزیر آموزش پرورش مشکل دارم . در زمان آقای خاتمی هم این اتفاق افتاد . آقای خاتمی را قبول داشتم ولی با بیشتر وزرایش مشکل داشتم .
+ بذارید جواب سوال اول را بدهم . دلایل من برای انتخاب آقای کروبی یک شجاعت ایشان در دفاع از خواسته ها بود . به اعتقاد من این نکته خیلی مهمی بود . البته در مقام مقایسه می گویم نه به عنوان ایده آل . آقای کروبی جزئی از مجموعه مدار قدرت فعلی کشور هست که شاید برای دیگران جز نقاط منفی باشد ولی برای من با توجه به واقعیت های موجود در کشور نکته مثبت است . سوم اینکه امکان به کارگیری نیرو های مدرن تر را در اطراف آقای کروبی بیشتر می بینم و فاصله اشان را به اصلاحات کمتر از بقیه. به دلیل اینکه خودشان جز مجموعه اصلاح طلبان بودن اینها انگیزه های من بود . نبودن آقای احمدی نژاد هم برای من نکته قابل اهمیتی است . تغییر درسیستم مدیریت اجرایی کشور . در حقیقت اگر آقای خاتمی بود با کاندیداتوری هر دو مخالف بودم . هم با کسانی که در دوره کاندیداتوری خاتمی همراه کروبی بودن مخالف بودم هم با حرکت کسانی که با وجود آقای خاتمی آقای موسوی را حمایت می کردن مخالف بودم . به دلیل اینکه فکر می کردم آقای خاتمی ظرفیت این را دارد که آرا را جمع کند . آن هم در دوره اول . آقای خاتمی کنار رفت . اما در بین آن دو نفر باقی مانده چنین ظرفیتی وجود ندارد . ولی می توانند بخشی از آرا را جمع کنند و در مرحله دوم کنار زدن احمدی نژاد کار سختی نیست . و اما در مورد خودم . من به عنوان اصلاح طلب فرقی با گذشته نکرده ام . علاقه ام و ارادت شخصی ام به خاتمی همان شکل است ولی این دیدگاه امروز من است .
- کشور هایی که کمی پیشرفته هستند نه خیلی پیشرفته در زمان انتخابات وزرای خود را معرفی می کنند تا مردم بدانند چه تیمی قرار است با رئیس جمهور کار کند .
+ موافقم با دیدگاه شما و طرفدار این هستم که معاونین و وزرا انتخاب شوند .
- چرا اقای کروبی نمی خواهد اولین نفر باشن که این کار را می کنند ؟
+ چون فقط دست کاندیداها نیست . دست مجلس و شورای نگهبان و .. هم هست و رسم بر این است که اگر کسی را هم بخواهند معرفی کنن باید با طرف وارد مذاکره شوند . شاید فرصت ندارند . من هم موافقم که لیستی میشود تهییه کرد و ارائه کرد حالا یا مجلس به آنها رای میدهد یا نه دیگه .
- در این زمان کم که برای انتخاب رئیس جمهور وجود دارد کاندیداها فرصت ندارند که وزرای انتخابی شون رو پیدا کنن .
+ این قانون مجلس هست . مجلس باید به آن رای دهد .
- چرا این قانون رو تغییر نمی دهند ؟ فرصتی برای کاندیدها وجود ندارد که دنبال وزرای انتخابی بگردن و عقایدشون رو بدونن .
+ یعنی شش ماه زودتر ؟
- بله
+ خوبه ولی باید روش بحث شه . تا حالا در موردش فکر نکرده بودم . باید در موردش کار شود . موافقم با نظر شما.
یکی از اصول قانون اساسی حق تجمع مسالمت آمیز است . موضع شما و کاندیدای شما چیست در این مورد و نظر شما در مورد افرادی که در تجمع اخیر یا دیگر تجمع های این چینی دستگیر شدن چیست ؟
- این حقوق قانونی مردم است در دوره ما هم اتفاق افتاد . در آن زمان دولت به عنوان وکیل مدافع کسانی بودن که مشکلات مختلف براشون بوجود آمد من معتقدم تجمع های مساملت آمیز در قانون به رسمیت شناخته شده .
+ هر تجمعی با هر ایدئولوژی و خواسته ای ؟
- اینها قانون دارند .
+ ولی قانون ایراد دارد . قانون تناقض دارد . مبهم است .
- پس باید قانون را اصلاح کرد .
- موضه رسمی شما در مورد تجمع مسالمت آمیز این است ؟
+ این خیلی روشن است و من قبلا هم در این مورد صحبت کردم . من شش سال است که هر روز مطلب می نویسم پس هر چه دیدگاه داشت ام رو کرده ام در این چند سال . عقیده من این است که جامعه باید بتواند آزاد با صدای بلند و شفاف و بدون خش دیدگاه های خودش را عرضه کنه و حکومت این ظرفیت را داشته باشد که از این دیدگاه ها استقبال کند . حرف های مورد قبول را بشنود . اگر هم حرف هایی اشکال دارد دلائل عدم پذیرش آن را اعلام کند .
+ دیدگاه هی هست که به آن پایبند هستم و همین طور آقای کروبی . این خیلی مهم است . مخصوصا جسارت دفاع از دیدگاه خیلی اهمیت دارد که آقای کروبی این جسارت و شجاعت را دارد .
- شما بازداشت های اخیر رو محکوم می کنید ؟
+ من نظرم رو گفتم .
- شفاف در این مورد بفرمایید .
+ گفتم .
- شما در لفافه صحبت می کنید . اینطور صحبت ها را می شود بعد ها تکذیب کرد . یا اینکه می توانید بگویید منظورم من این مورد خاص نبود مورد دیگری را گفتم . یا بگویید برداشت شما این بود من منظور دیگری داشتم .
خوب الان هم منظورم بازداشت های روز کارگر نبود . چون اطلاع درستی از آن ندارم و نمی دانم چه کسانی بودن برای چه رفته بودن و چه اتفاقی افتاده .
+خوب ما برای شما می گوییم که تعدادی کارگر و تعدادی مدافع حقوق کارگر در پارک لاله می خواستند تجمع مسالمت آمیز داشته باشند برای گرامیداشت روز کارگر . و این تجمع شکل نگرفته به خشونت کشیده شده و ..
من کلی گفتم هر جا این مصداق ها باشد صدق می کند .
- شاید مصداق ها مشکل دارند .
+ ممکنه . بله . مصداق ها تعیین کننده است و بستگی به اطلاعات و نوع نگرش دارد . شما اگر نگرشتان این باشد که هر تجمعی یک جریان غیر امنیتی است تمام مصادیق برای شما غیر امنیتی میشود . اگر نه یک نگاهی داشت باشید که هر تجمع را غیر امنیتی بدانید پس مصادق شما هم فرق می کند .
- پس شما به دلیل اطلاعات کم نمی توانید موضع مشخصی در مورد بازداشت های اخیر داشته باشید ؟
+ بله .
- سوال من اینه که چرا این مسئله با این گستردگی برای شما بی اهمیت بوده و نخواستید اطلاعی در موردش داشته باشید و واکنش لازم رو نشون بدید ؟ بالای صد نفر در آن روز دستگیر شدند و خانواده های آنها بدون جواب گرفتن درست از دادگاه به پلیس امنیت و از آنجا به اوین و .. پاس داده می شوند . توهین می شنوند . بی احترامی می بینن و .. چطور شما کنجکاوی در مورد این خبرها نکردید ؟ اینقدر برای شما بی اهمیت بود ؟ بیست و دو خرداد را قاعدتا شما در جریانش هستید . به هر حال تجمع مسالمت آمیز باید مصادق هایش مشخص شود .
+باور کنید تمام حرف هایی که شما می زنید من قبلا در وبلاگم نوشتم .
- منظور ما شما نیستید آقای کروبی چه ؟
+ در این مورد خاص روز کارگر هنوز با ایشان صحبت نکردم ولی میدانم که ایشان روی این مسائل حساس هستند و جز نکات مثبت ایشان هست که من را جذب خود کرد . ایشان به مسائل حقوق بشری خیلی اهمیت می دهند . بگذارید من تحلیلی دارم در مورد این بازداشت ها . من ظرف بزرگتری را می بینم . قسمتی از این بازداشت ها واکنش های احساسی به همراه دارد . آدم هایی که فرزندانشان زندان هستند . خانواده هایی که منتظر و مضطرب هستند . نگرانی برای افرادی که در زندان هستند . قابل قبول است در چهار چوب احساسی . البته نه به معنای منفی اش . این در جای خودش است . از طرف دیگه مجموعه حاکمیت اینها را می فهمد نه اینکه نفهمد . ولی تحلیل دارد . شرایط انتخابات مهم است . احمدی نژاد اولین رئیس جمهوری ست که دارد با ایشون رقابت جدی میشود . هیچ رئیس جمهوری نبوده که برای ادامه دوران ریاستش باهاش رقابت جدی صورت گرفته باشد . اگر آقای خاتمی بود مطمئنم ایشان رای نمی آورد . الان نگرانی خیلی جدی ست و اگر به مرحله دوم برسد باز رای نیاوردن آدمی که حتی اگر نفر اول باشد کار سختی نیست مثل اتفاقی که برای آقای هاشمی افتاد . این شرایط خطرناکی درست کرده برای این احمدی نژادی که چهار سال است دارد کشور را شخم می زند و نیروهای خود را جایگزین کرده و امید دارد چهار سال دوم هم باشهد . احمدی نژاد اولین رئیس جمهوری است که کاملا ارزشی و انقلابی معرفی شده و این اولین بار است که یکی اینطوری معرفی میکنند و حالا اگر با این همه تعریف ایشان برای چهار ساله دوم رای نیاورد آسیب کلانی میبینند . خیلی ها بسیج شدن برای اینکه احمدی نژاد دور اول رای بیاورد . از حالا بالای پنجاه درصد برایش در نظر گرفتند . همه امکانات را بی رودربایستی برای خود در نظر گرفته اند . ایشان بخش تبلیغاتی ستادش در رادیو تلویزوین است بخش مالی اش از جیب ملت و تدارکاتش در دولت است بی هیچ بی رودربایستی ! آقای هاشمی در اوج قدرتش برای انتخاب در خبرگان سه ماه نماز جمعه نمی رفت بخونه .. ایشون استان گیرش نمیاید میرود کرج . کشور گیرش نمیاید میرود سوریه چون سوریه به تشریفات احتیاج ندارد که در هر صورت در خبرها باشد و همه جا اسمش باشد . بعضی از حضورها می تواند این برنامه ها را آسیب پذیر کند . یکی از اینها کمپین یک میلیون امضاست . آنها تمام تلاش خود را می کنند تا شما را غیر فعال کنند . شما به هر شکلی بخواهید فعال شوید و تعدادتان بیشتر شود سبد رای احمدی نژاد بالا نمیرود . میرود درو سبد موسوی و کروبی و .. شماها فعال شوید ایشان رای نمیاورد . مهم ترین استراتژی که در پیش گرفتند ضربه زدن عملیاتی و احساسی به شماست تا شما وارد انتخابات نشوید . صدا و سیما کمترین ظرفیت تبیلغاتی را دارد با این تفکر جلو آمدن که ما یک مجموعه داریم که ثابت ست و رای احمد نژاد را تضمین می کند . من جای شما باشم اگر یک مرتبه بی دلیل صبح فردا همه چیز تغییر کند طبیعتا دلخور میشوم . مثل همین روز کارگر . یک مجموعه را دستگیر کردن آزادیشان را طولش میدهند . اذیت می کنند و می خواهند شما را درگیر کنند تا شما به جایی برسید که بگویید به من چه ؟ دوست من زندان است . دلارا را اعدام کردند و … به من چه که چه کسی می خواهد رئیس جمهور شود ؟ چه ربطی به من دارد ؟ اگر قبول دارید که تحیلی من درست است که هیچ . تحلیل دیگر این است که بگوییم فرقی نمی کند چه کسی رئیس جمهور میشود . چرا هیزم این حکومت شویم ؟ خوب شما که این را می گویید راهکار هم ارائه دهید ؟ ما می خواهیم در این کشور زندگی کنیم خارج از کشور نیستیم که ؟ آسیب هایش همه ما را شامل میشود . من با خانم عبادی یک بار صحبت کردم در کانادا . در مورد نامه ای که به آمریکا نوشته بود در مورد جنگ و تهدیدات . من گفتم شما نباید این نامه را می نوشتید . ایشون گفتند من دفاع از کشور کردم . من گفتم شما متشخص ترین آدمی هستید که دعوت به تحریم کردید و یازده میلیون آدم رای ندادن . ولی از فردای روزی که یازده میلیون سرمایه در اختیار شما بود شما هیچ برنامه ای برای این یازده میلیون ارائه نکردید . نتیجه ش این بود که بهترین شانس برای احمدی نژاد درست شد . شما باید دنبال می کردید و طراحی می کردید که این یازده میلیون چه باید بکنند ؟ مثل اپوزوسیون . من برای ایشون احترام قائلم و تنها کسی بودم که در آن زمان به فرودگاه رفتم برای استقبال . ولی این کار اشتباه بود . چون ادامه برنامه نداشت . خودم اگر رئیس جمهور میشدم می توانستم اینها رو عملی کنم . ولی همه چیز خواسته های آدم هایی نیست که دور این میز نشستند . واقعیت های دیگری هم در کشور وجود دارد . زمانی من واسطه بودم تا پیغام مرجع تقلیدی را به آقای خاتمی برسانم آن پیغام این بود : اگر وزیر زن بگذارید من دستور میدهم مالیات به دولت حرام هست ! ایران کشوری است که هیچ نهضتی را به پاین نرسانده . مشروطه را .. اصلاح طلبی را .. چه کسی فکر می کرد بعد از اصلاحات احمدی نژاد ریس جمهور شود ؟در این شرایط همه باید تلاش کنند کسی را پیدا کنند که مقدار بیشتری بتواند قول هایش را اجرایی کند . من ایده الیسم نیستم همیشه عمل گرا بودم . فکر می کردم می توانم گام به گام جلو بروم . به همین دلیل از دوران اصلاحات دفاع می کنم . لانگ شات اصلاحات را قبول دارم . شاید از فریم فریم آن بشود ایراد گرفت . و میشود نقدش کرد . این را قبول دارم . ولی همین که مردم با حق و حقوق خود آشنا شدن ارزش دارد . اگر اصلاحات نبود ادبیات احمدی نژاد الان این نبود . نه شخص خودش . تفکر را می گویم . ما ادبیات اینها را قبلا هم داشتیم . نمونه ش دهنمکی ست که زمانی سینما آتش میزد حالا فیلم میسازد .
- ولی خاتمی هم الان دم از اصولگرایی می زند!
+من تعصبی راجب به کسی ندارم . من منظورم اتفاقی ست که در اصلاحات افتاد.
- آقای ابطحی چه آقای احمدی نژاد انتخاب شود چه هر کس دیگر ما راه خود را ادامه میدهیم .
+کار شما نیمی از فعالیت زنان است . در جریان امضا برای خلیج فارس دیدید یک میلیون امضا جمع نشد ؟ این فاجعه بود و خیلی عجیب .
- بحث انفعال مردم است .
+ به هر حال این جامعه ماست . ولی خیلی خوشحالم که تعداد بیشتر شما در این جلسه مرد هستند و از حقوق زنان دفاع می کنن . خیلی برایم جالب است .
- کف ترازو در اصلاح طلبی خیلی به سمت پراگ ماتیزم متمایل هست و این باعث میشود مردم دست و دلشانبلرزد در حمایت کردن . بعد از اتنتخابات اگر کروبی انتخاب شود راه کاری وجود دارد برای حمایت از کمپین ؟ شما گفتید آقای کروبی نمی توانند امضا کنند من نمی گویم چه کار نمی توانند بکنند . می گویم چه کار میتوانند بکنند ؟ همه می دانند کمپین نه مخالفتی با دین دارد نه چیز دیگر . فقط حرکت فرهنگ سازی دارد . اما در این بین بیانیه ای از بالا صادر میشود که فمنیست ها چنین و چنان هستند . آقای کروبی به صورت عملی چه حمایتی می توانند از مطالبت کمپین بکنند ؟ چقدر دست دولت باز است ؟ اگر پلیس امنیت به بهانه عید دیدنی ما را بازداشت کند دولت می تواند چه کند ؟ یا فلان سردار تصمیم می گیرد که خانه های مجردی را جمع کند .
خیلی بد چیزی میشود !
یا شرکت های خصوصی را از نظر بدجابی بررسی کند ؟ چرا ما یک کشور ایده ال با مسئولین ایده آل نداریم تا خواسته های ما را اجرایی کند ؟ چرا ما باید برای حداقل حقوق خود امضا جمع کنیم و این همه هزینه بدهیم ؟
+دقیقا .
+تحلیل شما برای تجمع ها رو در مقطع انتخابات می دانم . می خواهم بگویم در دوران خاتمی تمام برخوردهایی که با تشکل و تجمع های مساملت آمیز شد را چطور تحلیل می کنید ؟ این برخوردها از طریق دولت قابل پیگیری هست ؟ به عنوان مجری قانون میشود راهکاری پیدا کرد تا این برخوردها تکرار نشود ؟ یا نهادهایی هستند که تصمیم گیرنده وبرخورد کننده هستند ؟ در مورد مدرنیته گفتید که به نظرم حرکت مثبتی ست و آقای کروبی هم بیانیه خوبی دادند و جبهه خوبی گرفتند . ولی واقعیت این است که در مقابل یک بنیاد گرایی هم وجود دارد که اجازه نمیدهد مدرنیته حرکت کند . در حالی که حرکت کمپین مدرن است چطور می توانیم با هم تعامل متقابل داشته باشیم ؟
- بنیاد گرایی چه کسانی ؟ آقای کروبی ؟
+خیر . به هر حال کسانی هستند . مثل شورای نگهبان . طبق قانون اساسی رئیس جمهور مجری قانون است به هر حال حمایت کلامی خیلی موثر است . همین که مانع ایجاد نکنند خیلی مثبت است ما انتظار داریم سنگ اندازی نشود . تا این حد برخورد انقباضی در حال حاضر خیلی عجیب است . ما انتظار داریم اگر نمی خواهند مستقیم وارد جریان کمپین بشوند می توانند مانع هم نباشند . بستر مناسب که دیگر می تواند برای فعالیت ها بوجود بیاورند ؟ نمی توانند ؟ اصلاح قانون اساسی در بیاینه آقای کروبی آمده است . طبق قانون اساسی اختیارات رییس جمهور خیلی محدود هست . تغییر قانون اساسی توسط رهبر باید انجام بگیرد . رهبر به مجلس دستور میدهد و سه چهارم آرا را می خواهد. این کار در حوزه اختیار رئیس جمهور نیست و شورای طویل نگهبان و … من فکر می کنم در بیانیه ایشون خیلی موارد بلند پروازانه هست چقدر اجرایی کردنش میسر ست ؟ متاسفانه می دانیم که قدرت های موازی در این کشور است . این قانون ماست .
- در این کشور هیچ ریس جمهوری دین دیگری ندارد .
مذهب دیگری هم ندارد .
این خودش نوعی تبعیض است .
- ببینید ما خودمان را بکشیم هم رئیس جمهور غیر شیعه و مسلمان انتخاب نمیشود با توجه به اکثریت جمعیت .
خوب یک بار امتحان کنیم ببینیم میشود یا نه ! شما گفتید وزرای مدرن . بنیادی تر باید صحبت کنیم . ما در جامعه سنتی زندگی می کنیم فکر می کنید وزیر مدرن برای جامعه ما مناسب است ؟
+من هم گفتم باید واقعیت ها را در نظر بگیریم افراط و تفریط نکنیم .
- چرا نباید فرهنگ سازی کنیم ؟
+موافقم صد در صد .
- ما را سنتی نگه داشتند . یاد دادن سنتی باشیم . دختر من در پیش دبستانی قبل از یادگیری البفای فارسی الفبای عربی را بهش آموزش میدهند ! این یعنی یک جای کار میلنگد . نمی خواهند ما مدرن باشیم و از کودکی هم شروع کردن . آقای کروبی می تواند فرهنگ سازی را شروع کنند تا مردم از طریق صدا سیما و آموزش و پرورش سنتی باقی نمانند ؟ سطح سلیقه مردم و خواسته های مردم را پایین آوردند . چرا آقای کرباسچی اصرار داشتن ما دنبال حداقل ها باید باشیم ؟ چرا نباید برای حداکثر ها تلاش کرد ؟
+چرا باید تلاش کرد، ولی انتظار واقعیت داشته باشید .
- چرا من باید دنبال حق طلاقم باشم ؟ چرا به این فکر نکنم که یک انسانم و حق و حقوق دارم ؟ در تکمیل حرف دوستمون در مورد وزیر مدرن برای جامعه سنتی می خواهم بگویم در دوران اصلاحات چند مورد بود برای خارج شدن از جامعه سنتی مثل ان جی او ها یا کانون مدافعان حقوق بشر .
- بله خیلی هم خوب بود . مشغول به کار بودن و می گفتند ما مجوز لازم نداریم چون حق با ماست . می خواهم بگویم کسی مجوز نخواست که ما هم ندهیم .
- مثل کمپین . کمپین هم نیازی به مجوز ندارد . به هر حال آن زمان حرکت هایی شد تا اصناف و تشکل های مردمی شکل بگیرند برای اینکه خودشان مطالباتشان رو طلب کنند . هر چند بعضی از آنها دولتی بودند . ولی بیشترین رویکرد این دوستان در دولت آینده بر می گردد به مشکلات امنیتی که ممکن است برایشان درست شود . وزارت اطلاعت و وزارت کشور باید صبور و وسعت فکر را داشته باشد که بتواند بپذیرد این تشکل ها را . اگر اقای کروبی بتواند کاندیداهای ردیف اول و دوم از جمله وزیر اطلاعات و وزیر انتخابی کشور را معرفی کند ما بهتر تصمیم می گیریم .
+ در حال حاضر اماکن پذیر نیست . من معتقدم اگر ارتباطات گسترده باشد میشود برای همه چیز راهی پیدا کرد .
- برای من قابل هضم نیست چرا یک وبلاگ نویس باید به جرم اقدام علیه امنیت بازداشت شود ؟
+ ایرادی ندارد . اگر هم این اتفاق بیفتد اگر امکان دسترسی ساده و راحت وجود داشته باشد به ارتباطات گسترده تیمی که این کار را انجام میدهد باید هزینه سنگینی بابت دستگیر کردن ها بپردازد . چرا که فردای آن روز همگی جماعت ایرانی در یک لحظه بدون روتوش به صورت همگانی آن را می فهمند و واکنش نشان میدهند .الان سرعت کم است دسترسی کم است و همگانی نیست .
- ناگفته ها حاکی از آنست که چند پست وزارت را اصلا رئیس جمهور نمی تواند انتخاب کند .
+ بله مجلس باید رای بدهد .
حالا من به سوالات شما جواب میدهم :
خوب بحث تجمع : همیشه از این تجمع های مسالمت آمیز در چهار چوب قانون دفاع کردیم دولت و مجلس ششم هم این افتخار را داشت تا از آن دفاع کند . از مجموعه افرادی که در این مورد بهشون ظلم شده بود .
میشه قانون ش را بگویید ؟ بدون حمل سلاح و بدون داشتن مغایرت با اسلام ؟ این خیلی مبهم است .
ما می توانیم در مجلس مطرح کنیم تا تغییرش بدهیم . ما هیچ تردیدی نداریم که بر اساس قانون اساسی رئیس جمهوری همه کاره نیست . هر کس این حرف را بزند که همه چیز را درست می کنم ادعای درستی نیست . چون ما بر اساس همین قانون اساسی رییس جمهور انتخاب می کنیم . و اگر مشکل داریم در وزارت کشور با وزارت کشوری مشکل داریم که بر اساس همین قانون اساسی انتخاب شده . اما معتقدم یک اتفاق مهم با انتخاب یک آدم مثل خاتمی یا کروبی می افتد و آن این است که فضای عمومی میرود به سمتی که کرامت انسانی و آزادی در جامعه یک ارزش حساب می شود . این خیلی از مشکلات رو کم می کند حل نمیکند ولی کم می کند . این فضا خیلی تعیین کننده ست . وقتی می گویم در انتخابات شرکت کنید و هدیه ندهید به احمدی نژاد با عدم شرکت تان پیروزی ش را بعدش هم می گویم باید کسی رو انتخاب کنیم که بیس نگاهش نگاه آزادی باشد برای جامعه . حتی اگر ایراد هم داشته باشد . من گفتم از دوران اصلاحات دفاع می کنم چون لانگ شاتش آزادی و کرامت بود . حالا اگر بنده و آقای خاتمی یا ..در فلان جا خوب عمل نکردیم یا بهتر می توانستیم عمل کنیم و .. اینها هم امکان دارد ولی در مجموع این نگاه و روند داشت میرفت به سمتی که جامعه ما کرامت و مدنی بودن رو درش نهادینه کنه . من اطمینان دارم اگر اصلاحات هشت سال دیگر به زمانش می خورد اتفاقات متفاوتی در تاریخ ایران می افتاد . حالا میشود گفت رئیس جمهور پراگ ماتیزم نباشد ؟ از هر جریانی در جامعه دفاع کند ؟ رئیس جمهور حاکم است رئیس اپوزوسیون که نیست . شما حق اپوزوسیون رو برای خود قائل باشید و از رئیس جمهور حق ابراز دیدگاه های اپوزوسیون را بخواهید . نه که خودش اپوزوسیون باشد که! این اشتباه قبلا هم اتفاق افتاده . ولی اگر عده ای اعتراض دارند در درون جامعه اجازه بدهیم حرف هایشان رو بزنند . من موافقم با این مسئله . در مورد اینکه می گویید آقای خاتمی در آن دوران پشت به تجمع مسالمت آمیز کرد و نایستاد و اگر کوتاه نمی آمد فلان میشد و .. به نظر من جناب کروبی پراگ ماتیزم تر از آقای خاتمی ست . آقای خاتمی آرمانگرا تر بود . ولی برای الان کشور ما بعد از دوران احمدی نژاد همین آقای کروبی و پراگ ماتیزم بودنش به درد ما می خورد . بالاخره یک مشکلاتی می تواند از ما حل بکند . در مورد کمپین هم یک عده مدنی کمپین را مطرح کردن و حق دارند از حکومت بخواهند و مطالبه کنند که حقوق مدنی را به رسمیت بشناسند . معتقدم اگر کسانی باشند که از ظرفیت حقوقی و قانونی استفاده کنند برای ارائه دیدگاه شان و این را رئیس جمهور هم تضمین کند حق شماست . من الان جای آقای کروبی صحبت می کنم فضای تحرک یا نفس کشیدن یا تلاش کردن باید توسط حکومت برای تمام جریانات مدنی تامین شود . این حقی ست که تمام جریانات باید بخواهند . که مجموعه شما هم درش جا میگیرد . اما اگر تمام موارد رو تضمین بدهم که انجام میشود توسط رئیس جمهور نه اینطور نیست . ممکن است . شاید با هزار اتفاق دیگر جلویش گرفته شود . باید همه با هم کمک کنیم . آقای کروبی را کسی میبینم که قدرت تعاملش بسیار بالاست . برای اولین بار در تاریخ ایران در این چهار سال بخش اجرایی کشور که بیشترین قدرت را دارد در اختیار افراطی ترین جریان تندرو قرار گرفته است . یعنی از اول انقلاب مجلس و قوه قضائیه دست به دست شد ولی قوه اجرایی به صورت کامل هیچ وقت در اختیار جریان افراطی اصولگرا قرار نگرفت جز این چهار سال . آن هم با روحیه ماشاء ا.. فوق العاده احمدی نژاد ! در مورد اصلاح قانون اساسی و اینکه امام فرمودند نسل بعدی باید خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند من هم با شما موافقم و کاملا اعتقاد دارم که خودشان باید تصمیم بگیرند . ولی من طرفدار اصلاح هستم نه انقلاب . کاملا اعتقاد به اصلاح دارم . ما هیچ راهی نداریم جز رفتن به سوی اصلاح . یا مسئله سنتی بودن را گفتید . به نظر شما حکومت مردم را سنتی می کند یا خود مردم ؟
حکومت خیلی تاثیر دارد .
بله ولی مردم هم دخیل هستند . کتاب های حاجی بابا رو خواندید ؟ انگار همین الان نوشته شده یا کتاب های دوران مشروطیت رو بخوانید انگار که همین الان است . باید واقعیت را دید . شما از حکومت دینی توقع دارید ضد سنتی رفتار کند ؟ نمیشود .
ضد سنتی نه . من معتقدم حکومت اینطور فکر می کنه که رفاه میتواند راه فکر کردن را باز کند ولی وقتی فقر آمد تفکر می رود کنار و فقط به فکر شکم باید بود .
احسنت . موافقم . حالا باید چه کار کرد ؟ از حکومت نمیش.د توقع داشت . احتیاج به حرکت مدنی داریم . حرکت مدنی وقتی موفق هست که تکیه بر واقعیت کند . در مورد اصلاح قانون اساسی . من خودم با این شعار آقای کروبی مسئله دارم . نمی گویم نباید تغییر داد قانون اساسی را . ولی قانون اساسی رو چه کسی می خواهد تغییر بدهد ؟ بر اساس راه کار موجود در قانون اساسی که برای تغییر نوشته شده دیگر ؟ وقتی آقای خاتمی گفت تغییر قانون اساسی خیانت است برای همین بود . اگر قانون اساسی برود زیر تیغ تغییر همان چند تا اصل مترقی ش از بین میرود .
شما توپ را انداختید در زمین حرکت های مدنی ؟
نه نه کسانی مثل آقای خاتمی یا آقای کروبی ظرفیت دولت را باید بکار بگیرند برای تغییرات مدنی . باید توسعه سیاسی را تضمین کنند . در مقابل جامعه مدنی باید کار خودش را انجام بدهد . من معتقدم لحن آقای کروبی تا حالا جواب داده . هم در مقابل کیهان هم آقای فیروز آبادی و هم ..
بله . واقعا جواب داد. در آن جوابیه هم از دگراندیشان دفاع کردن هم حزب هایی که در گذشته بودن و ..
حالا بعضی ها می گویند اینها کلک های انتخاباتی ست . منم می گویم فرض بگیرید اینجوری ست . به هر حال کسی که این حرف را می گوید تضمین های بیشتری رو برای خودش درست می کند تا کسی که اینها را نمی گوید .
یعنی شما می گویید این گفتمان ها مسئولیت برای شخص درست می کند ؟
بله
ولی کسی که در مورد موهای ما حرف میزد بابت همین مو دارد ما را بازداشت می کند !
ببینید بچه ها این واقعا یک استثناست ! من واقعا نمی دانم در مورد ایشون چی بگویم !
برای ما همین که کسی برای حرف خودش احترم قائل باشد کافی است . به حرف های نصفه نیمه خودشان تعهد داشته باشند کافی است .
ما در مسئله کنوانسیون رفع تبعیض با خانم شجاعی دنبالش بودیم و تمام کارهایش را کردیم و اساسا برای اینکه در مجلس مطرح بشود کلی دردسر داشتیم . فکرش را بکنید فقط برای طرحش ! بعد هم یک روزه جواب دادن که رد شد و ده ها بار در جاهای مختلف خانم رجبی علیه ش حرف میزد . ما شصت و دو قانون داشتیم ولی رد شد . پیشنهاد می کنم کتاب مهرپور رو بخونید . در حال حاضر بنده خدا رکسانا صابری را احمدی نژاد به عنوان برگه معامله میزند روی میز ولی در آن زمان آقای خاتمی با هزار لا حول و الا قوت الا .. نامه می فرستاد به مجمع حقوقی و .. که خلاف حقوقی و قانونی نداشته باشد ولی از آن طرف نامه صریح می دادند که این کارها در حوزه اختیارت رئیس جمهور نیست لطفا در آن دخالت نکنید ! من در مورد کمپین بارها مطلب در وبلاگم نوشتم حتما شما نخواندید یک سری برای مطالعه ش به وبلاگم بزنید .
برخی معتقدند ما باید اجازه بدهیم فقه ها به نسبت مقتضیات زمان و مکان فتوا بدهند . بله من موافقم . خیلی از موارد که مسلمات میدانیم برداشت های از دین است و مسلمات نیست . ولی اگر مطمئن باشم که مفاد درخواستی کمپین ضد شرع است امضا نخواهم کرد . من معتقد به اقتصاد اسلامی نیستم . ولی چند قانون مطرح میشود در اقتصاد اسلامی که ظلم نباشد یا ربا نباشد و .. اینها درست و صحیح است . برای یک کشوری اقتصاد خصوصی خوب است و برای جامعه دیگر اقتصاد دولتی خوب است . هیچ کدام هم ضد اسلامی نیست به دلیل اینکه در همین ایران بعد از انقلاب اسلامی هر دو سه نوعش تجربه شد .
آقای ابطحی گزارش این جلسه در کمپین و روی سایت کمپین منعکس خواهد شد و اینکه روی رای شخصی اعضا تاثیر گذار هست یا نیست در اختیار خود آنهاست .
مشکلی نیست من ایده آل های علنی خود را گفتم به شرطی که خدا وکیلی همین چیزی را بگویید که من گفتم . حتی برای احترام به حقوق شما مطلب شما را قبل از روی سایت رفتن هم چک نمی کنم . مخلص همه شما هستم .
Farnaz kamali

صدای زنان

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:40  توسط پوریا | 
مراسم بزرگداشت دوم خرداد با حضور سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی در سالن 12 هزار نفری ورزشگاه آزادی برگزار می‌شود.
در این مراسم که توسط پویش حمایت از خاتمی و موسوی (موج سوم)، ستاد 88، گروه یاری، دانشجویان حامی خاتمی، دختران حامی میرحسین موسوی (نسل فیروزه‌ای)، ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و کمیته دانشجویان استان تهران ستاد میرحسین موسوی برگزار می‌شود، رئیس دولت اصلاحات و مهندس موسوی کاندیدای مورد حمایت اکثریت اصلاح‌طلبان حضور خواهند داشت.

این مراسم از ساعت 16 الی 20 در سالن 12 هزار نفری آزادی واقع در کیلومتر 5 اتوبان تهران-کرج برگزار خواهد شد.

جمعی از برجسته‌ترین نخبگان سیاسی، فرهنگی، هنری، دینی، دانشگاهی و ورزشی نیز در این برنامه حضور خواهند داشت و علاوه بر سخنرانی نمایندگانی از آن‌ها و سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی، تعدادی از کلیپ‌ها و ترانه‌های موج سوم پخش خواهد شد و ویژه‌نامه 32 صفحه‌ای «موج سوم» و دی‌وی‌دی همایش‌های پیشین و کلیپ‌های تولیدی «موج سوم» نیز توزیع خواهد شد.

وسیله ایاب و ذهاب برای حضور در این مراسم در میادین بزرگ تهران و جلوی درب دانشگاه‌ها فراهم خواهد بود.

آدرس دقیق محل استقرار وسایل نقلیه به زودی در جدولی اعلام خواهد شد.

علاقمندان به می‌توانند با مراجعه به آدرس http://www.mowj.ir/Khordad/Register.php برای حضور در این برنامه ثبت نام به عمل آورند

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:34  توسط پوریا | 
altسحام نیوز:سعید رضوی فقیه عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت سخنگوی ستادمركزي انتخاباتی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری شد. سعید رضوی فقیه پیش از این از سید محمد خاتمی حمایت می کرد و پس از انصراف او به ستاد کروبی پیوست.

منبع ما:صدای زنان

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:29  توسط پوریا | 
تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه قزوين با صدور بيانيه‌اي تحليلي درباره دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، حمايت خود را از مهدي كروبي اعلام كردند.در بخشي از اين بيانيه آمده است:تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب در مجموع ارزیابی های خود تیم مشاوران مهدی کروبی را برای اداره ی کشور در بعد اجرایی توانا تر و دارای برنامه های مشخص می بیند و جدای از این، گفتمان مطرح شده توسط کروبی اگر نه وفادار به لحظه دوم خرداد بل نزدیکترین گفتمان موجود به آن رخداد می داند. بر پایه ی چنین استدلالی رأی خود را نه رأی به یک شخص که رأی به مجموعه ای از برنامه های مبتنی بر خرد جمعی پایبند به گفتمان اصلاح طلبی می دانیم.

به گزارش تريبون متن كامل اين بيانيه در پي مي‌آيد:
اینکه همه چیز «به روال همیشگی» پیش می رود،خود همان فاجعه است.
«والتر بنیامین»
مقدمه:
نزدیک به سه ماه است که از رقابت های انتخاباتی می گذرد و طی این مدت کاندیداهای حاضر در صحنه دیر یا زود وارد این بزرگترین تورنومنت سیاسی کشور شدند و به اعلام برنامه ها و مواضع خویش پرداختند.
اینکه بازه ی زمانی رقابت های انتخاباتی تا خود انتخابات کمتر از 3 ماه است،خود به اندازه ی کافی نمایانگر عدم توسعه ی سیاسی این مملکت است.این در حالی است که در بسیاری از کشورهای هم تراز ایران،کاندیداهای احتمالی احراز پُست ریاست جمهوری دست کم از یک سال قبل از برگزاری انتخابات حضور خویش را اعلام می کنند و خود را در معرض قضاوت مردم قرار می دهند.به این ترتیب مردم این امکان را می یابند که با وجود فرازو نشیب های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در عرض یکسال مشاهده کنند که کاندیداهای حاضر در صحنه تا چه اندازه برسر وعده ها و شعارهای انتخاباتی خود می مانند و پس از آن است که با دیدی روشنی و آگاهانه دست به انتخاب می زنند.
این نکته از آن رو گفته شد که دانسته شود فرایند انتخابات سیاسی در ایران اساسا از هیچ منطقی پیروی نمی کند.از یک سو این احساس در کاندیداها هست که آحاد ملت ناگزیر از انتخاب ایشان اند، چراکه اراده ی 6 نفر در شورای نگهبان بر این استوار گردیده که ایشان[کاندیداهای تأیید صلاحیت شده]تنها آلترناتیو وضع موجود واقع شوند؛به عبارتی باید گفت طنز تلخ ماجرا اینجاست که کلیت نظام برای بقا و اصلاح خویش متوسل به خواست ملت نمی شود بل از راه حل های موجود آنهایی را که خود می پسندد برمی گزیند و پیش روی مردم قرار می دهد و به ایشان می قبولاند که در فرایندی دموکراتیک انتخاب می کنند.چنین است که در دیگر سوی میدان انتخاب کنندگان(که ما باشیم)طنز گونه قدم در عرصه ای می گذاریم که از قضا تنها نقشی که بر عهده ی مان نیست همان انتخاب کردن است.
در چنین ساختار بیمار و معیوبی است که سوءاستفاده گران و پوپولیست ها آشکارا شعور ملت را تا سر حد یک جانور در نظر می گیرند و با تعارف پیاز و سیب زمینی با چهره ای گشاده و خندان غیر مستقیم و بل مستقیما اعلام می کنند که مردم در نظرشان جز مشتی برگه ی رأی ارزشی ندارند. بی تفاوتی صدا و سیما و رسانه های ملی به این لحظه ی سرنوشت ساز آن هم در شرایطی که کمتر از یک ماه دیگر به برگزاری انتخابات مانده گویای حقایقی است که به نوعی بازتابنده مواضع کلیات حاکمیت نظام هم است. نگاهی به مواضع صدا و سیما به عنوان بلندگوی حاکمیت سیاسی در ایران بیانگراین واقعیت است که سیاست توصیه شده درباره انتخابات طی سالیان گذشته همواره مبتنی بر شرکت حداکثری و تقویت گفتمان مشروعیت بخشی به بدنه ی نظام بوده است. حال چه شده است که اینک ارکان نظام هیچ تلاش در خوری برای ایجاد شور انتخاباتی در جهت شرکت حداکثری در انتخابات نمی کنند.
با تمامی این تفاسیر تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب طی این مدت 3ماهه کوشید با دعوت از کاندیداهای حاضر در صحنه و طرفدارانشان و نیز با آگاهی رسانی مستمر، فضای کنونی را تا جای ممکن برای افکار دانشگاهیان عینی و ملموس سازد.همان طور که در بیاینه های پیشین به اعلام برخی از مواضع خود در ارتباط با انتخابات پیش رو پرداختیم و اعلام کردیم با رصد کردن معادلات سیاسی در جریان، سعی خواهیم کرد با به کنار نهادن هرگونه پیش فرض به اعلام موضع بپردازیم،اینک تلاش می کنیم تا با ارائه ی استدلالی بر پایه منطق به تشریح موضع خویش در ارتباط با انتخابات پیش رو بپردازیم.
چرا «نه» به تحریم؟
آیا این واقعیت که مخالفت با سیستم قادر نیست خود را به شکل یک بدیل واقع گرا یا حداقل یک برنامه ی آرمان شهری با معنی نشان دهد بل تنها شکل یک طغیان بی معنی را به خود می گیرد،قوی ترین گواه بر وضع دشواری نیست که در آن قرار گرفته ایم؟ اگرچه چهار سال پیش بسیاری از سیاسیون و روشنفکران نگران فاشیسم بودند و تنها راه بقا را رأی دادن به هاشمی تصور می کردند و به محض شکست همه چیز را از دست یافته دیدند،اما این جنبش های اجتماعی بودند که در طی این چهار سال سیاه ثابت کردند که می توان فارغ از هر قدرت سیاسی یی زنده ماند و با مبارزه برای تغییر رو در روی فاشیسم ایستاد.
با این وجود ناگزیر از پذیرش این حقیقتیم که علی رغم سر برآوردن جنبش هایی نظیر زنان،کارگران،معلمان و دانشجویان تمامی آنها سال های پر مشقت و پر از سرکوبی را از سر گذراندند که حتی ایشان را تا مرز اضمحلال هم پیش بُرد.وقایع چهار سال گذشته و سیاست های سرکوبگرانه ی دولت و گسترش فساد و فقر در این دوران اگرچه با مقاومت تحسین برانگیز نیروهای جامعه مدنی رو به رو شد اما این حقیقت را آشکار کرد که ادامه ی روند کنونی،مرگ احتمالی اندک نهادهای مدنی و خاموشی نسبی جنبش های اجتماعی را به همراه خواهد داشت.سرکوب های صورت گرفته در طی این سالها و میزان واکنش جنبش های مدنی به این سرکوب ها گویای این مدعاست که وضعیت این نیروهای مترقی شکننده تر و اسف بار تر از آن است که حتی بتوان نام جنبش را بر آنها نهاد.اگر در ماجرای قتل های زنجیره ای آشکارا به قلع و قمع نویسندگان و دگر اندیشان پرداختند اینک با به پیش گذاشتن یک گام به جلو با صدور احکام طولانی مدت و زندان های طاقت فرسا فعالان مدنی را به مهره هایی سوخته و از کار اُفتاده تبدیل می کنند.از سوی دیگر درگیری روزافزون طبقات مختلف مردم با دغدغه معیشت سبب شده است که ایشان حامیان مناسبی برای دموکراسی و حقوق بشر قرار نگیرند و بیشتر به فکر بیرون کشیدن گلیم خویش از آب باشند.
ما معتقدیم درک این واقعیت با تمام دهشتاکی اش اولین گام در نیل به سمت مدنیت و دموکراتیزاسیون است.
فاجعه ی احمدی نژاد یا به عبارتی سر برآوردن معجزه ی هزاره ی سوم نتیجه ی از دست رفتن فرصتی است که به سبب عدم وفاداری به گفتمان تغییر و اصلاح بروز کرد و نه به سبب شرکت نکردن در انتخابات. تن دادن به هاشمی به قیمت گریز از فاشیسم عریان، افتادن در گرداب بازی یی بود که برندگانش از پیش روشن بودند و تنها حاصلی که دربر داشت مصادره به مطلوب واژه هایی چون اصلاح طلبی،آزادی و دموکراسی در قامت عالیجناب بود، این همان عقب نشینی از گفتمانی بود که اینک درقامت دستبندهای سبز و چفیه ی دور گردن میخ آخر را بر تابوت اصلاحات می زند.
جای طرح مسئله نیست که نگاه به دموکراسی و آزادی آن هم از زاویه ای حداکثری در کشورهایی چون ایران که از یک سنت استبدادی ریشه دوانده در ریزترین لایه های اجتماع رنج می برد،در نوع خود نه تنها کمک به گذار از وضع موجود نیست بلکه خطر هر چه بیشیا جریان بل به واسطه ی حضور همه جانبه ی آحاد مردم و در صدر ایشان فعالان مدنی خلق می شود.ما به دنبال خلق دموکراسی هستیم نه هتر ماندن در آن را هم تشدید می کند.کشور ایران به دلیل عدم ساختارمندی و بی شکلی نهادهای اجتماعی در وضعیتی قرار دارد که از قضا اتفاقات مهمی چون برگزاری یک انتخابات در آن از چنان اهمیتی برخوردار است که به ضرس قاطع می توان گفت در تغییر شرایط حاکم بر آنها بی تأثیر نیست.ساخت بی شکل اجتماع ایران آن را مستعد پذیرش هر نوع دگرگونی کرده است و با توجه به ضعف جنبش های اجتماعی در ایران چاره ای نیست جز به چشم روزنه ای امید به انتخابات نگاه کردن. همان طور که بارها گفته ایم معتقدیم تنها چیزی که در انتخابات به وقوع نمی پیوندد دموکراسی است؛چه اینکه دموکراسی نه یک نظام و شیوه ای از حکمرانی بل یک فضاست که نه توسط یک شخص دیه گرفتن آن از این شخص یا آن شخص. امروز این سوأل مطرح است که آیا دموکراسی ابزاری است برای آنکه مردم رضایت خود را با کارهایی نشان دهند که دولت ها مطرح می کنند؟و یا ابزاری است برای آنکه دولت ها کارهایی را انجام دهند که مردم می خواهند؟ پاسخ ما این است که اگر تنها چیزی که می خواهیم رضایت باشد می توان به شکل دیگری هم به آن رسید.پس انتخابات نه یک فرایند دموکراتیک و عادلانه که به واسطه ی آن دولتی دموکرات روی کار می آید بل امکانی است برای ایجاد یک فضا؛فضایی که در آن همگان در کنار هم حضوری برابر و یکسان دارند.
حربه ی ما همانا آزادی های سیاسی،حق برخورداری از اجتماعات و اتحادیه ها و آزادی مطبوعات است؛آیا هنگامی که می خواهند این حربه را از ما بگیرند،می توانیم دست روی دست بگذاریم و از سیاست دست بکشیم؟گفته می شود که هر فعالیت سیاسی ما از جمله شرکت در انتخابات به مثابه به رسمیت شناختن نظام موجود و آلوده کردن دستان است،اما اتفاقا هنگامی که این نظام،حربه و امکان مبارزه علیه خود را در دست ما می گذارد بهره گیری از این حربه نه به معنای پذیرفتن این نظام بل به معنای کشاندن مبارزه سیاسی به عرصه انتخابات و گفتمان حاکمیت است.به این ترتیب روشن می شود که رأی دادن نه یک کنش سیاست زدوده و از سر رفع تکلیف بل یک کنش سیاسی است که شاید بتوان با انجامش در برخی مواقع به امکانی دست یافت.کُنشی که به یک معنی سعی و خطاست چراکه اساسا حقیقت محصول ضمنی تکرار خطاهاست در لحظه های بحرانی؛لحظه هایی که وضعیت موجود ما را تهدید به برجا ماندن و عوض نشدن می کند.در چنین لحظه هایی است که نمی توان مرزی میان انقلابی عمل کردن و رفرمیستی عمل کردن کشید و شرکت در انتخابات به مثابه ی منطقی ترین و مسالمت آمیز ترین حربه ی تغییر وضع موجود،شورشی ترین کُنش هم هست.آنانی که انتظار می کشند شرایط عینی تغییر از راه برسد برای همیشه چشم انتظار باقی خواهند ماند.
چرا «نه» به احمدی نژاد کافی نیست
پیش از این طی بیانیه هایی دلایل خویش را برای «نه گفتن» به احمدی نژاد بیان نمودیم و قاطعانه اعلام کردیم «احمدی نژاد باید برود».اینک و در این لحظه ی حساس چه برای جنبش های مدنی و چه آحاد ملت واضح و مبرهن است که باقی ماندن رئیس دولت نهم بر اریکه ی قدرت جز رقت انگیز تر شدن وضعیت فاجعه بار کنونی هیچ سودی نخواهد داشت.هرچند مقاومت های مدنی طی این 4 سال کم نشد و آزادی خواهان و فعالان مدنی برای پاسداشت دموکراسی و آزادی از هیچ هزینه ای فروگذار نبودند اما واقعیت آن است که روند سرکوب و دستگیری ها دیگر رمقی را برای این پتانسیل اجتماعی تغییر باقی نگذاشته است و این قلب فرسوده بیش از هر زمانی نیازمند فضایی جدید برای تنفس کردن است.روی کار آمدن یک دولت اصلاح طلب مبتنی بر خرد جمعی و مشارکت نهادهای مدنی شاید بتواند بستر ساز ورود به چونان فضایی باشد.
در این بین ما معتقدیم صرف اتکا به شعار «نه به احمدی نژاد» نمی تواند تضمین کننده ی پیروزی و پیش تر از آن وفاداری به گفتمان دوم خردادی باشد.به خاطر ترس از روی کار آمدن «الف» تن به «ب» دادن نه تنها چیزی را عوض نخواهد کرد بل سبب می شود «ب» خود را در موقعیتی حق به جانب ببیند که همگان چاره ای جز انتخاب او ندارند.هرچند در اینجا نیز نباید از این حقیقت تلخ چشم پوشید که زمانی که هیچ بدیل قدرتمندی برای حضور نیست و ادامه دادن با «الف» جز نابودی چیزی در بر نخواهد داشت آیا می توان از موضعی بالا با «ب» سخن گفت؟در بهترین حالت اگر او حاضر به تمکین خواسته ها و مطالبات ما هم بشود اما فردای روز به قدرت رسیدنش،تمامی آنچه قول داده بود را نادیده بگیرد واقعا کاری از ما ساخته است؟
گویا تاریخ برای ما چنین رقم زده است که همواره در انتظار قهرمانی بنشیینیم که یا از میان خود ما برمی خیزد و یا از بیرون برایمان نازل گردد.
هنوز هم می توان صدها تحلیل و استدلال برای شکست اصلاحات بیان کرد و بی شک یکی از این صد استدلال این خواهد بود که گفتمانی که مبتنی بر خرد جمعی بود در هیأت جنبشی خود را معطوف به شخص کرد.8 سال آموختیم اصلاحات یعنی خاتمی و خاتمی یعنی اصلاحات و دست آخر هم بالواقع این خاتمی بود که بازی را بُرد؛آن هنگام که پدرخوانده وار موسوی را جانشین خویش اعلام کرد و «من کُنت مولی» گویان اعلام داشت "یا من یا موسوی".پُرسش اینجاست که تو خودت که هستی و چه کردی که اینک ادعای ولی امری اصلاحات را می کنی؟خاتمی قطعا یک وزنه سیاسی است اما اینکه خود را در جایگاهی ببیند که برای مردم تعیین تکلیف بکند مطلقا پذیرفته نیست.
با چنین رویکردی معتقدیم فارغ از «نه به احمدی نژاد» و اینکه چه کسی دارای وجه کاریزماتیک است و نیز فارغ از مرعوب سویه های پوپولیستی شدن نظیر اینکه فُلانی را با کاپشن می شناسند و فلانی را با رنگ سبز و...می بایست به دنبال یک ضد قهرمان گشت.ضد قهرمانی که با اتکا به خرد جمعی و برنامه ای مدون پا به عرصه ی انتخابات گذاشته است.چنین است که انتخاب یک فرد جای خود را به انتخاب یک فکر و برنامه می دهد.
اصلاح طلبی «آری»
اصلاح طلبی اصولگرایانه «نه»
تا اینجای کار مشخص کردیم که اولا چرا باید شرکت کرد و ثانیا چرا « نه به احمدی نژاد» شعار کافی یی نیست.به این ترتیب با به کنار نهادن گفتمان اصولگرایی که ما را با آن کاری نیست در جناح موسوم به اصلاح طلب تنها دو مصداق باقی خواهد ماند:یکی مهدی کروبی و دیگری میرحسین موسوی.
لازم به یادآوری نیست که نه شرایط کنونی خرداد 76 است و نه کاندیداهای حاضر در صحنه افرادی ایده آل برای برانگیختن جریانی اجتماعی.از اینروست که جنبش های اجتماعی حاضر در داخل کشور با طرح مطالباتی مشخص سعی در مواجه ای پائین به بالا با انتخابات کردند.هرچند طرح مطالبات با کاندیداهای گذر کرده از فیلتر شورای نگهبان در نوع خود متناقض می نماید اما از جهت فراگیر شدن گفتمانی حداقلی در میان مردم تنها راه حضور فعال و در عین حال معترض به وضع موجود بود.بالواقع این نقد بر ایده ی مطالبه محوری وارد است که یا در انتخابات شرکت می کنیم یا نمی کنیم و اگر این شرکت از سر ضرورت خطر باقی ماندن وضع موجود است،پس طرح مطالبه با کاندیداهای بدیل هم بی معناست.چه اینکه در جامعه ای مثل ایران اساسا هیچ تضمینی وجود ندارد که فرد منتخب پس از انتخاب شدن زیر تمام وعده هایش نزند، که در صورت بروز چنین اتفاقی از بدنه ی ضعیف و شکننده ی مطرح کنندگان مطالبات هیچ کاری ساخته نخواهد بود. با تمام این تفاسیر در جامعی که گفتمان دموکراسی خواهی و آزادی طلبی، طی چهار سال گذشته به واسطه سرکوب های عریان دولت تا سطح تلاش برای بقاء وحیات تقلیل یافته است، طرح حداقل مطالبات جامعه مدنی در فضای پیشا – انتخاباتی تنها فرصتی برای بازسازی پارادایم توسعه سیاسی و ایجاد انتظار اجتماعی . از این رو است که بر پایه چنین استدلالی می توان نزدیکی گفتمان کاندیداهای موجود را به مطالبات جامعه مدنی مورد قضاوت قرار داد و با نگاهی به مواضع کاندیدکاهای مطرح شده توسط جناح اصلاح طلب این حقیقت روشن می شود که میرحسین موسوی نه تنها حاضر به تمکین چنین خواسته هایی نیست بل رفتارها و گفتارهای وی در طول یک ماه گذشته حاکی از آن است که او قائل به گفتمان اصلاح طلبی و تغییر هم نیست:
- طرح شعار اصلاح طلبی بر مبنای اصول به زعم ما نه راهی سوم میان دو قطبی اصولگرایی و اصلاح طلبی بل راهی به ناکجا آباد است.پسوند اصولگرایی شعار مذکور هیچ معنایی جز این نمی تواند داشته باشد که طراحان شعار فوق نیز به مانند تمامیت خواهان،اصلاح طلبی را همتراز با گفتمان انقلاب های رنگی و ضد انقلاب می دانند که نیاز به عبور از فیلتری به نام اصولگرایی دارد.ما معتقدیم اصلاح طلبی حاوی معنای مشخصی است و آن عبارت است از پایبندی به اصلاحات بنیادین در قانون اساسی و نیز احترام به آزادی های مدنی و دموکراسی و نیز در اولویت بودن توسعه ی سیاسی.
اصلاح طلبی اصولگرایانه تنها کارکردش از محتوا خالی کردن اصلاح طلبی است.اینکه مدعیان دیروز اصلاحات امروز آشکارا خود را اصولگرا می خوانند تفاوتی در اصل ماجرا نمی کند جز آنکه بی هیچ تردید باید گفت ایشان هم از دایره ی گفتمان اصلاحات بیرون اند.چنین رویکردی را تاکتیک انتخاباتی دانستن برای انداختن توپ در زمین حریف از آن دست توهماتی است که گمان می کند همرنگ جماعت شدن فرصتی برای ارشاد ایشان به دست می دهد!
- میرحسین موسوی با صراحت اعلام داشت که مخالف هرگونه اصلاح قانون اساسی است.طرفداران وی از قضا این گفته ی او را نقطه ی قوتش قلمداد می کنند با این استدلال که موسوی شعاری که نتواند از پس انجامش بر بیاید را سر نداده و واقع گرایانه معتقد است قانون اساسی فعلی ظرفیت های بسیاری دارد.پُرسش ما این است که طی سی سال گذشته هر مسئولی که بر مسندی تکیه زده است همین شعار را سر داده که "قانون اساسی کنونی از ظرفیت های بالایی برخوردار است" و ...
در اینجا این نکته شایان توجه است که در دوران 8 ساله ی اصلاحات با وجود مجلس مردمی ششم و حضور دولتی اصلاح طلب در رأس امور اجرایی کشور،ظرفیت های موجود در درون قانون اساسی مجالی برای بروز نیافتند،حال چگونه می توان به این به اصطلاح واقع گرایی اعتماد کرد؟مصداق عینی استفاده از این ظرفیت ها چیست؟احمدی نژاد هم گفت من می خواهم قانون اساسی را اجرا کنم.باری شعار دادن چیز بدی نیست و از قضا ما نیز با چنین ایده ای است که از شعار تغییر قانون اساسی دفاع می کنیم.مسئله این است که شعار "استفاده از ظرفیت های قانون فعلی" سی سال است که از طرف هر جناحی بیان می شود. اما سوالاینجا است که دام یک از اصول مترقی قانون اساسی موجود با توجه به ساختار فعلی قابلیت اجراء یافته اند؟ با چنین رویکردی می توان به طریق اولی به طریق اولی شعار تغییر قانون اساسی را هم با برچسب آرمانگرایی زیر سوال برد، اما باید توجه کرد که واقع گرایی جز تثبیت وضع موجود فایده دیگری نداشته است اما لااقل آرمانگرایی می تواند به مثابه ایجاد شکافی در پوسته واقعیت سخت موجود قلمداد شود. اینکه هر دو شعار قابلیت اجرایی ندارند یک بحث است و اینکه می توان حرفی زد که به واسطه اش انتظار اجتماعی برای نی به سمت تغییر بوجود می آید بحثی دیگر و مراد ما دومی است.
- در ارتباط با مسئله ی دانشجویان زندانی نهایت اظهار نظر آقای موسوی این بود که گفتند " من زندان بان نیستم".آیا برای دفاع از آزادی حتما باید زندان بان بود و در زندان ها را باز کرد؟بسیاری موسوی را کاندیدایی مستقل و فراجناحی معرفی می کنند.بسیار خوب اتفاقا همین مستقل بودن و بیست سال دوری وی از قدرت سیاسی باعث می شود که از او بپرسیم چرا در مواجه با بسیاری از اتفاقاتی که طی این بیست سال اُفتاد موضعی اتخاذ نکرد؟ایشان در جایی گفتند که من بیست سال تریبونی نداشتم و از سوی دیگر هم گفتند طی بیست سال گذشته خطری احساس نکرده بودند که نیازی به حضورشان باشد. دُم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس؟!
- موسوی تا به این لحظه از انتخابات هیچ طرح و برنامه ی مشخصی مبنی بر اینکه در صورت انتخاب چه کار خواهد کرد ارائه نداده است.در حیطه ی اقتصاد 51 اصل ارائه شده از جانب وی صرفا در برگیرنده خطوط کُلی حرکت اقتصادی دولت است.مواردی که احتمالا از راست ترین فرد تا چپ ترین مخالفتی با آن ندارند و معلوم نیست چرا اساسا با عنوان اصل از آنها یاد شده؟!هدفمند کردن یارانه ها،اصلاح ساختار و فرآیند تولید و...طی سی سال گذشته بارها و بارها از جانب مسئولین کشور بیان شده است اما کدامین مرتبه به مرحله عمل رسید معلوم نیست.در طرف دیگر میدان هم البته طرح تقسیم سود سهام نفت میان مردم که از سوی تیم مشاوران مهدی کروبی بیان شده است دست کمی از ایده های پوپولیستی مطرح شده توسط دولت ندارد.
- یکپارچه شدن راست و چپ در حمایت از موسوی و گستردگی طیف حامیان وی از بسیجیان گرفته تا اصلاح طلبان نه تنها باعث خوشحالی نیست بل سبب تشدید این خطر و نگرانی است که دسته بندی صوری چپ و راست نظام هم از بین می رود و در این هم کاسه شدن "رستاخیزوار" جایی برای تنفس جامعه ی مدنی باقی نمی ماند. باید از اصلاح طلبان حکومتی پرسید که به راستی علیه چه کسی با دشمنان دموکراسی و جامعه مدنی دست به ائتلاف زده اند؟ ائتلاف با راست دهه 60 بر علیه احمدی نژاد آیا همان حکایت از چاله درآمدن و افتادن در چاه نیست؟
- تشکیل شاخه ی بسیج در ستاد آقای موسوی و اصلاح طلبانه قلمداد کردن بیانیه ی سپاه مبنی بر مجاز بودن فعالیت سیاسی بسیج از یک سو و اعلام حمایت گروهی از بسیجیان دهه ی 60 تحت نام انصارالموسوی از وی خطر قدرت گیری بخش دیگری از بدنه ی نظامیان اما این بار با همکاری اصلاح طلبان را بیش از پیش ملموس می کند. چه تضمینی وجود دارد که ائتلاف امروزی شما با بخشی از راست گرایان در فردای انتخابات و برای حفظ قدرت شما را در موضعی خطرناکتر از راست قرار ندهد که حاضر شوید دست به هر سرکوب های موجود بزنید؟
تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب ضمن هشدار تجدید فضای خفقان آور دهه ی 60 به واسطه ی حضور نظامیان و پاسداران دهه های گذشته جمهوری اسلامی با توجه به موارد و دلایل برشمرده اعلام می کند که در شرایط کنونی نه تنها میرحسین موسوی را کاندیدای شایسته جناح اصلاح طلب نمی داندريا، بل معتقد است به قدرت رسیدن وی احتمال تکرار سیاست های دولت کنونی را در شکل و شمایلی دیگر به دنبال خواهد داشت.این نکته به مثابه ی آن نیست که کروبی فردی شایسته و ایده آل و بی خطر برای اداره ی کشور است چه اینکه کارنامه ی حضور وی در عرصه ی سیاست کشور در مقام دو دوره ریاست مجلس و دبیر کلی یک حزب سیاسی[اعتماد ملی] دربردارنده ی موارد درخشانی نیست.جا اُفتادن حکم حکومتی هرچند نمی توان آن را به گردن شخص خاصی مثل کروبی انداخت چه اینکه حاصل عقب نشینی یک جریان بود در دوره ی وی اتفاق اُفتاد.عقب نشینی از مصوبات درخشان نمایندگان مجلس ششم در برابر شورای نگهبا که باز هم درست است که همه ی نمایندگان مقصر بودند اما ریاست او بر مجلس مسئولیت بیشتری را متوجه اش می کند. با تأکید بر این مهم که شرکت ما در انتخابات و رأی به کاندیدای مورد نظرمان صرفا از موضعی حداقلی است و انتخابات را عرصه ی تحقق دموکراسی و حتی تجلی اراده ی ملی نمی دانیم،معتقدیم کشورمان در لحظه ی حساس کنونی برای خروج از بحران در بُعد اجرایی نه نیازمند به یک شخص-هر چقدر هم توانا در مدیریت-بل نیازمند یک تیم و برنامه ای برخواسته از خرد جمعی است.
با توجه به کلیه موارد فوق می توان این نتیجه گیری ها را کرد:
1.طرح اقتصادی کاندیداهای اصلاح طلب موجود در مورد میرحسین موسوی مبهم و کلی و در مورد مهدی کروبی تا اندازه ای ناکارآمد است و نمی توان هیچ برتری یی برای ایشان قائل شد.
2.در خصوص بها دادن به آزادی های مدنی قطعا مهدی کروبی بسیار پیشروتر و شفاف تر از میرحسین موسوی عمل کرده است.ترکیب افراد حامی هر دو کاندیدا گویای این مدعاست که بسیاری از عناصر مشکوک که شایبه ی همکاری ایشان با نیروهای امنیتی وجود دارد و نیز گروه دانشجویان موسوم به طیف شیراز(انجمن های جعلی دانشجویی) در ستاد میرحسین موسوی مشغول به فعالیت اند.
3.در دایره ی گفتمان اصلاح طلبی دست کم می توان کروبی را هم چنان وفادار به آن دانست درحالی که موسوی مشخصا با تأکید بر پسوند اصولگرایی در شعار "اصلاحات با بازگشت به اصول" می کوشد فاصله ی خود با اصلاحات برآمده از دوم خرداد مشخص کند.
4.کروبی هرچند شاید فردی توانا برای اداره ی کشور نباشد اما تیم مشاوران همراه وی به اندازه ای کارنامه ی موفق مدیریتی دارند که بتوان به ایشان اعتماد کرد در حالی که موسوی با وجود حمایت چهره های شاخص اصلاح طلب از حمایت چهره های شاخص جریان راست نیز برخوردار است و اینکه با چه تیمی در نظر دارد به اداره ی کشور بپردازد همچنان نامشخص است.
بر این اساس تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب در مجموع ارزیابی های خود تیم مشاوران مهدی کروبی را برای اداره ی کشور در بعد اجرایی توانا تر و دارای برنامه های مشخص می بیند و جدای از این، گفتمان مطرح شده توسط کروبی اگر نه وفادار به لحظه دوم خرداد بل نزدیکترین گفتمان موجود به آن رخداد می داند. بر پایه ی چنین استدلالی رأی خود را نه رأی به یک شخص که رأی به مجموعه ای از برنامه های مبتنی بر خرد جمعی پایبند به گفتمان اصلاح طلبی می دانیم. در پایان خطاب به کلیه ی فعالان مدنی و جنبش های اجتماعی اعلام می داریم که شرکت در انتخابات پیش رو نه به مثابه ی پایان رسالت اجتماعی و اتمام تمامی مشقت ها بل با توجه به تجربه ی 8 ساله ی حاکمیت اصلاحات و نیز 4 سال حاکمیت یکدست راست افراطی تمامیت خواه،نقطه ی شروع جدیدی برای خیز برداشتن به سمت دموکراسی وآزادی و برابری است.نیاز امروز ما نه سخن گفتن در دفاع از دموکراسی و آزادی بلکه خلق کردن آن است و این ممکن نیست مگر در سایه ی حرکتی خودجوش با اتکا به خردی جمعی.
تشكل دانشجويان اصلاح طلب دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين
+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:26  توسط پوریا | 
altعبدالكريم سروش روشنفكر ديني مطرح كشورمان به حمله تند محمود دولت آبادی در مورد نقش او در انقلاب فرهنگی در جمع حامیان میرحسین موسوی پاسخ داد. در قسمتي از اين نامه آمده است:اگر آن پریشان‌گوی بی‌خبر، شکوه‌ای از ارشادیان دارد به مهندس موسوی شکایت کند که آیین‌نامه برایشان تنظیم کرده است.

متن كامل اين نامه به اين شرح ست:
برو به کار خود ‌ای «کاتب» این چه فریاد است
مرا فتاده دل از کف، تو را چه افتاده است
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژده‌ها داده است
که‌ ای بلندنظر شاه‌باز سدره نشین
«چه غم ز طعنه محمود دولت آباد است»
«بخوان به دولت محمود و اختر مسعود
سرود عشق، که از هفت دولت آزاد است»
حسد چه می‌بری‌ای «سست نثر» بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن، خداداد است
(توضیح: کلمات و جملاتی که در میان گیومه آمده در نسخه‌های چاپی حافظ دیده نمی‌شود.)
به جستجو برآمدم که قصه چیست و محمود دولت‌آباد کیست. خبر آوردند خفته‌ای است در غاری نزدیک دولت‌آباد که پس از ۳۰ سال ناگهان بی‌خواب شده و دست و رو نشسته به پشت میز خطابه پرتاب شده و به حیا و ادب پشت کرده و صدا درشت کرده و با «سخافت و شناعت» از معلمی به نام عبدالکریم سروش سخن رانده و او را «شیخ انقلاب فرهنگی» خوانده و دروغ در دغل کرده و متکبرانه با حق جدل کرده است. و این همه عقده‌گشایی و ناخجستگی در مجلسی به نام و حمایت از مهندس موسوی که در پی پوشیدن قبای خجسته صدارت است.
گزافه و یاوه بسیار شنیده بودم اما این گاف‌های گزاف واقعا نوبر بود. از جنسی دیگر بود. از هیچکس چندان نرنجیدم که از میرحسین. آخر او می‌توانست به این خفته پریشان‌گو بیاموزد که انقلاب فرهنگی را (برای بستن دانشگاه‌ها) دانشجویان به راه انداختند نه سروش. و ستاد انقلاب فرهنگی را (برای گشودن دانشگاه‌ها) امام خمینی بنیان نهاد، نه سروش. و لذا آن «شناعت و سخافت و تقلید مضحک» (به زعم او) کار دیگری بود نه سروش. و ستاد انقلاب فرهنگی هفت عضو داشت (و اینک ۳۰ عضو) نه فقط یک عضو و آن هم سروش. و آقای میرحسین موسوی، از ۳۰ سال پیش عضو ستاد انقلاب فرهنگی بود و امروز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، نه سروش که ۲۶ سال پیش استعفا داد (و تنها عضو مستعفی ستاد بود). ستاد انقلاب فرهنگی همه‌گونه شیخی داشت جز سروش، که نه روحانی بود و نه کهنسال و نه کهنه‌کار سیاسی. از دکتر شریعتمداری گرفته (متولد ۱۳۰۲) که شیخوخیت سنی داشت تا احمدی، باهنر، مهدوی‌کنی، جلال‌الدین فارسی و حسن حبیبی (متولدان ۱۳۱۲) که مشایخ درجه دوم بودند. نه سروش که متولد ۱۳۲۴ بود و جوان‌ترین عضو ستاد. و آوازه اجتماعی و شیخوخیت سیاسی هم با آن مشایخ بود نه سروش، که تازه از گرد راه رسیده بود و به حکم امام برای خدمت به فرهنگ، در آن ستاد بدون ستاندن قرانی مزد، شبانه‌روزعرق شرافت می‌ریخت. و شیخ روحانی ستاد هم حجت‌الاسلام باهنر و مهدوی و املشی و احمدی و خوشوقت بودند نه سروش. و باری اگر ستاد انقلاب فرهنگی شیخی داشت این شیخ کسی جز شخص شخیص مهندس میرحسین موسوی نبود که پاره‌ای از جلسات ستاد در دفتر نخست وزیری و زیر اشراف و صدارت او برپا می‌شد. و علاوه بر میرحسین، خاتمی و احمدی و شریعتمداری و صادق واعظ‌زاده و… در آن حضور داشتند و گواهان این امرند. و باری شیخ ستاد بودن نه حسن است، نه عیب. آنکه عیب است دروغ زنی و دریوزگی و چاپلوسی کردن و سابقه استالینی داشتن و فرصت‌طلبانه ژست آزادی‌خواهی گرفتن است. تعجب من این است که چرا مهندس موسوی پرده از این راز ساده بر نمی‌دارد و نقش خود در ستاد انقلاب فرهنگی و نظر خود را درباره آن نمی‌گوید تا پریشان گویان، بیش از این سم‌پاشی و فحاشی نکنند.
نیز خوب بود مهندس موسوی به آن خفته پریشان‌گو آموزش و هشیاری می‌داد که وقتی امروز در تلویزیون می‌گویند وزارت ارشاد به آیین‌نامه انقلاب فرهنگی عمل می‌کند (که به گمان وی غیرقانونی است) و سانسور کتاب می‌کند، این آیین‌نامه دست‌پخت همین شورای انقلاب فرهنگی است که اینک برپاست و میرحسین و حداد و داوری و کچوئیان و رحیم‌پور ازغدی و… اعضای آنند. نه دست پخت ستاد انقلاب فرهنگی که ۲۶ سال است دار فانی را وداع کرده و استخوانش را خاک خورده است. و اگر آن پریشان‌گوی بی‌خبر، شکوه‌ای از ارشادیان دارد به مهندس موسوی شکایت کند که آیین‌نامه برایشان تنظیم کرده است نه سروش که خود قربانی آن آیین‌نامه‌هاست و کتاب‌هایش در ارشاد غمباد کرده است.
حالا بنگرید خفته در غاری که فرق انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی و شورای انقلاب فرهنگی را نمی‌داند و اعضایشان را نمی‌شناسد و از کارهاشان خبر ندارد و دیروز و امروز را به هم می‌بافد و زمان را در می‌نوردد و دروغ بر دروغ می‌انبارد و جهل بر جهل می‌تند، چون ماموری نامعذور به امید پاداشی موعود حمله بر معلمی یک قبا می‌آورد که از دیدگاه استالینی، جز استقلال رای و مسلمانی و دموکراسی‌خواهی (و لابد عدم حمایت از میرحسین موسوی) جرمی و خطیئه‌ای ندارد. و حتی نزاکت و ادب مقام را نگاه نمی‌دارد و به میزبان خود که همان شیخ انقلاب فرهنگی است توهین می‌کند و اینقدر نمی‌داند که این میزبان که دولت‌آبادی به حمایت و ترویج‌اش برخاسته، ۳۰ سال است که عضو آن ستاد و شورا بوده است و امضا‌کننده همان آیین‌نامه‌های «غیرقانونی» است که وی از آنها می‌خروشد و می‌گریزد و پیرو و مرید و مقلد و فدایی همان امامی است که بنیانگذار انقلاب فرهنگی است و «مقلد مضحک همان شناعت و سخافتی» است که دولت‌آبادی زبان خود را به لوث کلماتش می‌آلاید. باری از بانیان آن جلسه جناحی و ستادی و انتخاباتی، و در صدر همه از آقای میرحسین موسوی نیز باید سپاسگزاری کرد که حق خادمان فرهنگ را چنین می‌گزارند و به تاوان داشتن رایی مستقل و مشروع، آنان را پیش گلادیاتورها می‌افکنند و پوست و پوستینشان را می‌کنند و هلهله‌کنان قصه‌اش را بر سر بازار و برزن می‌گویند و در رسانه‌های خبری خود می‌آورند. اما مباد از یاد ببرند که ناقدان را خوراک درندگان کردن، تصویر موحشی است که هیچگاه از یاد جوانان این دیار نخواهد رفت، شاید آبی به آسیاب آرا بریزد اما آبرویی تحصیل نخواهد کرد.
مرا هر آینه خاموش بودن اولی‌تر
که جهل پیش خردمند، عذر نادان است
و ما اُبَرّیَ نَفسی وَ ما اُزَکّیها
که هرچه نقل کنند از بشر در امکان است
مریلند - اردیبهشت ۱۳۸۸

منبع:صدای زنان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 2:3  توسط پوریا | 
مهدی کروبی کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به گزارش سحام نیوز در بیانیه‌ای مهمترین دیدگاهها و برنامه های خود را در مورد حقوق زنان منتشر کرد.

اینجانب در گذشته، چه در زمانی که رئیس مجلس بودم و چه قبل و بعد از آن بارها حمایت خود را از زنان و حقوقشان اعلام کرده ام. نه تنها ضرورت ورود زنان به مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام را تاکید نموده‌ام، بلکه بارها با دولتمردان برسر انتخاب زنان در سمت‌های مدیریتی جدل کرده ام یا در برابر انتقاداتی که به زنان وارد شده از آنها دفاع نموده ام.


حمایت از زنان سرپرست خانواده و بدون سرپرست با ارائه طرح جامع توانمندسازی آنها، تدوین برنامه های مناسب برای اشتغالزایی زنان، تهیه طرح های حمایتی مناسب جهت حمایت از زنان سالمند، معلول یا مبتلا به بیماری های خاص، توانمندسازی و افزایش بهره وری زنان عشایر و روستایی، ایجاد فرصت های شغلی در بخش کشاورزی، صنعت، خدمات و تقویت مهارت های آنان با انواع آموزش های حرفه ای، از جمله دیگر سر فصل های برنامه های من در رابطه با زنان در دوران ریاست جمهوری است.
حمایت و تقویت نقش و شان این زنان با محاسبه نتیجه اقتصادی کار آنها در خانه، ایجاد صندوق بازنشستگی خاص زنان خانه دار و بیمه زنان خانه دار از جمله مهمترین اولویت های من در دولت آینده خواهد بود.

تاکید می کنم که حق آموزش در کلیه سطوح از جمله بدیهی ترین حقوق همه شهروندان است.

  مهدی کروبی کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در بیانیه ای مهمترین دیدگاهها و برنامه های خود را در مورد حقوق زنان منتشر کرد .
متن بیانیه به شرح زیر است.
  اسلام دین رحمت، رافت و عدالت است و هرکس اسلام را به گونه ای متفاوت تفسیر و تاویل کند، جفای بزرگ در حق اسلام کرده است.

یک زن – خدیجه (س) – اولین لبیک گوی دین محمد (ص) بود و با یک زن – فاطمه (س) – سر منشا خیر کثیر ذریه پیامبر (ص) بود.

اسلام بر آن بود که در فضای جاهلیت عرب، ارزش و منزلت انسانی زنان را به آنها بازگرداند، هرچند که در طول تاریخ اسلام، به دلیل غلبه تفکر جاهلی و اسرائیلیات بر ذهن جامعه، زنان منزلت خود را بازنیافتند.

انقلاب اسلامی ایران براساس پیام رحمت و عدالت دین محمد (ص)، درصدد تحقق تساوی حقوق زنان و مردان بود و این خواسته بارها توسط بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) بیان گردید. در شرایطی که در سال های نخست انقلاب، تفکری متحجرانه حضور زنان را در عرصه های عمومی بر نمی تابید و به دنبال خانه نشین کردن زنان بود، امام خمینی (ره) با توجه به دیدگاه های روشنفکرانه و عدالت خواهانه خود، در برابر این نگرش های تنگ نظرانه ایستادگی کرد و با صلابت و اقتدار پشتیبان حضور زنان در عرصه های مختلف بود و بارها تاکید کرد که زنان باید در مقدرات اساسی کشور نقش تعیین کننده داشته باشند.

انتخابات یکی از صحنه هایی است که زنان همواره به عنوان بازیگران اصلی در آن نقش آفرینی کرده اند ولی کمتر از نتایج آن به نفع پیشبرد اهداف خود بهره گرفته اند.

به عنوان کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری معتقدم که باید حضور زنان را در جامعه احیا و تقویت کرد و نباید از آنان به عنوان پیاده نظام در عرصه های سیاسی – اجتماعی بهره جست یا از آنان به عنوان نردبان به قدرت رسیدن مردان سوءاستفاده کرد.

باتوجه به اینکه «تغییر» شعار اصلی من در انتخابات ریاست جمهوری است، این تغییر محقق نمی شود مگر آنکه منزلت و کرامت زنان احیا شود و حقوق تضییع شده آنها تامین گردد. براین اساس بازیابی حقوق انسانی زنان و دستیابی به منزلت و جایگاه واقعیشان، اصل بنیادین برنامه های انتخاباتی این جانب است.

از آنجا که احیای حاکمیت قانون و حقوق شهروندی که بخش عظیمی از این حقوق، حقوق زنان است، از مهمترین دغدغه های فکری ام می باشد، معتقدم که باید زنان توانمند و شایسته ایرانی از کلیه حقوق حقه خود در جهت رفع عقب ماندگی های تاریخی برخوردار شوند.

اینجانب در گذشته، چه در زمانی که رئیس مجلس بودم و چه قبل و بعد از آن بارها حمایت خود را از زنان و حقوقشان اعلام کرده ام. نه تنها ضرورت ورود زنان به مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام را تاکید نموده ام، بلکه بارها با دولتمردان برسر انتخاب زنان در سمت های مدیریتی جدل کرده ام یا در برابر انتقاداتی که به زنان وارد شده از آنها دفاع نموده ام.

حضور زنان را در کابینه در قامت وزیر، معاون و مشاور رئیس جمهور را یک ضرورت می دانم و بارها در سخنانم بر این نکته پای فشرده ام و چنانچه برنامه ریزی براساس مدیریت دانش محور استقرار یابد پرواضح است که با توجه به پیشتازی زنان در عرصه علم و جمعیت برتر دانشگاهی این قشر بخش وسیعی از مدیریت باید به زنان واگذار شود و محیط آزمون و خطای مدیریتی مردانه با محوریت زنان توانا به محیطی دانش محور و انسان مدار تبدیل شود.

تاکید به وزرا بر استفاده از زنان در سطوح معاونت، مشاورت و مدیر کلی وزارتخانه ها برای ساختن کادرهای مجرب و متخصص و توصیه آنها به تخصیص سهمیه مشخصی برای زنان مدیر می تواند یک راهکار عملی برای ارتقای شغلی زنان در سطح مدیریتی باشد.

اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی که تامین کننده حقوق زنان هم سطح مردان است یکی دیگر از اولویت های برنامه انتخاباتی من است. ضمن آنکه باید بررسی و بازخوانی بندهایی از قانون اساسی که به ظاهر با برخی حقوق زنان مغایرت دارد، مورد اهتمام نظام هم قرار گیرد.

در حال حاضر بیشترین توجه ما باید ارائه لوایح روزآمدی باشد که حقوق زنان را در سطوح مختلف تامین می کند. لوایح و مقرراتی که در جهت ایجاد عدالت، به رفع کلیه اشکال تبعیض جنسیتی اهتمام دارد. از جمله لوایحی که به ارتقای سطح مشارکت زنان در کلیه عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و بین المللی می پردازد.

جایگاه زنان خانه دار در تحکیم و آرامش خانواده و ثبات جامعه مهمتر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد زنانی که عمر و جوانی خود را برای رفاه و راحتی حال همسر و فرزندان خود فدا می کنند، باید نسبت به آینده خود اطمینان خاطر داشته باشند. حمایت و تقویت نقش و شان این زنان با محاسبه نتیجه اقتصادی کار آنها در خانه، ایجاد صندوق بازنشستگی خاص زنان خانه دار و بیمه زنان خانه دار از جمله مهمترین اولویت های من در دولت آینده خواهد بود.

تاکید می کنم که حق آموزش در کلیه سطوح از جمله بدیهی ترین حقوق همه شهروندان است.

سهمیه بندی ها و بومی گزینی ناعادلانه منجر به تضییع حق بدیهی نیمی از جامعه و جمع کثیری از دختران نخبه می شود. به نظرم مسئولان کشور باید برای بی انگیزگی پسران راهکار دیگری بیندیشند و در آینده به جای محروم کردن جمع کثیری از دختران و زنان با استعداد، در فکر اشتغال خیل زنان تحصیلکرده برآیند.

ضمن ابراز تاثر از دستگیری یا ارعاب فعالان زنان به خاطر دفاع از حقوق خود، معتقدم که زنان از طیف های مختلف فکری باید امکان برگزاری تجمع های قانونی و مسالمت آمیز جهت ارائه دیدگاه های خود داشته باشند و بتوانند نشریات خاص خود را در چارچوب قانون اساسی منتشر کنند و چنین رخدادی کمک موثری به درک بهتر حکومت از مطالبات بانوان خواهد داشت.

هر نوع اهانت، تحقیر یا هتک حرمت زنان چه در خانواده و چه در جامعه از نظر اینجانب محکوم است. باید انواع خشونت های خانگی و اجتماعی، قتل های ناموسی، قتل های خانوادگی، فحشا و خودفروشی به طور ریشه ای آسیب شناسی و بررسی شود و برای صیانت از زنان و حل این مشکلات برنامه ریزی همه جانبه شود.

برنامه ریزی و تلاش جهت حل مشکلات زنان در زمینه های بهداشت، ورزش، آموزش، تفریح، حمایت از زنان سرپرست خانواده و بدون سرپرست با ارائه طرح جامع توانمندسازی آنها، تدوین برنامه های مناسب برای اشتغالزایی زنان، تهیه طرح های حمایتی مناسب جهت حمایت از زنان سالمند، معلول یا مبتلا به بیماری های خاص، توانمندسازی و افزایش بهره وری زنان عشایر و روستایی، ایجاد فرصت های شغلی در بخش کشاورزی، صنعت، خدمات و تقویت مهارت های آنان با انواع آموزش های حرفه ای، از جمله دیگر سر فصل های برنامه های من در رابطه با زنان در دوران ریاست جمهوری است.

از مسائل مهمی که در مجلس ششم تصویب ولی در شورای نگهبان رد و فعلا در مجمع تشخیص مصلحت نظام، متوقف مانده است، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است. پذیرش مشروط کنوانسیون با حق تحفظ عدم مغایرت با شرع و قانون اساسی در کنار اصلاح قوانین متناسب با شرایط روز جامعه، می تواند به اصلاح بسیاری از رویه های جاری کمک کند.

بدون تردید اگر تاکنون حقوق زنان را با ارائه طرح ها و لوایح کارآمد تامین نموده بودیم، چهره زن ایرانی در دنیا مخدوش ترسیم نمی شد.

به هر تقدیر، ایران به عنوان عضوی از نظام بین المللی، نمی تواند و نباید به خاطر برخی سوءتدبیرها، به ویژه در رابطه با مسئله زنان از جامعه جهانی منزوی باقی بماند.

در پایان بر این باورم که زن ایرانی شایسته شان و منزلتی بیش از آن است که تاکنون از آن برخوردار بوده است. علی رغم اینکه مسئله زنان یکی از سرفصل های 35 گانه برنامه من در اداره کشور محسوب می شود که جداگانه تقدیم خواهد شد، اما به لحاظ اهمیت مسئله زنان، شرح تفصیلی تری از نگاه خود را به این موضوع تقدیم به دختران جوان و بانوان محترم داشتم و امیدوارم که در ایضاح مسئله کمک نموده باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 2:0  توسط پوریا | 
 

سحام نيوز :   مهدي كروبي با نگارش نامه اي سرگشاده به عزت الله ضرغامي رييس صدا و سيما نسبت به رويكرد اين سازمان در تخريب كانديداهاي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اعتراض كرد . وي   به رييس صدا و سيما چنين توصيه كرد : "‌ نصيحت مي‌كنم از تخريب دست برداريد و اگر نقشي در اين تخريب نداريد بر نظارت خود بر زيرمجموعه‌هاي خويش بيفزاييد كه چون ماجراي مجموعه برنامه هويت عليه روشنفكران نشود كه فاجعه‌اي فرهنگي بود و رئيس وقت سازمان   صداوسيما اعلام كرد كه از آن بي‌خبر است." متن كامل اين نامه بدين شرح است :  

جناب آقاي مهندس عزت‌الله ضرغامي

رياست سازمان صداوسيما

 

با سلام و احترام

عملكرد سازمان تحت رياست حضرت عالي در ماه‌ها و روزهاي اخير به شدت يادآور تجربه تلخي است كه از عملكرد اين نهاد در انتخابات رياست‌جمهوري سال 1384 در يادها مانده است. آن زمان كه صداوسيما در اعلام نتايج نهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري بر ستاد انتخابات كشور و وزارت كشور پيش‌دستي كرد و به ياري آقاي   غلامحسين   الهام سخنگوي وقت شوراي نگهبان و سخنگوي بعد دولت آقاي محمود احمدي‌نژاد خبر از راي و رتبه رئيس آينده خود داد و در پيوندي شگرف ميان «كيهان و صداوسيما و شوراي نگهبان» در حالي كه نهادهاي قانوني و آمارهاي رسمي خبر از راهيابي آقاي هاشمي و اينجانب به مرحله دوم انتخابات مي‌دادند، چون هاتفي از عالم غيبي خبر از راه‌يابي احمدي‌نژاد به مرحله دوم انتخابات دادند و سرنوشت انتخابات را به گونه‌اي ديگر رقم زدند. خبرنگاران شما در   آن زمان به جاي آنكه اخبار انتخابات را از رئيس ستاد انتخابات بپرسند به سخنگوي شوراي نگهبان تلفن مي‌زدند و از اولين ساعات بامداد تا نيمروز 28 خرداد 84 چنان اطلاع‌رساني مي‌كردند كه   گويي از عالم الهام خبري دارند. تا زماني كه شما در جريان قرار گرفتيد و به حق سوگند خورديد كه از ماجرا خبر نداريد و هم از سوي شما   و هم از جاهاي ديگر از من عذرخواهي شد و مصاحبه با حضرت الهام پايان يافت و در   حالي كه الهامات غيبي همه را در ربوده بود و پروژه پايان يافته بود بار ديگر دوربين‌هاي شما سوي ستاد انتخابات شد تا نتايج پروژه را گزارش كنند. در اين پروژه قرار بود با آقاي محمود احمدي‌نژاد به عنوان پديده انتخابات برخورد شود و متاسفانه حتي دوستان اصلاح‌طلب در وزارت كشور چنان در انفعال   افتاده بودند كه نتوانستند از راي مردم دفاع كنند و اين تركيب دست به دست هم داد تا انتخابات سرنوشت ديگري يافت.

در اين مدت رابطه من و شما روشن بوده است. در   روزهايي كه از فرط   جفاي تلويزيون دولتي به فكر راه‌اندازي تلويزيوني غيردولتي افتادم ديداري از صداوسيما كردم و به سابقه مسووليت شما در معاونت پارلماني صداوسيما و مسووليت من در رياست مجلس ششم رابطه‌اي محترمانه ميان ما برقرار بود وگرچه در چهار سال گذشته همواره بخش‌هاي خبري تلويزيون به تحريف و تخريب مواضع اصلاح‌طلبان و به‌خصوص اينجانب پرداخته   اما   هرگز موج تخريب و تحريف به اندازه روزهاي اخير اوج نگرفته است كه لابد نسبتي با انتخابات 22 خرداد 88 دارد. از جمله آخرين اقدام تخريبي صداوسيما در بخش خبري معروف 20:30 دوشنبه‌شب 28 ارديبهشت‌ماه   رخ داده است:

1-‌ در   آغاز خبرها اعلام شده كه مهدي كروبي به علت بيماري سفرهاي انتخاباتي خود را لغو كرده است. عرض مي‌كنم كه علي‌رغم تبليغات مخالفان مهدي كروبي سالم و سرحال است و تنها علت تعويق سفر من به استان‌هاي گيلان و آذربايجان شرقي رحلت عالم بزرگ آيت‌الله العظمي بهجت بوده كه با توجه به جايگاه   ايشان نزد مردم به خصوص مردم گيلان   و ضرورت شركت در مراسم تشييع پيكر ايشان سفر به اين استان‌ها به   وقت ديگري موكول شد. با وجود اين همين امروز پس از مشايعت پيكر اين فقيه فرزانه و عارف در شهر مقدس قم در حالي كه اين نامه را به شما مي‌نويسم راهي استان اردبيل خواهم شد تا افرادي كه با ادعاي جواني در عصر ميانسالي و كهن‌سالي از مردم راي مي‌گيرند دريابند كه جوان كيست هرچند كه برخي از اين ادعاهاي جواني هم در   چهار سال گذشته كم به كشور آسيب نزده و جواني را با خامي اشتباه گرفته‌اند.

2- من   در هر سفر   سخنراني‌هاي   متعددي انجام مي‌دهم. قصد اصلي من از   سفرها ارائه برنامه‌هايي براي اداره كشور و البته نقد اقدامات دولت در چهار سال گذشته است. چرا صداوسيما به بخش گزينشي، هدفمند، تخريبي و تحريفي سخنان   من مي‌پردازد؟ گر قرار است كه رسانه ملي واقعا ملي باشد، چرا فقط عليه يك جناح فعاليت مي‌كند؟ ويراستار اخبار شما عضو كدام   حزب يا جناح سياسي است؟ اگر حريت و جرات دارد چرا همه بخش‌هاي سخنراني مرا پخش نمي‌كند؟

3- در سفر اخير من به   استان اصفهان در شهر نجف‌آباد در جمع پرشور دانشجويان اين شهر دو گروه از چفيه‌پوش‌ها و ‌سبزپوش‌ها به طرفداري از دو نامزد محترم به جنجال و هياهو در سخنراني من پرداخته‌اند. ستاد جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي البته اعلام كرده‌اند افرادي كه خود را به ايشان منسوب   مي‌كردند نسبتي با اين ستاد نداشته‌اند و حتي اعلام كردند اين توطئه جناح مخالف اصلاحات است اما در هر صورت من پس از تحمل زياد و پس از تعريف بسيار از   سوابق و خلقيات آقاي مهندس موسوي به طرح چند پرسش پرداختم و از اينكه به نام حمايت از يك نامزد، نامزدي ديگر را تخريب   كنند انتقاد كردم. من و مجري جلسه همه راه‌ها را رفتيم تا جلسه آرامش يابد اما طبق قاعده «آخرين درمان، داغ است» چاره‌اي جز طرح سوال و عتاب و خطاب نديدم كه اگر نتوانم جلسه‌اي را اداره كنم چگونه مدعي اداره كشور خواهم بود. اما سوال اينجاست كه علت برجستگي اين بخش از سخنان   من در بخش خبري 20:30 چيست؟ آيا صداوسيما جسارت آن را   دارد كه بخش‌هاي ديگر سخنراني من   درباره آقاي محمود احمدي‌نژاد را هم پخش كند؟ علت رفتار غرض‌ورزانه صداوسيما براي برهم زدن چهره اصلاح‌طلبان چيست؟ آيا طرح تفاوت سليقه ميان نامزدهاي اصلاح‌طلب در زمره وظايف صداوسيماست؟ آيا همين كار را درباره اختلاف اصولگرايان با آقاي احمدي‌نژاد انجام مي‌دهد؟

4- رسانه ملي در انتخابات دوره دهم رياست‌جمهوري به رسانه فردي تبديل شده است. با وجود تاكيد   مقام معظم رهبري بر ضرورت بي‌طرفي   نهادهاي   حكومتي در انتخابات متاسفانه اين رسانه به تريبون رئيس دولت تبديل شده و به نام پخش اخبار دولت عملا به ارگان آن تبديل شده است چنانكه پس از پايان همان برنامه‌اي كه مرا تخريب كرديد رپرتاژ آگهي دولت درباره فروش سهام عدالت به كارگران را پخش كرديد. به شما هشدار مي‌دهم اگر اين بار هم مانند چهار سال پيش از الهامات غيبي بهره بگيريد و بخواهيد با بهره‌گيري از تفاوت ديدگاه ميان اصلاح‌طلبان از اين آب گل‌آلود ماهي بگيريد سكوت نخواهم كرد و از هر راه ممكن به صورت مستقيم با مردم سخن خواهم گفت. صداوسيما در قانون اساسي نهادي حكومتي اما ملي تعريف شده است. شما نبايد به ارگان دولت و بدتر از آن بولتن رئيس دولت تبديل شويد صداوسيما نبايد به كيهان مصور تبديل شود چنان‌كه امروز بخش خبري 20:30 چنين است. اگر به فرض در طول سه سال فعاليت دولت اين كار را انجام مي‌دهيد در يك سال آخر (كه عرصه تبليغ بر نامزدهاي رقيب تنگ است) نبايد اين كار را انجام دهيد و از آن   دهشتناك‌تر ديگر نامزدها را تخريب كنيد يا به جان يكديگر بيندازيد. در هيچ‌يك از دولت‌هاي گذشته رئيس دولت اينگونه از مواهب صداوسيما   بهره‌مند نبود بلكه آنان خود در اين كار امساك داشتند. شايد برخي حاميان دولت معتقد باشند كه دوره رياست‌جمهوري در ايران بايد هشت   ساله باشد و به همين جهت قصد دارند القا كنند كه دولت كنوني بايد چهار سال ديگر هم حكمراني كند. اين مي‌تواند يك باور فردي يا جناحي باشد اما   واقعيت قانوني اين نيست و اكنون آقاي محمود احمدي‌نژاد نامزد دوره دهم مقام رياست‌جمهوري است نه يك كلمه كم   و نه يك كلمه زياد.

جناب آقاي ضرغامي

با همه احترامي كه به شما مي‌گذارم و حساب شما از برخي يارانتان جدا مي‌دانم، نصيحت مي‌كنم از تخريب دست برداريد و اگر نقشي در اين تخريب نداريد بر نظارت خود بر زيرمجموعه‌هاي خويش بيفزاييد كه چون ماجراي مجموعه برنامه هويت عليه روشنفكران نشود كه فاجعه‌اي فرهنگي بود و رئيس وقت سازمان   صداوسيما اعلام كرد كه از آن بي‌خبر است.

انتظار من اين است كه طبق اصول اخلاقي و قواعد حقوقي اين نامه را در همان بخش خبري 20:30 پخش كنند تا بتوانيد ذره‌اي تقاص تخريبي كه دوستانتان كرده‌اند را جبران كنيد.

 

با احترام

مهدي كروبي

29 ارديبهشت 88

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 1:50  توسط پوریا | 
مادر سيدمحمد خاتمي با استقبال از كانديداتوري ميرحسين موسوي در عرصه انتخابات گفت: ميرحسين موسوي در دوران نخست‌وزيري‌اش نشان داد مرد عمل است و هيچ‌گاه از مواضع خود كوتاه نخواهد آمد.
سكينه ضيايي اردكاني در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا، در پاسخ به سوالي درخصوص موضع مرحوم آيت‌الله روح‌الله خاتمي نسبت به ميرحسين موسوي گفت: ايشان به آقاي موسوي عشق مي‌ورزيد و ارادت خاصي نسبت به ايشان داشت.
وي با بيان اينكه ميرحسين موسوي در زمان نخست‌وزيري‌اش تلاش‌هاي زيادي براي حل مشكلات استان يزد كرد گفت: عملكرد درخشان آقاي موسوي هيچگاه از خاطره‌ها محو نخواهد شد و اميدوارم در عرصه انتخابات رياست‌جمهوري نيز موفق باشند و من براي ايشان آرزوي توفيق در اين عرصه را مي‌كنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 1:31  توسط پوریا | 

حجت‌الاسلام دکتر محسن کدیور، روشنفکر دینی برجسته کشورمان که موقتاً برای تدریس در دانشگاه‌های آمریکا در ویرجینیا اقامت دارد، طی پیامی به پویشگران «موج سوم» ضمن اعتراض شدید به توقیف روزنامه «یاس نو»، نقد تخریب دیگر نامزدها توسط «دانشمندان فرهیخته» و همچنین ذکر امتیازات مهدی کروبی و تاکید بر اهمیت حمایت اکثر احزاب و شخصیت‌های اصلاح‌طلب کشور از میرحسین موسوی، حمایت خود از نامزدی میرحسین موسوی را اعلام کرد.
به گزارش «موج سوم» در بخشی از این پیام تأکید شده است: «موسوی خط قرمز دارد، کم سخن می‌گوید، «مرد عمل» است، به کارشناسی علمی بها می‌دهد، اهل استقامت بر تصمیمات کارشناسی شده است، از اختیارات قانونی عقب‌نشینی نمی‌کند و وعده‌هایی که داده است در چارچوب همین قانون اساسی مقدور است».

متن کامل این پیام بدین شرح است:


به نام خدا

موسوی، نامزد مدرسه روشنفکری اسلامی در شرائط مضیّق دوران محنت است

«إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا»
خـداونـد بـه شـمـا فـرمان ميدهد كه امانتها را به صاحبان آن برسانيد و هنگامى كه مـيـان مردم داورى مي‌كنيد از روى عدالت داورى كنيد. خداوند پند و اندرزهاى نیکویى به شما مي‌دهد، خداوند شنوا و بيناست . (قرآن کریم، سوره نساء آیه 58)

1. در انتخابات ریاست جمهوری بنای سخن گفتن نداشتم، هر بار که از ستاد دو کاندیدای اصلاح‌طلبان دوستی تماس می‌گرفت، اظهار نظر را به آینده موکول می‌کردم، چراکه در مواضع زیر از فرط وضوح نیازی به اظهارنظر نبود:

اولا در ضرورت رأی دادن و مشارکت فعال در مقدرات سیاسی جامعه،

ثانیا در سوء تدبیر آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد و تصمیمات کارشناسی‌نشده و موضع‌گیری‌های نسنجیده و ماجراجویانه و مدیریت غیرعلمی و بی‌اعتنایی به مصالح ملی و تخریب زیرساخت‌های اقتصاد کشور و ارائه تصویری خشن، خرافی و غیرعقلانی از ایران توسط وی و همکارانش،

ثالثا برخورداری دو کاندیدای مورد تأیید اصلاح‌طلبان از حداقل صلاحیت‌های لازم برای ریاست جمهوری و تغییر نسبی وضع اسف‌بار موجود کشور،

رابعا ترجیح حضور اصلاح‌طلبان با یک کاندیدا حداقل در هفته آخر و اجماع بر کاندیدای واحد.

از سوی دیگر علاوه بر این‌که هر دو کاندیدای اصلاح‌طلبان یعنی آقایان شیخ مهدی کروبی و مهندس میرحسین موسوی را به خیر و توانایی نسبی برای ریاست جمهوری می‌شناسم، بسیاری از ارکان ستاد هر دو نفر نیز از نزدیک می‌شناسم و آنان را نیز به دلسوزی و تدبیر و آزادگی مزین می‌دانم، مواضع اعلام‌شده هر دو کاندیدا در قالب سخنرانی و مصاحبه و بیانیه حاوی نکات مهمی در ارتقای فرهنگ دموکراتیک و مطالبات ملی در حد مقدور بوده است. هر دو نفر از فضائل و مزایای نسبی برخوردارند و البته کارنامه هر دو نیز از نکات ضعف و کاستی خالی نیست، اما واقع‌بینانه و در شرایط موجود می‌توان به هر دو به عنوان کف مطالبات اصلاح‌طلبی نمایندگی داد. تفاوت‌های آن‌ها را در حدی نمی‌یافتم که نیاز به موضع‌گیری علنی باشد. بر این باور بودم و هستم که هر یک از آن‌ها که رأی بیاورد، برای تغییر وضع تأسف‌باری که دولت فعلی باعث شده است، مناسب است. البته واضح است که رفع همه اشکالات موجود نیز با تغییر قوه مجریه حاصل نمی‌شود و برخی مشکلات ساختاری را نیز نباید از نظر دور داشت. لذا ضرورتی در اظهار نظر نمی‌دیدم.

2. دو عامل مرا بر آن داشت که تقاضای دوستان را این بار اجابت کنم و سکوتم را بشکنم.

عامل اول توقیف دوباره «روزنامه یاس نو» یک روز پس از انتشار بود. توقیف غیرقانونی یک روزنامه موثر آن هم در آستانه آغاز تبلیغات انتخاباتی آژیر خطر است، خطر استبداد. بستن دهان و توقیف روزنامه و انتقاد از مقامات عالیه را جرم شمردن و آزادی‌های مصرح در قانون اساسی را به لطائف‌الحیل محدود کردن از عواملی بود که به انقلاب اسلامی منجر شد. ادامه این رویه شاهنشاهی ذیل نام اسلام جدّاً خطرناک است. اسلامی که من می‌شناسم انتقاد و نصیحت رهبران را نه‌تنها حق مسلّم بلکه وظیفه و تکلیف شرعی آنان می‌شمارد.

با توقیف روزنامه و فشارهای پیدا و پنهان قوای قضایی، نظامی، انتظامی و امنیتی بر منتقدان و مخالفان قانونی چگونه می‌توان به وظیفه شرعی امر به معروف و نهی از منکر عمل کرد؟ هراس حاکمان از انتشار آزادانه اطلاعات و نقد قدرت نشانه عدم حقانیت آن‌هاست. تجاوز نهادینه به قانون و نقض مکرر آزادی‌ها و حقوق اساسی ملت که در ادبیات دینی از آن به «ظلم» تعبیر می‌شود، رویه جاری حاکمان ما شده است. در برابر ظلم نمی‌توان ساکت نشست. اگر اعتراض نکنی با ظلم و ظالم مماشات کرده‌ای. راستی این صد و بیست و چندمین روزنامه‌ای است که در این چند سال بیدادگرانه توقیف می‌شود؟ در این سر دنیا سن بسیاری روزنامه‌ها سه رقمی است، در کشور من که رئیس جمهور پرحرفش آن را آزادترین کشور دنیا می‌داند، تعداد روزنامه‌های توقیف شده در کمتر از ده دوازده سال اخیرش سه رقمی است. راستی تفاوت ره از کجا تا به کجاست؟

این کدام جریان است که توسط قانون‌ستیزان مستبد قرار است خفه شود، اما هنوز جان‌سختی می‌کند و مسالمت‌آمیز اعتراض می‌کند و بر اجرای قانون و برخورداری از حقوق و آزادی‌های مشروع پافشاری می‌کند؟ اگر این جریان، ضعیف بود یا مرده بود، نیازی به توقیف روزنامه‌اش نبود، روزنامه بی‌خواننده که توقیف کردن ندارد، مرده را که اعدام نمی‌کنند. این اندیشه نفوذ دارد. این روش طرفدار دارد. این منطق بُرش دارد. این نقد پرده از بیداد و بی‌تدبیری و زیرپاگذاشتن مصالح ملی برمی‌دارد. راستی روزنامه توقیف‌شده «یاس نو» قرار بود مدافع کدام کاندیدا باشد؟ از او باید حمایت کرد، چراکه قانون‌ستیزان و متجاوزان به حقوق ملت با ترویج او مخالفند و «الرُّشدُ فِی خِلافِهِم» آری رشد در مخالفت با این مستبدان آزادی‌ستیز است.

3. عامل دوم عدم رعایت انصاف از سوی برخی دوستان محترم در اظهارنظرهای تبلیغات انتخاباتی نسبت به کاندیدای رقیب اصلاح‌طلبشان بود. در شرایط نابرابری که از سوی ارباب قدرت بر اصلاح‌طلبان تحمیل شده است، به دور از مروت است که به جای ذکر فضایل نامزد انتخاباتی مورد نظر، به قدح و بیان کاستی‌های رقیب اصلاح‌طلب بپردازیم، کاستی‌هایی که در کاندیدای مورد نظر نیز مصداق دارد و ما می‌مانیم و قهقهه‌های مستانه قدرت‌پرستان که «زِ هَر طرف شود کشته سود اسلام است»! و «اللهمّ اشغَلِ الظالمین بالظالمین»! در این عرصه از دوستان جوان کم‌تجربه انتظاری نیست، اما دوستان مجرب و دانشمندان فرهیخته را چه می‌شود که برخلاف انتظار این چنین پرخاشگرانه می‌تازند؟ حکمت و عرفان، تواضع می‌آورد و پرهیز از جدل (آن هم غیر حَسَن) رویه عالمان متخلّق و سالکان واصل بوده است. بگذاریم و بگذریم.

4. در اواسط دوران حبس در اوین روزی زندان‌بان خبر آورد که تلفن دارید! خندیدم و گفتم مزاح می‌کنی؟ مگر شهر هِرت است که بشود به زندانی تلفن کرد؟! گفت باور نداری از مدیر بند جویا شو. راست می‌گفت. به کیوسک تلفن عمومی بند هدایت شدم، با تعجب گوشی تلفن را برداشتم، شیخ مهدی کروبی بود. احوال‌پرسی کرد، دلگرمی داد، گفت که پیگیر مرخصی گرفتن من است. گفتم تقاضای مرخصی نکرده‌ام، گفت من کار خودم را بلدم، این حق زندانی سیاسی است. یادم رفت بپرسم چطور توانسته به زندان اوین زنگ بزند. معلوم بود برای گرفتن تسهیلات برای زندانیان سیاسی از هر کاری که از دستش برآید کوتاهی نمی‌کند. این اولین و آخرین باری بود که کسی در طول دوران زندان به من تلفن کرد. در دوران زندان، آقای کروبی به هر مناسبت مذهبی و ملی به خانواده تلفن می‌کرد و جزئیات کوشش‌هایش را برای آزادی و مرخصی من به اطلاع همسرم می‌رساند. مهم نیست که حکام دادگاه غیرقانونی ویژه روحانیت کار خود می‌کردند، اما پیگیری‌های آقای کروبی بسیار دلگرم‌کننده بود. از دیگر زندانیان سیاسی نیز به کرات شنیدم که آقای کروبی به آن‌ها نیز همین‌گونه محبت داشته است. من اطمینان دارم اگر شیخ مهدی کروبی رئیس جمهور شود، حقوق شهروندی ترقی می‌کند و آزادی‌های قانونی ارتقا پیدا می‌کند.

با جناب آقای غلامحسین کرباسچی ماه‌ها در بند 325 اوین زندانی بودیم، اما نمی‌توانستیم همدیگر را ببینیم. اولین‌باری که ملاقات میسر شد، ماه پنجم یا ششم حبس بود، جناب سیدمحمود دعایی به دیدار ما آمد و ما در سایه محبت سید دقایقی با هم درد دل کردیم. البته تا سه چهار ماه بعد موقع زیارت عاشورا که همه اهالی بند به برکت نام حسین (ع) می‌توانستند در حیاط زندان جمع بشوند، کنار هم می‌نشستیم و سخن می‌گفتیم. تا کرباسچی برود و شیخ عبدالله نوری بیاید، کرباسچی نزدیک‌ترین هم‌بند من در اوین بود. بی‌شک اگر کروبی رئیس جمهور شود و کرباسچی معاون اول او، ایران با شیوه‌ای عقلایی و کارشناسانه در حوزه اجرایی اداره خواهد شد.

خوشبختانه برخی شخصیت‌های محترم سیاسی و فرهنگی از ریاست جمهوری جناب آقای کروبی حمایت کرده‌اند. تردیدی نیست که اگر این انتخاب مبارک به پشتیبانی رأی اکثریت شهروندان ایرانی مستظهر شود، خدا را باید سپاس گفت و انتظار داشت که آنچه از سرمایه ملی که در این چند سال با بی‌تدبیری و ماجراجویی بر باد فنا رفته است اعاده شود و ایرانیان شاهد مدیریتی مجرب و خردمند باشند. من به این انتخاب احترام می‌گذارم و برای این دسته از عزیزان آرزوی موفقیت می‌کنم.

5. دموکراسی با تحزب پیوندی وثیق دارد. جامعه زمانی به دموکراسی نزدیک‌تر می‌شود که از مستوای میل اشخاص به تصمیم‌سازی نهاد احزاب ارتقا یافته باشد. اتکای ریاست جمهوری یا مجلس شورا به احزاب اتکایی مبارک و نشان از رشد سیاسی دارد. استبداد هرگز احزاب قوی را برنمی‌تابد و همواره بر فشار برای تخریب و تضعیف احزاب می‌افزاید. این‌که اکثر قریب به اتفاق احزاب و گروه‌های اصلاح‌طلب بر کاندیدای واحدی اتفاق کرده‌اند و در انتخاب خود علاوه بر واجد بودن حداقل‌های لازم به عامل مهم «امکان برخورداری از رأی بالای مردم» نیز توجه کرده‌اند، نشان از رشد «خرد جمعی» در ایران معاصر دارد. این تجربه آسان به دست نیامده است. انتخابات دوره قبل ریاست جمهوری تجربه‌ای گران در این حوزه بوده است. «رأی‌آوری» یک کاندیدای واجد حداقل شرایط، نگاهی واقع‌بینانه به وضعیت موجود سیاسی ایران است. فقیهان، فیلسوفان و عارفان، سیاستمداران موفقی نیستند، چراکه تخصصشان از جنسی دیگر است. عالِم متخصص در احکام فقهی و قواعد فلسفی و سلوک عرفانی در سیاست که تصمیم‌سازی مشخص جزئی در اینجا و اکنون است، غالبا مبتدی است. سیاست دموکراتیک جای خرد جمعی و کارشناسی‌های حزبی است.

به تصمیم اکثریت اصلاح‌طلبان احترام می‌گذارم. آنها مهندس میرحسین موسوی را برگزیده‌اند. چند صباحی که در گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس بودم از مهندس موسوی عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی همان دانشگاه از همکاران مشترک فراوان به خیر و آزادگی شنیده‌ام. مهندسی هنرمند با سابقه‌ای موفق در بالاترین پست اجرائی در دهه دشوار شصت. سخنان، مصاحبه‌ها و بیانیه‌های او امیدوارکننده است. من استقلال رأی او را در زمان نخست‌وزیری‌اش به خاطر دارم. موسوی خط قرمز دارد، کم سخن می‌گوید، «مرد عمل» است، به کارشناسی علمی بها می‌دهد، اهل استقامت بر تصمیمات کارشناسی شده است، از اختیارات قانونی عقب‌نشینی نمی‌کند و وعده‌هایی که داده است در چارچوب همین قانون اساسی مقدور است.

6. از اظهارات موسوی بوی ارزش‌های آغاز انقلاب اسلامی به مشام می‌رسد: عدالت، آزادی، استقلال و اسلام بی‌ریا. این ارزش‌ها هنوز هم عزیزند و خواستنی. با عدالت فقر و تبعیض رخت بر می‌بندد، با آزادی استبداد و خفقان به دَرَک می‌رود، با استقلال وابستگی و ذلت نوکری اجانب منتفی می‌شود، و با اسلام بی‌ریا ارزش‌های مورد قبول اکثر مردم پشتوانه تصمیم‌سازی‌های کلان و قانون‌سازی‌های خُرد قرار می‌گیرد. انقلاب اسلامی یکی از بزرگترین وقایع قرن بیستم بوده است. به دلایل مختلف این انقلاب مردمی به همه اهداف متعالی خود نرسیده است. انقلاب 1357 بارقه امیدی در دل شیعیان، مسلمانان و همه توده‌های تحت ستم و انسان‌های منصف بود.

حکومت برآمده از این انقلاب یعنی جمهوری اسلامی قرار بود پیوند ارزش‌های اسلامی در قالب جمهوریت و دموکراسی باشد. قرار بود قدرت در تمامی سطوح آن در مقابل ملت به شکل نهادینه پاسخگو باشد. قرار بود همه مقامات تحت قانون و مقید به قانون باشند و مقام فوق قانون مادام‌العمر با اختیارات نامحدود به زباله‌دانی تاریخ رفته باشد. قرار بود هیچکس به خاطر عقیده و فکر و اظهار نظر تحت تعقیب قرار نگیرد. قرار بود هیچکس به واسطه انتقاد از حاکمان به زندان نیفتد. قرار بود میزان رأی ملت باشد. قرار بود هیچ قشر و طبقه و گروهی از حقوق و امتیازات ویژه برخوردار نباشد. قرار بود تبعیض و فقر و شکاف طبقاتی رخت بربندد. قرار بود دانش و کارشناسی و خردمندی ملاک تصمیمات سیاسی باشد. قرار بود خویشاوندی و ارادتمندی و مداحی ملاک ارتقای مقام نباشد. قرار بود مصالح ملی ملاک تصمیمات حکومت و دولت باشد. قرار بود نهادهای نظارتیِ انتخابیِ قوی همه مقامات ریز و درشت را کنترل کنند. قرار بود روزنامه‌ها آزاد باشند و به عنوان چشم بصیر و زبان گویای ملت انجام وظیفه کنند. قرار بود همگان از امکان دادرسی عادلانه برخوردار باشند و ... این‌ها ارزش‌های صدر انقلاب اسلامی است.

میرحسین موسوی به این ارزش‌ها از صمیم قلب اعتقاد دارد و می‌خواهد در حد مقدور برای تحقق آن‌ها کوشش کند. این‌ها همان ضوابطی است که به اصلاحات معنی می‌دهد. قرار است که «جمهوری اسلامی» که مدت‌هاست از مسیر اصلی‌اش منحرف شده و توسط برخی قدرت‌پرستان به «حکومت اسلامی» نزدیک شده، اصلاح گردد و جمهوری اسلامی با نکات فوق محقق شود. اصلاحات چیزی جز تطهیر جمهوری اسلامی از رسوبات استبدادی و قانون‌گریزی و آزادی‌ستیزی نیست. اصلاحات یعنی بازگشتن به اصل «میزان رأی مردم است» یا دموکراسی. اصلاحات واقعی یعنی بازگشت به قرائت علوی از اسلام نبوی. اصلاحات یعنی پایان دادن به عریضه‌نویسی و بر خلاف نص سیاست امام علی(ع) مردم را پیاده دنبال موکب مقامات ندواندن. پیگیری مصرانه اما مسالمت‌آمیز اهداف متعالی انقلاب اسلامی - که به برخی از آن‌ها در بالا اشاره شد - همان اصلاح‌طلبی است. اصلاح‌طلبی قرائت خردمندانه‌ی جمهوری اسلامی است.

7. من نام میرحسین موسوی را در بحبوحه انقلاب شنیدم و قبل از آن با آراء روشنفکرانه زهرا رهنورد به‌ویژه در مسئله پوشش زن مسلمان آشنا شدم. رهنورد و موسوی از دانش‌آموختگان مدرسه «روشنفکری اسلامی»‌اند. مدرسه‌ای که اساتید آن شریعتی و مطهری و طالقانی و بازرگان و بهشتی بوده‌اند. موسوی هنوز به آموزه‌های استوانه‌های این مدرسه باور دارد. این‌که رئیس جمهورِ اهل عمل پیرو مدرسه روشنفکری اسلامی باشد، نه‌تنها عیب نیست، که حُسن است. او جهت‌ها و سویه‌های تصمیمات خود را از این مدرسه می‌گیرد و با اتکا به بدنه کارشناسی قویِ علمی و پشتوانه خِرَد جمعی کشور را اراده می‌کند.

در مدرسه روشنفکری اسلامی وحی الهی حکیمانه و خردمندانه قرائت می‌شود، قرآن قلب اسلام تلقی می‌گردد، اجتهاد بصیر در عرصه اعتقادات و شریعت راه می‌گشاید، اگرچه هیچ گزاره عقل‌ستیزی به اندیشه اسلامی اذن ورود نمی‌یابد، اما عرض عریض عالم غیب نیز به پهنای عقل خُرد بشری فروکاسته نمی‌شود، عدالت واقعا سنجه احکام غیرعبادی فقهی می‌شود، و احکام موقت دوران نزول به عنوان احکام ثابت فرازمانی معرفی نمی‌شود. در مدرسه روشنفکری اسلامی قرار نیست امور مشترک همه ادیان یا معنویت یا عرفان یا اخلاق یا حقیقت به نام اسلام عرضه شود. در مدرسه روشنفکری اسلامی همه اجزای اسلام از ایمان و اخلاق و عبادات و اجتماعیات در کنار هم مورد عنایت قرار می‌گیرد. در این مدرسه در عکس‌العمل به استفاده ابزاری حاکمان از دیانت و فقاهت و شریعت، فقاهت و شریعت به بهای ارتقای عرفان و معنویت تحقیر و تقلیل نمی‌شود. پیروان مدرسه روشنفکری اسلامی در عین استفاده از دستاوردهای خِرَد بشری که در قرون اخیر در تحقیقات دانشمندان مغرب‌زمین متمرکز است، از نقد عالمانه اندیشه غربی به‌ویژه سیاست‌های زیادت‌طلبانه آمریکا و غده سرطانی اسرائیل غافل نیستند. مدرسه روشنفکری اسلامی اهل تعامل و داد و ستد با مدرنیته است، نه این‌که به دنبال انطباق اسلام بر مدرنیته (اسلام مدرن) یا مدرنیته بر اسلام (مدرنیته اسلامی) باشد. در مدرسه روشنفکری اسلامی در کنار نقد رویکرد سنتی، کار ایجابی نیز فراموش نمی‌شود. در این مدرسه در عین بازسازی منضبط اندیشه اسلامی بر اساس روش اجتهاد، وحی الهی به معارف بشری فرو کاسته نمی‌شود. در مدرسه روشنفکری اسلامی دانش دینی و تخصص اجتهادی نقش برجسته‌ای دارد.

در زمانی که دولت مروج خرافات با حراج بیت‌المال سیاست‌های عوام‌فریبانه را نصب‌العین خود کرده است، پادزهر آن کوشش برای انتخاب رئیس جمهوری مجرب و عمل‌گرا از پیروان مدرسه روشنفکری اسلامی است که بتواند در حد مقدور به تحقق ظرفیت‌های برزمین‌مانده قانون اساسی در محورهای عدالت، آزادی و استقلال دست یازد. میرحسین موسوی نامزد مدرسه روشنفکری اسلامی در شرائط مضیق دوران محنت معاصر است.

به فرزندان عزیزم، پویشگران «موج سوم»، درود می‌فرستم و به همه آن‌ها اکیدا توصیه می‌کنم رعایت اخلاق و انصاف از الزامات مدرسه روشنفکری اسلامی است، اگرچه به مهندس میرحسین موسوی رأی می‌دهیم، اما پیروزی شیخ مهدی کروبی را نیز پیروزی اصلاح‌طلبی می‌دانیم.

متأسفم که در میان شما نیستم، اما دلم برای ایرانی آباد، آزاد و مقتدر می‌تپد، ایرانی که تجسم خردمندی و تدبیر و ارزش‌های اسلامی باشد.

محسن کدیور
ویرجینیا
29 اردیبهشت 1388

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 1:30  توسط پوریا | 
خانم ابتکار در دانشگاه نواب قزوین.خبری بود که امروز باعث تعجب من شد در دانشگاه ما هم چیز اتقاق می افتد جز حرکت سیاسی و فرهنگی اما امروز این اتفاق افتاد و به حمایت ایشان رفتیم و دست بند سبز میرحسین را دور دست بستیم و از او حمایت کردیم شاید برایتان سوال باشد چطور مایی که هنوز بر سر دو راهی هستیم از موسوی حمایت کردیم؟

به این خاطر که از برنامه اعضای قدرت طلب به خوبی با خبر بودیم و به خاطر اصلاحات رفتیم تا این گروه که همه ی قدرت ها را در دست گرفته نتواند جلسه را خراب کند و شکر خدا نتواست حتی با داد و بیداد کردن در اخر جلسه و وسط حرف پریدن ها میان سخنان خانم ابتکار  هیچ چیز جز خراب شدن بیشتر خود به دست نیاوردن و انصافا خانم ابتکار  به زیبایی پاسخ انها را داد و البته ما هم حنجره خود را نابود کردیم اما شکر خدا جوابش را گرفتیم و اتحاد بین بچه ها ایجاد کردیم و فقط طرفداری از اصلاحات کردیم که باعث تعجب بود در دانشگاه ما این حرفا!

درود بر اصلاحات

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:56  توسط پوریا | 
درحالی‌که از یک هفته پیش اخبار موثقی در مورد حمایت ادوار تحکیم وحدت از مهدی کروبی منتشر شده بود، احمد زیدآبادی دبیرکل سازمان ادوار تحکیم طی گفتگویی با شماره روز یکشنبه اعتمادملی در خصوص حمایت از مهدی کروبی در انتخابات گفت: جامعه ایران در حالی برای انتخابات ریاست‌جمهوری دور دهم آماده می‌شود که چهار سال زمامداری دولت محمود احمدی‌نژاد برای کشورمان تهدیدها و نیز فرصت‌هایی ناخواسته پدید آورده است.

به گفته زیدآبادی تهدیدهایی که عملکرد دولت آقای احمدی‌نژاد برای ایران به وجود آورده‌، اینک در دو عرصه خارجی و داخلی منافع کشور ما را به چالش کشیده است و چنان‌چه امکان ادامه سیاست‌های جاری خود را پیدا کند، کیان ایران‌زمین را تهدید خواهد کرد.

زیدآبادی به سیاست خارجی دولت نهم پرداخت و گفت: در حوزه خارجی، دولت احمدی‌نژاد به علت ناتوانی در تعامل صحیح با جامعه جهانی کشور را در دام قطعنامه‌های الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل گرفتار کرده است به طوری‌که تحریم‌های اقتصادی، مالی و بانکی ناشی از این قطعنامه‌ها روز به روز در اقتصاد ملی بیش‌تر احساس می‌شود. در منطقه خاورمیانه نیز دولت کنونی به دلیل سیاست منطقه‌ای نامتعادل و ماجراجویانه، زمینه شکل‌گیری جبهه واحدی از کشورهای قدرتمند عرب و اسرائیل را علیه ایران فراهم کرده است به‌طوری که آن‌ها درصدد حل یا فراموش کردن اختلافات خود و تمرکز بر تشدید فشار و تنگ کردن حلقه محاصره منطقه‌ای علیه کشورمان هستند.

او می‌افزاید: در حوزه داخلی نیز دولت احمدی‌نژاد با بی‌اعتنایی به تجربه‌های علمی بشری، پایه‌های اقتصاد کشور را سست کرده و به‌رغم برخورداری از درآمد بی‌سابقه نفتی، به تورم، بیکاری و گرانی روز افزون در جامعه دامن زده است. دولت در عین حال، با نادیده گرفتن نیازهای عینی طبقات مختلف اجتماعی، اغلب از طریق اعمال زور، فضایی را به جامعه تحمیل کرده است که امکان فوران خواست‌های انباشت شده اقشار مختلف به صورتی کنترل نشده و مخرب، سبب نگرانی نخبگان اجتماعی شده است. به نظر می‌رسد علت اصلی پیامدهای مخرب سیاست‌های دولت نهم، نگاهی است که رییس دولت و همکاران او به امر حکومت‌داری دارند.

وی تاکید می‌کند: از نظر آنان ایرانیان حقی برابر در برخورداری از حقوق رایج در همه کشورها ندارند و کشور به مثابه ملکی خصوصی تصور می‌شود که می‌توان مخالفان و منتقدان حکومت را در هر حوزه‌ای از حقوق مسلم خود محروم کرد و موافقان حکومت را با انواع امتیازها، در موقعیتی ویژه قرار داد. در واقع همین نگاه، از یک سو، دستگاه دولت و سیاست داخلی کشور را به صورت بازیچه شخصی افراد خاصی درآورده و از کار ویژه اصلی خود تهی کرده است و از سوی دیگر، سیاست خارجی را هم به عرصه خودنمایی‌های فردی تبدیل و از مسیر واقعی خود منحرف کرده است.

زیدآبادی با بیان این‌که در کنار این تهدیدها، شکستن تابوی مذاکره و گفت‌وگو با ایالات متحده آمریکا و تردید و بدبینی بخش عظیمی از چهره‌ها و نیروهای جناح محافظه‌کار نسبت به کارایی ایدئولوژی افراطی حامیان دولت نهم، دو فرصتی است که دولت احمدی‌نژاد به‌طور ناخواسته برای جامعه ایرانی پدید آورده است می‌افزاید: اکنون به منظور خنثی کردن تهدیدهای ناشی از عملکرد دولت نهم برای کشور و استفاده از فرصت‌های ناخواسته‌ای که به وجود آمده، چاره‌ای جز حضور گسترده در انتخابات برای تغییر دولت نهم پیش روی ما ایرانیان قابل تصور نیست.

او سپس به مواضع ادوار تحکیم اشاره می‌کند و می‌گوید: سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی به منظور هدف فوق، ضمن احترام به کاندیداهایی که شعار خود را خروج از وضعیت جاری اعلام کرده‌اند، برنامه‌ها و منش سیاسی مهدی کروبی را برای تغییر وضعیت کنونی مناسب‌تر یافته است. در گفت‌وگوها و تعاملاتی که اعضای سازمان دانش‌آموختگان با کروبی و اعضای ستاد وی داشته‌اند، ایشان قول مساعد داده است که در همه زمینه‌هایی که رییس دولت صاحب اختیار و قدرت است از جمله، تشکیل کابینه‌ای توانمند با حضور تکنوکرات‌های برجسته و خوشنام کشور، پایان دادن به روند شبه آپارتاید محرومیت دانشجویان از حق طبیعی و خدادادی تحصیل، ایجاد محیطی زنده و بانشاط در دانشگاه‌ها، ایجاد امنیت لازم برای فعالیت احزاب، مطبوعات و اهل قلم با معرفی وزرای خوش‌فکر برای وزارتخانه‌های علوم، ارشاد اسلامی و کشور و نیز رفع تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و دینی و مشارکت دادن آن در مدیریت‌های ملی و بومی با شفافیت و قاطعیت کامل عمل کند و در صورت ظهور مانع یا موانعی برای انجام اقدامات فوق،‌ آن‌ها را صادقانه و صریح با مردم در میان بگذارد.

به گفته او در حوزه سیاست خارجی نیز که رییس‌جمهور دارای اختیارات محدودی است، کروبی اعلام کرده است که تمام توان و سعی خود را برای عادی‌سازی روابط خارجی ایران و عبور از بحران‌های پیش‌رو که لازمه موفقیت هرگونه برنامه اقتصادی است، به کار گیرد.

دبیرکل ادوار تحکیم در پایان نیز گفته است: با توجه به این تعهدات، سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی آقای مهدی کروبی را کاندیدای خود برای ریاست‌جمهوری دور دهم اعلام می‌کند و از همه ایرانیان می‌خواهد که در روز 22 خرداد‌ماه به پای صندوق‌های رای هجوم ببرند و اراده خود برای تغییر شرایط با شور و امید و توکل بر خدای بزرگ و مهربان به نمایش بگذارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:30  توسط پوریا | 

جلوگيري از انتشار ياس نو سوءاستفاده صريح از موقعيت شغلي و يك هماهنگي سياسي براي بر هم زدن فضاي سالم رقابت‌هاي انتخاباتي است

نوروز - در پي اقدام غير قانوني معاون وزير ارشاد در جلوگيري از انتشار روزنامه ياس نو،محمد نعيمي پور طي نامه اي مراتب اعتراض شديد خود را به محمود احمدي ناد رئيس دولت نهم اعلام داشت. متن كامل اين نامه در پي مي‌آيد.
جناب آقاي محمود احمدي نژاد
رئيس محترم دولت نهم
با سلام


در آستانه اوج گرفتن رقابت‌هاي انتخاباتي، معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد دولت جنابعالي در اقدامي غير قانوني و در نقض آشكار قانون اساسي و قانون مطبوعات اقدام به جلوگيري از انتشار دوره جديد روزنامه ياس نو به بهانه رونوشت ارسالي نامه تجديد نظرخواهي دادستان تهران نسبت به حكم صادره عليه اين روزنامه نموده است.
اقدام معاون مطبوعاتي و دبير هيأت نظارت كه حتي هيچ نشاني از تصميم يا مصوبه هيأت نظارت بر مطبوعات در آن نيست تنها در چارچوب يك سوءاستفاده صريح از موقعيت شغلي و يك هماهنگي سياسي براي بر هم زدن فضاي سالم رقابت‌هاي انتخاباتي معنا پيدا مي‌كند و البته اميدواريم كه جنابعالي به عنوان كانديداي بالفعل انتخابات كه به سبب مسئوليت قانوني كه داريد بايد پاسخگوي اقدامات مجموعه دولت باشيد از اين رفتار غيرقانوني بي‌اطلاع بوده باشيد.
ماده چهارم قانون مطبوعات اشعار دارد بر اينكه هيچ مقام دولتي و غيردولتي حق ندارد براي چاپ مطلب يا مقاله اي درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآيد و يا به سانسور و كنترل نشريات مبادرت كند و متخلف از اين ماده به شرط داشتن شاكي به حكم دادگاه به انفصال خدمت از شش ماه تا دوسال ودر صورت تكرار به انفصال دايم از خدمات دولتي محكوم خواهد شد. اقدام معاون مطبوعاتي وزير ارشاد كه به نظر مي‌رسد بدون هماهنگي با شخص وزير ارشاد دولت جنابعالي نمي‌توانست صورت گرفته و صرفا براي خالي نبودن عريضه به نامه دادستان تهران كه در آن هيچ حكم قضايي به چشم نمي خورد استناد شده است، كاري غيرقانوني و عجيب است.
براي ما جاي تأسف است كه وزارتخانه و هيأتي كه علي‌القاعده بايد حامي روزنامه‌ها باشد خود پيشقدم و مصر بر بستن مطبوعات شده است.
جنابعالي مي دانيد كه روزنامه ياس نو يكي از روزنامه‌هايي است كه با وجه انتقادي نسبت به وضعيت كنوني كشور و در زمره منتقدان عملكرد جنابعالي و دولت نهم و رويكرد حمايتي از جناب آقاي مهندس موسوي دوره جديد انتشار خود را آغاز كرده است و برخورد غير قانوني، شتاب‌زده و جهت‌دار وزارت ارشاد دولت جنابعالي با اين روزنامه نشان‌دهنده اراده‌اي نگران كننده در اردوگاه انتخاباتي منتسب به شماست كه منتقد و رقيب سياسي را برنمي‌تابد و گويا تصميم گرفته است با ايجاد محدوديت‌هاي فزاينده براي رقباي انتخاباتي روند تكرار دوران رياست جمهوري شما را تسهيل نمايد.
اين اقدام بدعتي غيرقابل گذشت در جمهوري اسلامي است و هيچ سابقه نداشته است كه در موعد انتخابات حتي در زماني كه كشور در معرض سخت‌ترين حملات دشمن متجاوز بود دولت به خود اجازه دهد با بستن روزنامه‌ منتقدان خود را سركوب نمايد.
از جنابعالي كه در پيشگاه كلام خداوند و ملت شريف سوگند خورده‌ايد مجري قانون اساسي و حافظ حقوق شهروندان باشيد و علي القاعده در آستانه انتخاباتي كه شما يك طرف آن هستيد بايد پايبندي به اين سوگند عيني تر و روشن‌تر باشد، انتظار مي‌رود از اين اقدام ابراز برائت نموده مديران خود را از تضييع حقوق ملت برحذر داريد. سكوت شما در برابر اين اقدام غيرقانوني مي تواند حاكي از رضايت خاطر شما از آن باشد كه اميدوارم اين چنين نباشد و در انتظار اقدام عملي شما در اين جهت خواهم بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:24  توسط پوریا | 

یاری: محسن مخملباف، کارگردان نام آشنای کشورمان که فیلم‌هایش هنوز هم خاطرات و افتخارات بسیاری را برای ما زنده می‌کند در یادداشتی که در اختیار یاری قرار گرفت حمایت خود را ازمیرحسین موسوی اعلام کرد و به روایت افکار و اندیشه‌های میرحسین موسوی پرداخت.
متن کامل این یادداشت با عنوان«صف و صد یا کمی بهتر؟» بدین شرح است:

1.یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی ، ماچند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته ،و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما بی اعتنا به قوانین ، با یک غرور زیاد ،به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.

در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که "اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم."

من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم:خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه.

2.منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند.آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند ،پس به هیچ درد نمی خورد.آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند ،پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.

اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند.

آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم.

در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم ،پیدایش شد.

آمار نشان می دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود.

من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم،فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد...مدتی در فکر رفتم.و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام.حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.

من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم.

3.می گویند ملت ها، مثل آدم ها ،هر کدام خصلتی دارند. ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد.

3.سمیرا فیلمی ساخته است به نام" اسب دو پا"قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد.بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست.و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست.و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود.

در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم.

4.برای من آقایان موسوی و کروبی هر دو ایده آلند.هر دوی آن ها را از نزدیک می شناسم.با آقای کروبی که سال ها در زندان شاه بوده ایم.حتی مدتها دریک سلول بوده ایم.و روزها و شب های فشار و زندان و شکنجه را در رویای روزی که عدالت و آزادی را خواهیم دید، تحمل می کردیم.

آقای کروبی در زندان که بود، قلب بزرگی داشت.امکان نداشت به یکی از زندانیان توسط یک زندانی دیگر ظلمی بشود و او سکوت کند.حتما مداخله می کرد.من گریه او را زیر شکنجه ندیدم، اما بارها گریه او را برای ظلمی که بر کسی رفته بود، با چشم خودم دیدم.

به دوستی که در مجلس سال ها در کنار او بود گفتم: به من بگو آیا او هنوز مرد همان سال هاست. و یا حالا که به قدرت رسیده، و رییس مجلس شده ،فراموش کرده است؟
آن دوست گفت:هنوزهمان آدم است.کسی نیست که دستگیر شود و او بشنود و پیگیر کارش نباشد.

من یقین دارم که اگر آقای کروبی رای بیاورد، وضع حقوق بشر که زخم بی مرهم جامعه ماست، مرهمی و التیامی می یابد. وحیثیت از دست رفته بین المللی ما تا حدود زیادی اعاده خواهد شد.

از طرفی او را تنها و بی یاور نمی بینم. در کنار او کسانی را می بینم که تهران و ایران نیمه مدرن امروز، از معماری کلان امثال آن ها به وجود آمده است.

کروبی تجربه مدیریت مجلس را دارد. تجربه اصلاحات را دارد. درد کشیده است.و برای آزادی سیلی خورده است. و خوشبختانه صفر و صدی نمی اندیشد. و اگر به قدرت برسد، نمی خواهد مثل احمدی نژاد کشور را به دست یک جناح بسپارد. و بلد است برای حل مشکلات با جناح های مختلف مذاکره کند.ومذاکره در دنیای امروز رفتار شهروند متمدن است...

5.بامهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم.در آن وقت آقای موسوی نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید.و با آن که بیشتر اهل نظر بود ، به قول همسر ش، خانم رهنورد ، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید.

از صمیم قلب می گویم :اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم.مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند ، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد.

موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر،یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم.من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.

از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی نژاد را.در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام عیار همه جانبه، در وسیع ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی نژاد هم نشدیم.

در حالی که در 4 سال احمدی نژاد،ما نه تنها جنگ نداشتیم که بارها و بارها پول بیشتری از فروش نفت به دست آوردیم.اما با این حال با این تورم و گرانی بی سابقه روبرو هستیم.
من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد،هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد.و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد.

او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را.

6..بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. وبعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. مثل آقای احمدی نژاد که هنوز هیجانزده است.4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی اش فرو کش نکرده.هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می کند.و مدام از معجزه حرف می زند.چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند.

درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است ، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید.چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و ازمعجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند ، خدمتش را می کند. ندهند ، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود.

7.در اوایل انقلاب او در کارهنر بود. و تمام دوستانش از هنرمندان بودند. و هر لحظه دلش در هوای بودن در آن فضا های هنری دلخواهش پر می زد.و به همین دلیل تا از نخست وزیری کنار کشید، بلافاصله به جمع دوستان هنری اش پیوست و یکسره با آنان بود.

اما تا وقتی در پست نخست وزیری بود، از هنرمندانی که حتی از دوستانش بودند و به خاطر آن که حالا او در حکومت بود، فاصله می گرفتند، تشکر می کرد.و می گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است.او می گفت هنرمند زبان درد مردم است.و اگر به حکومت نزدیک شود ، کم کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید.او می گفت: هنرمند سخنگوی ملت است ، نه سخنگوی حکومت.

اگرخود من در فضای آن چنانی آن دوران که شما بهتر از من می دانید چه دورانی بود ، جانم را کف دستم می گذاشتم و عروسی خوبان را می ساختم و نهادهای امنیتی مرا احضار می کردند و آقایی که برای ثواب بازجویی به همراه 12 بازجوی دیگر در خیابان فاطمی درساختمان وزارت کشور مشغول ثواب بازجویی کردن از من می شدند و فیلم عروسی خوبان را توقیف می کردند، این مهندس موسوی بود که فیلم را در هیئت دولت نشان می داد و به وزرایش می گفت : اگر هنرمند درد مردم را به ما نگوید تا ما خودمان را اصلاح کنیم ، پس ما در کدام آینه عیب خویش را ببینیم؟

فیلم عروسی خوبان با درد و جرات من ساخته می شد، اما اکرانش دیگر به حمایت مهندس موسوی بستگی داشت.او مصداق بارز کسی بود که می گوید : من مخالف فکر توام ، اما جانم را می دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی.

8.می گویند مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش انقلابی بود.معلوم است که بود.مگر من نبودم؟ و مگر شما، اگر هم نسل من هستید ،انقلابی نبودید؟ در آن دوران از راست و چپ همه انقلابی بودند. و مگر 30 میلیون مردم انقلابی نبودند که همه در خیابان ها ریختند و انقلاب کردند؟چرا آلزایمر مصلحتی می گیریم؟ما مردم ایران چه خوب و چه بد ،در سال 57 با اکثریت قاطع انقلاب کردیم و در این تجربه 30 ساله از آنچه کرده بودیم ، خودمان هم عوض شدیم.امروزه چه کسی هست که بعد از این تجربه پر فراز و نشیب 30 ساله ،شبیه 30 سال پیش اش باشد؟

مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی ها بهتر است. او امتحان آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را در دوران نخست وزیری اش داده است.فقط او یک اشکال دارد. و آن این است که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست.برای ما آزادی خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد ، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می گوییم کلک بود، از خودشان است.

وچون ما همیشه صد در صد را می خواهیم، آن هم صدی که فقط در ذهن خود ما درست است ، مدام به وضعیت صفر می رسیم.و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می شود.و چون نگاه علمی نداریم ، تجربیاتمان را آزمایش نمی دانیم تا از آن قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش شانسی می گیریم.اگر انقلاب ایران را آزمایشی می گرفتیم که سی میلیون نگاه علمی نتیجه آن را چه درست و چه غلط بررسی می کند ، تا حالا به قوانین خوشبختی اجتماعی خود رسیده بودیم.

چند نفر هستند که به 8 سال اصلاحات به عنوان یک آزمایش علمی اجتماعی دیگر نگاه کنند و از آن آزمایش، قوانین حاکم بر روند حرکت در این جامعه را کشف کنند.هر چند نفر باشند ، یکی از آن ها مهندس موسوی است. نگاه او علمی است. و به آزمایش انقلاب و اصلاحات ،مثل یک آزمایش نگاه می کند و نه مثل یک رویا و آرمان. برای او آرمان، آزادی و عدالت است. اما انقلاب و اصلاحات، فقط یک آزمایش بزرگ اجتماعی است که باید منتظر نتایج علمی آن بود. هیچ دانشمندی به آزمایش هایش به دیده شکست و پیروزی و یا آرمان و ایمان نگاه نمی کند. و مگر بشر جز آزمایش راه دیگری برای شناخت علمی داشته است؟و مگر شناخت جامعه جز از راه سعی و خطا و آزمایش علمی ممکن است؟

آن ها که با انقلاب بدند ، طوری غیر علمی از انقلاب حرف میزنند ، که اگر می توانستند یک انقلاب دیگر می کردند.و برای همین از آزمایش ما نتیجه لازم را نمی گیرند و با آن که به آزمایش ما فحش می دهند، دنبال تکرار همان آزمایشند.

انگار انقلاب نسل ما بد بود ولی انقلاب نسل آن ها خوب است.

از طرفی ما ایرانی هستیم.وما ایرانی ها در سود شریکیم، اما در زیان شراکتمان را به هم می زنیم. تا حالا یک ایرانی را دیده اید که خودش را در پول نفت سهیم نداند؟اما تا حالا چند تا ایرانی را دیده‌اید که خودش را در انقلاب و بخصوص جنبه های منفی اش سهیم بداند؟

برای ریاست جمهوری ما یک چگوارا می خواهیم که ضمنا گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لاییک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد ، اما با هیچ کسی ،دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد،و خیلی هم با تجربه باشد.اما قاطی هیچ جریانی نبوده باشد.و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا شهید شده باشد.

مگر می شود یک شهیدآزادی و عدالت را یافت که رییس جمهور ما شود؟

9.نکته دیگر نقش زن ایرانی است که همیشه از معادله سیاست کلان ما حذف شده است.من تصور نمی کنم به این زودی ها حتی وزیر زن داشته باشیم ، چه رسد به این که رییس جمهورمان روزی زن باشد.

متاسفانه این وضعیت در دنیای امروز فراگیر است و خاص ایران تنها نیست. جهان معاصر هنوز مرد سالار است.اما در بعضی جاها این مشکل با همسر رییس جمهور حل شده است. در امریکا که کشوری است که هنوز نهاد خانواده در آن مهم است ، مردم به اوباما رای می دهند ، اما همسر او هم بلافاصله در کنار او نقش بانوی اول را عهده دار می شود. در فرانسه همسر رییس جمهور، یک هنرمند است و نقش بانوی اول را در کنار او بازی می کند.در کنار مهندس موسوی خوشبختانه زن فرهیخته ای به نام زهرا رهنورد حضور دارد که می تواند این نقش را عهده دار شود.

در قبل ازانقلاب زهرا رهنورد مشهورترین زن هنرمند مسلمان ایران بود. ما در زندان سیاسی مدام درباره یک دختر هنرمند و شجاع ایرانی حرف می زدیم که با جسارت و هنرش غوغا کرده است وهر روز منتظر خبر دستگیری اش بودیم.

بعدها که انقلاب شد ، من یک روز در آسانسور روزنامه ای سوار شدم ، خانمی به همراه دختر بچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم.و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد.یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید : شما فلانی هستی؟ گفتم :بله.و او هم گفت:من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال هاست منتظر دیدارشما بودم.

وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست وزیر کشور بود. امروزه من و شما کفش پاره را ملاک خوبی کسی نمی دانیم. از بس که عوام فریبانه آن را خرج کرده اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله زدن به کفش پاره اش بود و می گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می کنید،برای من بی ارزش تر از این کفش پاره است.

برای نسل ما چنین داستان هایی و چنین بودنی هایی آتش به روحمان می زد. اگر کفش رهنورد که زن نخست وزیر آن دوران بود، پاره نبود، در آن دوران جنگ ،کفش 30میلیون ایرانی دیگر باید پاره می بود ، و کسی به فکر نبود.

این ها اینطور می زیستند تا فراموش نکنند که نماینده کدام ملتند.امروزه ما نه در آن شرایطیم و نه این چیزها آتش در جان کسی می زند. اما انقلاب با این قصه هایش بود که جان نسل مرا به آتش می کشید و از داشتن و بودن بی نیازمان می کرد.

در کنار این سادگی و بی میلی به دنیا که هم ویژگی رهنورد بود و هم ویژگی مهندس موسوی،یک روح ثروتمند از هنر و فلسفه و مدیریت در آن ها وجود داشت.و همین بود که آن ها را متفاوت می کرد.و الا خیلی ها هستند که ساده زیستند، و فقیرانه زندگی می کنند، اما روح شان از زندگی شان فقیر تر است.

مهندس موسوی آنقدر هنرمند است که یک پست سیاسی او را از خود بی خود نکند. و با آن که مرد است ، اما در کنار او زنی است که مدام حقوق زنان را به یاد او می آورد.
ما ایرانی ها 70 میلیون جمعیت هستیم. نیمی از ما ایرانی ها را زنان ایرانی تشکیل می دهند.آن ها رای می دهند.آن ها در رنج های ما حتی بیش از ما رنج می برند. اما هیچگاه در سطح کلان سیاسی ، نقشی برای خود نمی بینند. برای شرایط کشور ایران، این نقش نمادین بانوی اول ایران ، آن هم در کشوری که به نهاد خانواده می بالد، یک گام آغازین برای حل مشکل حضور زنان در عرصه سیاسی است.و این فرصتی است که با وجود رهنورد در کنار موسوی می تواند ایجاد شود.در دوران قبل دختران آقای هاشمی بخصوص فائزه هاشمی این نقش را به شکل دیگری داشت. وخدماتی که فائزه هاشمی برای ورزش زنان انجام داد، بی نظیر است. اما چون او هم هنوز شهید نشده کسی نیست تا از او قدرشناسی کند...

10.به مادرم زنگ می زنم و می پرسم: مادر به کی رای می دی؟ می گه:مادر جون، تو که نبودی، دیوارها نم کشید. سقف خونه ترک برداشت، رفتم سر کوچه مون بنایی بود. یکی داشت یک خونه ای رو با کلنگ خراب می کرد ، گفتم:" آقا خدا خیرت بده. بیا این خونه رو تا سقفش نیومده روی سرمون ،درستش کن."

گفت:" خانوم من یک ... ام .کارم خراب کردنه. اگه می خوای خونه تو خراب کنی، بده دست من. اما اگه می خوای درستش کنی، برو یک مهندس پیدا کن."

محسن مخملباف

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:22  توسط پوریا | 

در مراسمی با حضور نخبگان سیاسی
قلم طلایی سال 88 انجمن دفاع از آزادی مطبوعات
به دکتر احمدصدرحاج سیدجوادی تقدیم شد

در مراسمی با حضور برخی از شخصیت‌های سیاسی و کنشگران مدنی ایران، قلم طلایی سال 88 انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به دکتر احمدصدرحاج سیدجوادی تقدیم شد.
بعدازظهر پنج‌شنبه 24 اردیبهشت 1388 در مراسمی در منزل دکتر صدرحاج سیدجوادی، با حضور اعضای شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات (آقایان علی حکمت، محمد سیف‌زاده، رضا تهرانی، محمدرضا زهدی، محمدجواد مظفر، عیسی سحرخیز، عباس صفایی‌فر، احمد زیدآبادی، کیوان صمیمی و مرتضی کاظمیان)، و نیز با حضور جمعی از کنشگران سیاسی و اجتماعی (آقایان مهندس عزت الله سحابی، دکتر ابراهیم یزدی، حسین شاه‌حسینی، حجه‌الاسلام عبدالله نوری، مهندس هاشم صباغیان، مهندس عباس امیرانتظام، مهندس محمد توسلی، دکتر داوود هرمیداس باوند، محمد بسته‌نگار، مهندس ابوالفضل بازرگان، دکتر محمدحسین بنی‌اسدی، هدی صابر، و خانم‌ها فریده غیرت، دکتر زهرا بازرگان و...) قلم طلایی سال 88 انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، همراه با لوح یادبود، و نشان انجمن، به این مدافع برجسته‌ی آزادی بیان و قلم و مطبوعات اهدا شد.
در مراسم مزبور، نخست علی حکمت، از اعضای ارشد انجمن دفاع، گزارشی از فعالیت‌ها و تلاش‌‌های انجمن دفاع از آزادی مطبوعات را برای حاضران بیان کرد. آنگاه مهندس عزت‌الله سحابی، برنده‌ی قلم طلایی سال 86 در سخنانی به تجلیل از 60 سال کوشش‌های آزادی‌خواهانه‌ی دکتر صدر و دفاع ایشان از حقوق اساسی شهروندان و به2ویژه کنشگران سیاسی و روشنفکران پرداخت. در پایان نیز دکتر صدر در اظهاراتی کوتاه، از فعالیت‌های انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و اهدای این جایزه، تشکر کرد.
متن سخنان دکتر صدرحاج سیدجوادی در مراسم مزبور به شرح زیر است:
«به نام خداوند جان و خرد/کزین برتر اندیشه بر نگذرد
بسم الله الرحمن الرحیم ن و القم و ما یسطرون
به نام پروردگار رحمت و رحم و مروت
بدوا از انجمن محترم دفاع از آزادی مطبوعات و از خانم‌ها و آقایان؛ اعضای فرهیخته و آزادیخواه این انجمن به مناسبت اعطای جایزه ارزشمند "قلم طلایی" به این بنده ی ناچیز بسیار متشکر و سپاس گزارم که قلم ناتوان بنده را شایسته‌ی چنین تقدیری قرار داده اند.
سپس از تشریف فرمایی و قبول زحمت فرموده‌ی خواهران گرامی و برادران ارجمند به کلبه‌ی محقر بنده و عدم توانایی پذیرایی شایسته‌شان و احترام کامل این انجمن محترم بی‌اندازه شرمنده خجل و شرمسار هستم.
همین جلوگیری و ممانعت از انعقاد مجالس ساده وبی پیرایه‌ی اجتماعات و تشکل‌ها خود دلیل عدم وجود آزادی اجتماع و مردم‌سالاری مورد ادعای دولتمردان حاکم ماست و نمونه ی کامل این ممانعت‌ها و ادعاهای واهی آزادی را بارها و بارها با تمام وجود احساس کرده‌ایم. شایسته است این رباعی را (که خود سروده‌ام) با صدای بلند در محضر شما بخوانم:
دوران جفا چو باد صحرا بگذشت
نیکی و بدی چو زشت و زیبا بگذشت
پنداشت سنگ ستم با ما کرد
بر گردن او بماند و از ما بگذشت
در کلیه اصول قانون اساسی (همین قانون اساسی دست برده ی در آن) در بند بند آن حقوق شهروندان ایرانی مورد بررسی و دقت قرار گرفته است؛ ولی در سال‌های اخیر که مسائل مربوط به مطبوعات را دنبال می‌کنم سه مسئله مهم از اقدامات دستگاه علیه مطبوعات را خلاف صریح قانون می‌بینیم امروز از فرصت استفاده می‌کنم و وا این مسایل را به عنوان سه سئوال خطاب به مسئولین قضایی مطرح می‌کنم شاید که پاسخی برای آن پیدا شود.
اول اینکه از نظر دستگاه قضایی مدیر مسوول نشریات چه جایگاهی دارد؟
مطابق عرف قضایی زمانی که برای موسسه‌ای و یا نشریه ای مدیر مسئولی انتخاب می‌شود طبیعتا تعهد و مسئولیت کلیه نقض قوانین و جرایم آن مجموعه نیز با اوست.
در حالی که در سال‌های اخیر من مشاهده می‌کنم که دستگاه قضایی به آسانی آب خوردن حتی پیش از احضار و محاکمه‌ی مدیر مسئول حکم به توقیف روزنامه می‌دهد.
متاسفانه در نگاه دستگاه قضایی با روزنامه به مثابه یک نهاد صنفی و بنگاه اقتصادی برخورد نمی‌شود و قضات دادگستری ایران نمی‌دانند که با تعطیل کردن یک روزنامه ده‌ها نفر از روزنامه نگاران و پرسنل بخش فنی و حتی آبدارچی و راننده و نگهبان ساختمان آن روزنامه را نیز بیکار نموده‌اند.
من گمان می‌کنم اگر یک قاضی شریف هنگام امضای حکم توقیف یک روزنامه اندکی دغدغه‌های انسانی در مورد معاش این ده‌ها نفر از شهروندان را داشته باشد نمی‌تواند به این آسانی حکم توقیف کل روزنامه را صادر نماید.
نکته‌ی دوم نقض حقوق اولیه شهرندان در صدور مجوز نشریات است .
در سال‌های اخیر نه تنها شهروندان دگر اندیش از داشتن روزنامه و نشریات محروم شده‌اند بلکه بر اساس سوء‌برداشت مسئولین بسیاری از شهروندان عادی نیز نتوانسته اند از حق طبیعی و بدیهی خود برای داشتن امتیاز انتشار یک نشریه بهره‌برداری نمایند.
برخلاف نص و روح قانون که اصل را بر بیگناهی و صلاحیت دار بودن افراد می‌گذارد متاسفانه دیدگاه اشتباه باعث شده که صدها نفر از شهرودنان حتی برای انتشار نشریات تخصصی در حوزه‌های مهندسی و پزشکی نیز سال‌ها در نوبت بمانند چه رسد به متقاضیان امتیاز نشریات سیاسی و فرهنگی.
نکته‌ی سومی که از مشکلات جدید مطبوعات و از نوآوری های دولت نهم است توقیف و ممانعت از انتشار نشریات توسط نهادی غیر از دادگاه می‌باشد.
اگر هر نهادی در قوه مجریه همان‌گونه که هیات نظارت بر مطبوعات به خود اجازه می‌دهد اقدام به محاکمه و صدور حکم توقیف نشریات نماید که دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.
هیات نظارت بر مطبوعات در حداکثری‌ترین برداشتی که از حقوق آن بشود اجازه دارد گزارشی مبنی بر تخلفات یک نشریه را به دادگاه صالحه ارجاع نماید. نظیر آنچه که در کمیسیون ماده 10 احزاب صورت می‌گیرد.
گفتنی است دکترصدر ضمن سخنان خود با اشاره به ماجرایی تاریخی و بس عبرت‌آموز و جالب، به شعری از یکی از شعرای عرب در دوران بنی‌عباس اشاره کرد؛ شاعر مزبور از جور بنی‌عباس نالیده و آرزو کرده بود که کاش همان بنی‌امیه حاکم بودند و مسلط...»


قابل اشاره است که پیش‌تر قرار بود این مراسم در چهارم ماه می (13 اردیبهشت) ، روز جهانی آزادی مطبوعات و در محل انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، برگزار شود ؛ اما نظر به بروز حادثه‌ای برای دکتر صدر (شکستگی استخوان ران ایشان) برنامه‌ی مورد اشاره به تعویق افتاد و درنهایت، در منزل این مدافع برجسته‌ی حقوق بشر، انجام گردید.
انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران در سال های گذشته جایزه قلم طلایی خود را به آقایان حجت الاسلام حسین انصاری راد، اکبر گنجی، آیت الله حسین علی منتظری، زنده‌یاد احمد بورقانی و مهندس عزت الله سحابی اهدا کرده است.

منبع:نوروز

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:17  توسط پوریا | 

اعضای دوره‌های شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت از ابتدای تاسیس 1358، تا سال 1382 در حمایت از مهندس میرحسین موسوی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری بیانیه صادر کردند.

به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

به نام خدا

بررسی فرایند تشکیل و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران پس از انقلاب نشان می‌دهد که با گذشت زمان و انباشت تجربه حکومت‌داری و مواجهه عینی با مسائل اصلی جامعه، لزوم تجدید نظر در نحوه اداره کشور به تدریج در کانون توجه مسوولان قرار گرفت و متولیان اداره کشور نسبت به مخاطرات ناکارایی نظام سیاسی و اجرایی در پاسخ به مطالبات فزاینده ملت به ویژه زنان و جوانان، واجد درک واقعی‌‌تری شدند.

بر این اساس و به‌ویژه پس از پایان جنگ تحمیلی و فروکش‌کردن هیجانات ناشی از انقلاب و جنگ و عیان‌شدن پیامدهای سیطره آرمان‌گرایی فارغ از توجه به واقعیت‌ها بر سیاست و عقلانیت و سربرآوردن نیازها و مطالبات عمومی و نیاز به استقراض خارجی و تعامل با جامعه جهانی و بازسازی ویرانی‌های دوران جنگ، زمینه پاره‌ای بازنگری‌های عمل‌گرایانه و مبتنی بر مصالح موقعیت فقدان کاریزما را فراهم آمد.

تدوین برنامه‌های توسعه و کوچک‌سازی سازمان دولت و کاهش مداخله آن در اقتصاد و توجه به آزادی‌های اجتماعی و تنش‌زدایی در سیاست خارجی و فربهی عنصر مصلحت در نظام تصمیم‌گیری کشور بخشی از تلاش‌ها و بازنگری‌های به عمل آمده برای مهار بحران‌های فرارسیده بود.

روند یاد شده که با پیروزی اصلاح‌طلبان در خرداد 76 به سمت شکل‌گیری سامانه نظارت عمومی بر نظام سیاسی و تقویت حوزه عمومی و نهادهای مدنی مستقل و کاهش مداخلات دولت در حوزه‌های فرهنگی و اقتصادی جهت‌گیری شده بود و به طور نسبی ترمیم شکاف تاریخی دولت ـ ملت و بازگشت به عرصه تعاملات جهانی و احترام به معیارها و موازین حقوق بشر و حقوق شهروندی از جمله به رسمیت شناختن حقوق منتقدان و مخالفان و در نهایت مهار بحران‌های مشروعیت، کارآمدی، رقابت و مشارکت را به دنبال داشت، از تکرار سیاست‌ها و تصمیمات غلط و اتلاف گسترده‌تر منابع ملی پیش‌گیری کرد.

دولت اصلاحات و دستامدهای مهم آن اما دولت مستعجل بود چرا که فقدان ساز و کارهای مورد نیاز رهبری جنبش و کم توجهی به سازمان‌دهی کنشگران سیاسی و مدنی و قدرناشناسی از فرصت تاریخی در اختیار برای استفاده کامل از ظرفیت‌ها و امکانات موجود در قوای مقننه و مجریه و رقابت درون‌جبهه‌یی به همراه بسیج امکانات نهادهای انتصابی و مداخله سازمان‌یافته و سراسری محافظه‌کاران در انتخابات به نفع رقیب، امکان پیروزی افراطی‌ترین گرایش ضد اصلاحات را در اردوگاه محافظه‌کاران و زمینه تخریب دستاوردهای ارزشمند ملی ناشی از اعتماد، مشارکت و همکاری نخبگان و اعتدال و برنامه‌محوری دولت خاتمی را فراهم کرد.

اعلام شعار تشکیل دولت اسلامی و استفاده ابزاری از پاره‌ای مقدسات نظیر تمهید مقدمات ظهور منجی و ادعای اداره جهان به نیابت از موعود منتظر و برتر نشاندن عنصر تعهد سیاسی و وابستگی جناحی بر توانایی‌های تخصصی و غرب‌ستیزی لجام گسیخته و تحقیر عقلانیت و رجزخوانی‌های دون‌کیشوتی در روابط خارجی، علاوه بر تجاهل و تغافل از تحولات گسترده در متن جامعه ایرانی و مناسبات جهانی و استلزامات حفظ و تامین منافع ملی و بی‌اعتنایی به بیش از ربع قرن تجربه حکومت‌داری در نظام جمهوری اسلامی، تاکنون موجبات ایجاد و تحمیل هزینه‌های گزافی را در ابعاد ملی فراهم کرده است.

پس از گذشت چهار سال از دولت نهم و تحقق حاکمیت هم‌سو و یک دست به عنوان آرمان‌شهر محافظه‌کاران ایرانی و در شرایط برخورداری از درآمدهای بی‌سابقه حاصل از قیمت‌های افسانه‌یی نفت‌خام، به دلیل عناد با اقتضائات مدیریت علمی و تحقیر تئوری‌ها و شیوه‌های حکومت‌داری جدید نظیر دموکراسی و تحزب و هدردادن سرمایه‌های کارشناسی و مدیریتی و غفلت از وجوه غیراقتصادی عدالت و توسعه و ستیز نظری با موازین و معیارهای جهان‌شمول حقوق بشر و تحدید آزادی‌های مدنی، شاهد فرار از پاسخگویی و بروز اختلاف و کشمکش میان دولت و مجلس اصول‌گرایان و مواجهه کشور با بحران‌های چندوجهی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی جدیدی هستیم.

گرفتاری بی‌سابقه در گرداب رکود تورمی و بیکاری فزاینده و کسری هنگفت بودجه عمومی و بی‌اعتمادی نخبگان و کارآفرینان به دلیل نظامی‌شدن عرصه‌های مختلف فرهنگی، ‌سیاسی و اقتصادی و قانون و برنامه‌ گریزی و تحمیل اثرات مخرب ناشی از تحریم‌های قدرت‌های خارجی را می‌توان بخشی از مواریث دولت نهم برای دولت بعدی و آینده گان به شمار آورد.

در این شرایط، احساس نگرانی عمومی از تداوم سیاست‌ها و رویه‌های موجود در اداره کشور و چاره‌اندیشی برای عبور از گردنه پرمخاطره انتخابات پیش‌رو، فصل مشترک تلاش‌های سازمان‌ها و تشکل‌های سیاسی و مدنی منتقد دولت نهم به ویژه رجال شناخته‌شده‌ای از نسل اول نیروهای انقلاب و نزدیکان و یاران واقعی بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام راحل (ره) نظیر آقایان هاشمی رفسنجانی، موسوی، خاتمی و کروبی است.

آن چه مسلم است گذار از وضعیت موجود و نجات کشور به‌ویژه توقف روند آسیب‌رسانی به بنیان‌های اخلاقی و اجتماعی و بازگشت به مسیر سازندگی و توسعه متوازن و همه جانبه و پایدار کشور نیازمند تاسی همگان به مشی و منش خاتمی در افزایش ظرفیت‌های اجماع و ائتلاف میان تمامی گرایش‌ها و جریان‌های سیاسی نگران سرنوشت ایران عزیز و انقلاب بزرگ اسلامی آن است.

در این شرایط، حداکثرسازی همگرایی و جلوگیری از تفرق آراء از طریق توافق و اجماع بر مناسب‌ترین گزینه برای حضوری توام با پیروزی در عرصه سهمگین رقابتی نابرابر و انتخاباتی به شدت مهندسی شده در فردای پس از پیروزی، وظیفه‌ای تاریخی و ملی و ضرورتی فوری است.

در این مقیاس اعضای دوره های گوناگون شورای مرکزی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) به عنوان بخشی مهمی از سابقون جنبش اسلامی دانشجویی ایران و در تداوم نقش آفرینی‌های تاریخی جنبش یاد شده، ضمن ادای احترام به همه نامزدهای حاضر در صحنه انتخابات، به‌ویژه جناب آقای کروبی که به راستی از چهره‌های خدوم انقلاب و حامیان اصلی جنبش اصلاح‌طلبی مردم ایران هستند، با توجه به برخورداری مهندس میر حسین موسوی از صلاحیت‌های مورد نیاز به‌ویژه ثبات قدم، سلامت نفس، دانش لازم و تجربه اداره کشور در شرایط حساس و بحرانی و برخورداری از اعتبار و جایگاه ویژه و موثر در میان بزرگان فرهنگی، مذهبی و سیاسی کشور به مثابه پشتوانه‌ای مهم در اداره بهتر امور در آینده، و هم‌چنین اعلام حمایت رهبران، احزاب و سازمان‌های سیاسی اصلی و تاثیرگذار اصلاح‌طلب کشور از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی، حمایت خود را از ایشان در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اعلام می‌دارند.

هم‌چنین در میثاقی متقابل، به کارگیری همه فرصت‌ها و امکانات رییس‌جمهور به عنوان مسوول اجرای قانون اساسی و دولت برای تداوم اصلاحات و دفاع از حقوق اساسی ملت ایران به ‌ویژه آزادی اندیشه و بیان و برابری حقوقی شهروندان و تضمین استقلال محیط‌های علمی و دفاع از آزادی‌های آکادمیک، فکری و سیاسی در دانشگاه‌ها و در یک کلام ابتنای امور کشور بر مدار عقلانیت، قانون، تخصص و منافع ملی از جمله مهم‌ترین انتظارات ما به عنوان قطره‌ای از اقیانوس بزرگ ملت ایران از ایشان است.

در پایان امیدواریم تک تک شهروندان ایرانی به ویژه جوانان پرشور و دانشجویان هوشمند و نسل حاضر جنبش دانشجویی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین گروه‌های مرجع رفتار سیاسی و انتخاباتی مردم، با حضور گسترده خود در انتخابات آتی و حمایت از خدمتگزار امین و لایق ملت ایران جناب آقای مهندس میرحسین موسوی در آزمون دشوار بازمهندسی امور کشور بر مدار قانون، عدالت و آزادی ضمن برداشتن گامی بلند برای تحقق فردای بهتر و سربلندی ایران عزیز، حماسه‌ای پرشورتر از دوم خرداد 76 را رقم زنند.

امضاء‌کنندگان بیانیه:

1- وحید احمدی ـ دانشگاه صنعتی امیرکبیر 67 ـ 60

2 ـ مرتضی احمدی ـ دانشگاه صنعتی شریف 78 ـ 77

3 ـ مژگان اثباتی ـ دانشگاه الزهراء 71 ـ 70

4 ـ سکینه اشرفی ـ دانشگاه الزهراء 76 ـ 75

5 ـ حمید امین اسماعیلی ـ دانشگاه شهید بهشتی 67 ـ 64

6 ـ هدایت آقایی ـ دانشگاه صنعتی شریف 64 ـ 60

7 ـ علی باقری ـ دانشگاه بین‌المللی قزوین 75 ـ 70

8 ـ عباس بزرگمهر ـ دانشگاه تهران 72 ـ 71

9 ـ یاسین بنی طرفی ـ دانشگاه علوم پزشکی تهران 71 ـ 69

10 ـ حمید بهلولی ـ دانشگاه علوم پزشکی تهران 75 ـ 74

11 ـ حسین بی‌غم ـ دانشگاه شهید بهشتی 76 ـ 72

12 ـ علی تاجرنیا ـ دانشگاه علوم پزشکی مشهد 78 ـ 77

13 ـ علی توکلی یرکی ـ دانشگاه تهران 78 ـ 75

14 ـ علیرضا جلالی ـ دانشگاه علوم پزشکی شیراز 79 ـ 78

15 ـ مهدی جمارانی ـ دانشگاه گیلان 75 ـ 74

16 ـ حمید چوبینه ـ دانشگاه علوم پزشکی تهران 82 ـ 81

17 ـ رضا حجتی ـ دانشگاه تهران 80 ـ 78

18 ـ جهانبخش خانجانی ـ دانشگاه تبریز 75 ـ 74

19 ـ مسعود ذهبیون ـ دانشگاه صنعتی شریف 66 ـ 65

20 ـ میثم سعیدی ـ دانشگاه تبریز 77 ـ 75

21 ـ داوود سلیمانی ـ دانشگاه تهران 69 ـ 66

22 ـ سید محمدعلی سیدنژاد ـ دانشگاه تربیت معلم تهران 61 ـ 59

23 ـ سید علی سیدابراهیمی ـ دانشگاه تهران 66 ـ 65

24 ـ سید شمس‌الدین سیاسی‌راد ـ دانشگاه تربیت‌معلم تهران 67 ـ 64

25 ـ علی شکوری‌راد ـ دانشگاه علوم پزشکی تهران 68 ـ 64

26 ـ ابراهیم شیخ ـ دانشگاه شهید بهشتی 81 ـ 77

27 ـ بهمن شیردل ـ دانشگاه مشهد 75 ـ 74

28 ـ سعید شیرکوند ـ دانشگاه شهید بهشتی 68 ـ 66

29 ـ سید جواد صالحی ـ دانشگاه تربیت مدرس 81 ـ 79

30 ـ عبدالرحیم صالحی ـ دانشگاه تهران 67 ـ 64

31 ـ محمود طالقانی‌نژاد ـ دانشگاه بوعلی همدان 74 ـ 72

32 ـ علیرضا طاهری ـ دانشگاه علم و صنعت 79 ـ 78

33 ـ فاضل عبیات ـ دانشگاه امیر کبیر 75 ـ 74

34 ـ مجید فراهانی ـ دانشگاه صنعتی شریف 78 ـ 75

35 ـ محمد فصیحی ـ دانشگاه علوم پزشکی ایران 68 ـ 67

36 ـ نیما فاتح ـ دانشگاه علوم پزشکی شیراز 81 ـ 79

37 ـ محمد حسن مقدس ـ دانشگاه صنعتی امیرکبیر 75 ـ 74

38 ـ سید سراج‌الدین میردامادی ـ دانشگاه مشهد 77 ـ 75

39 ـ میر فضل‌الله موسوی کوزه‌کنان ـ دانشگاه تربیت‌معلم تهران 62 ـ 59

40 ـ مهدی مومنی ـ دانشگاه گرگان 82

41 ـ داور نظری ـ دانشگاه تربیت مدرس 82 ـ 81

42 ـ سعید نادعلی هزاوه ـ دانشگاه شهید بهشتی 71 ـ 69

منبع:نوروز

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:13  توسط پوریا | 
 

نوروز: روزنامه یاس نو به مدیرمسئولی و صاحب امتیازی محمد نعیمی پور عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی از امروز شنبه 26 اردیبهشت ماه پس از پنج سال توقیف مجددا منتشر شد.
روزنامه یاس نو در دوره اول خود در سوم اسفندماه سال 1381 و در آستانه انتخابات شوراهای دوم منتشر شد و پس از آن به مدت قریب به یکسال ادامه انتشار داد که در شب انتخابات مجلس هفتم توسط دادستانی تهران به محاق توقیف رفت.
آدرس سایت اینترنتی این روزنامه که همزمان با انتشار آن در اینترنت فعال گردیده است عبارتست از: www.yaseno.net


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 3:18  توسط پوریا | 

دکتر زهرارهنورد با بیان اینکه بسته شدن زندان سیاسی را یکی از مطالبات به حق هر یک از روشنفکران در جوامع مختلف انسانی می داند، گفت: خواسته به حق ازمهندس موسوی، حرام کردن زندان و زندانی اندیشه است.

زهرا رهنورد که در جمع خبرنگاران در شیراز به سئوالاتشان پاسخ می داد، افزود: اگر از موسوی انتظار داریم که زندان ها را برای همیشه بر اندیشه حرام کند، به این دلیل است که در سایه تنوع اندیشه و فکر همیشه پیروز خواهیم بود.

این استاد دانشگاه نامه حضرت علی (ع) به نمایندگانش را یادآور شد و گفت: امام علی (ع) مردم را یا در خلقت یا در تفکر همراه با نمایندگان خود و هر دو را دارای حق می داند.

رهنورد آزادی اندیشه و بیان و قلم را یکی از مهم ترین خواسته های هر انسان آزاده ای دانست و گفت: یکی دیگر از مطالبات به حق مردم داشتن حزب و فعالیت حزبی و گروهی است اگرچه این مطالبه از زمان مشروطیت در ایران وجود داشته و عموماً سرکوب شده است.

این استاد دانشگاه با تصریح اینکه فعالیت آزادانه احزاب سعادت زندگی بشر را به دنبال دارد، در پاسخ به این سئوال که آیا با توجه به چیدمان قدرت در ایران و اختیارات رئیس جمهوری امکان عمل به برخی وعده ها برای دولت میر حسین موسوی وجود دارد؟ گفت: به هر حال ما باید مطالباتمان را مطرح کنیم و در بیان این مطالبات به هیچ عنوان کوتاهی نکنیم.

وی قوه مجریه را متولی سعادت مردم جامعه دانست و با ابراز خوشبینی نسبت به همکاری مجلس هشتم و دولت دهم، خاطرنشان کرد: اگر این چنین نشود مهندس موسوی مانند دوران هشت ساله نخست وزیری اش باید شب ها نشسته بخوابد تا فشارهای روزمره ناشی از چوب لای چرخ گذاشتن ها بر قلب او اثر نگذارد.

رهنورد در پاسخ به اینکه با توجه به بالا رفتن مطالبات زنان در دولت نهم و انباشت این مطالبات، آیا مهندس موسوی در صورت به دست گرفتن سکان دولت دهم قادر به پاسخگویی است، گفت: دولت نهم چه چیزی را به دولت دهم تحویل می دهد، چیزهای خوبی که به دولت دهم می دهد بسیار کم و ناچیز است.

این استاد دانشگاه اقتصادی ورشکسته، کشاورزی به سمت صفر، صنایع روبه تعطیلی، واردات دهشتناک که ترفندی برای آرام نگاه داشتن مردم و سرکوب احزاب اینها چیزی نیست که بتوان بیان کرد.

وی وعده های مهندس موسوی را وعده هایی برای دراز مدت دانست و تصریح کرد: امیدوار هستیم که وعده ها عملیاتی شود زیرا دولت آینده می خواهد بر روی یک ویرانه بنایی را بسازد، خواسته به حق مردم ساخته شدن برج های بلند بر این ویرانه است و این کاری ساده نیست.

او تصریح کرد: اگر امروز به موسوی می گوییم بوی صداقت آمد، باید وعده هایش را قبول کرده و بدانیم تحقق برخی از این وعده ها نیازمند برنامه زمان بندی است و عمدتا در کوتاه مدت نمی توان آن را برآورده ساخت.

وی همچنین مهمترین مطالبات زنان که در سال های دولت نهم انباشته شده است را مطالبات اقتصادی، فرهنگی، امنیتی، شغلی، تحصیلی، حقوق مدنی و خانوادگی برشمرد و گفت: برآورده کردن این مطالبات با برنامه ریزی و در دراز مدت امکان پذیر است و معجزه ای هم در کار نیست.

دکتررهنورد گفت: هیچ وقت در کابینه های دولت نقشی نداشته ام و در کابینه مهندس موسوی هم نقش رسمی نخواهم داشت، نوع شخصیت من شخصیت دولتی نیست.

زهرا رهنورد ظهر امروز در جمع خبرنگاران در شیراز افزود: من از 19 سالگی در قامت یک معلم در خدمت جامعه بوده ام، شخصیت من شخصیتی ملی و روشنفکری و دانشگاهی است، اکنون و در آینده هم به عنوان یک استاد دانشگاه، یک معلم و یک روشنفکر در کنار دولت خواهم بود.

رهنورد در پاسخ به این سئوال که حضور وی در کنار مهندس موسوی آیا جنبه تبلیغاتی دارد یا در برگیرنده معنایی خاس است، گفت: حضور من در کنار مهندس موسوی حضور یک روشنفکر و مشاور است.

وی گفت: پیش از این هم در دولت هایی که تمایل داشته اند و دولت آقای خاتمی نظرات روشنفکرانه خود را ارائه داده و به این کار همچنان ادامه خواهد داد، امروز در کنار مهندس موسوی به عنوان یک روشنفکر و تئوریسین حضور دارم اگر چه ممکن است همسری یک فاز جدید ایجاد کند و آن اینکه ما خانواده ای در خدمت اهداف جامعه و مردم هستیم.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه حضور زنان در کابینه دولت حداقل مطالبه زنان به شمار می رود، ادامه داد: در دولت آینده باید حتماً وزیر زن در کابینه حضور داشته باشد زیرا ما وزارت خانه های متنوع و زنان توانمند زیاد داریم، مگر فشارهایی از جاهای دیگری باعث عدم حضور زنان شود که همه جامعه باید در مقابل این فشارها بایستد و حق خود را مطالبه کند.

رهنورد در عین حال خاطرنشان کرد: این مسأله حضور نداشتن زنان در عرصه تصمیم گیریهای کلان کشور، تنها یکی از مطالبات و مشکلات زنان است، گفت: مشکلات ناشی از تبعیض جنسیتی در خانواده و در جامعه، مشکلات ناشی از حقوق مدنی زنان که در جامعه و خانواده حالتی قیم مابانه با آنان برخورد می شود، مشکلاتی که به لحاظ رفتار امنیتی انجام شده با آنان ایجاد شده است و عدم حمایت اقتصادی از زنان، بخش هایی دیگر از مطالبات به حق زنان به شمار می رود.

این قران پژوه همچنین آزادی اندیشه را یک مطالبه به حق دانست و با تاکید براینکه زندان و زندانی سیاسی باید در دولت آینده حذف شود، گفت: هیچ کس در جهان به لحاظ اندیشه محکوم نیست، قرآن هم فرموده که لااکراه فی الدین.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 3:6  توسط پوریا | 

نخست وزير دوران دفاع مقدس تاكيد كرد:دولت باید آمار درست به مردم بدهد و نمی‌توان از یک مسوول سطح بالا انتظار آمار
متفاوت را داشت که چنین امري نشان می‌دهد یا دقت وجود ندارد و یا قصدی در کاراست.

به گزارش خبرنگار ايلنا میرحسین موسوی که در جمع مردم بوشهر در مسجد آذربایجانی‌های این شهر سخن مي‌گفت با بیان اینکه ملت ایران در استانه انتخابات با بسط آگاهی خود نسبت به سرنوشت كشور حساسیت نشان می‌دهند تاکید کرد: انتخاباتی آزاد و منصفانه می‌تواند کشور را در لحظات حساس اعتلاء داده و بسیاری خطرات را از آن دور کند.
وی با اشاره به موضوع سلامت انتخابات افزود: در هنگام انتخابات همه حساس می‌شوند آیا می‌تواند براساس قانون و کرامت انسان انتخابات برگزار شود یا خیر که این حساسیت تضمین کننده سلامت انتخابات است و هر چه آگاهی و توجه مردم بیشتر شود امکان برگزاري چنین انتخاباتی بیشتر است.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با بیان اینکه مهمترین کار برگشت به قانون است اظهار داشت: تصمیم دارم طوری عمل كنم و دنبال لوایحی باشم که امکان تجاوز به قانون را به صفر برساند.
وی تصریح کرد: این یک خطر است که در مسایل حساس، دولت فراتر ازقانون می‌رود ولی هیچ تحرکی برای جلوگیری از آن وجود ندارد بلکه مجلس ودستگاه‌های مختلف باید دولت را موظف به اجرای قانون کند.
موسوی خاطر نشان كرد:دولت باید آمار درست به مردم بدهد و نمی‌توان از یک مسوول سطح بالا انتظار آمار متفاوت را داشت که چنین امري نشان می‌دهد یا دقت وجود ندارد و یا قصدی در کاراست.
وي ادامه داد: بنده یکبار از زبان مسئولي در تلویزیون شنیدم که می‌گفت برای چند سال دیگر هم حساب ذخیره ارزی داریم ، اما مطمئنا این گونه نیست.
کاندیدای دهمين دوره ریاست جمهوری با تاکید بر حمایتش از اقتصاد ملی گفت: بندر بوشهر فقط برای تجارت نیست بلکه مي توان از طریق آن ارزش‌های ایرانی را منتقل کنیم و بنده از اقتصادی که از کشاورزی ، صنعت و... حمایت کند دفاع می کنم و از پروژه های مهم نیز حمایت خواهم کرد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه زمان جنگ پروژه های مهمی مانند فولاد مبارکه را به انجام رساندم افزود: ولی هم اکنون با 300میلیارد دلار چه کردیم که به طور مثال عسلویه فقط زیر 10 هزار نفر کارگر دارد.
وي با تاکید بر اینکه باید اشتغال دائم به وجود آورد تا در جوانان امیدی ایجاد شود و این مساله جزو با سرمایه‌گذاری و گسترش صنعت ملی امکان ندارد ، تصریح کرد: با اقتصاد صدقه‌ای نمی توان کشور را نجات داد .
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با بیان اینکه استان بوشهر 600 کیلومتر مرز آبی دارد و باید از صیادی آن حمایت کرد تصریح کرد: سرمان کلاه نرودکه آزادی اقتصادی مسایل را حل می‌کند کشورهای سرمایه‌داری مانند آمریکا و ژاپن هم وقتی اضافه تولید می‌آورند با رقبای خود درگیر می‌شود زیرا به حفظ کشاورزی و صنعت خودشان اهمیت می‌دهند، اما امروز در کشور ما در بر روی ورود هر چیزی که کشاورزی را دچار مشکل حل کند باز است.
موسوی با تاکید بر اینکه قطعا بنده با فساد مبارزه می‌کنم،اظهار داشت:: من شعار نمی‌دهم که مافیا درجایی پنهان شده و فردا به دادگستری تحویل می‌دهم بلکه مبارزه با فساد باید از خود دولت آغاز شود و با شفافیت اصلاح نظام اداری و ایجاد امکان رشد برای همه این اقدام ممکن است.

وي ياد آور شد: برخورد قضایی آخرین قدم در مبارزه با فساد است ودر حالی که حتی سیستم اجرایی ایجاد فساد می کند نباید انتظار داشت با فساد مبارزه کنیم و گفتن مبارزه با فساد آسان است اما در طول این چهار سال عزم این کار را ندیده‌ایم .
نخست وزير دوران دفاع مقدس تصريح كرد: این‌که پروژه‌های بزرگ را به دست پیمانکارانی بدهیم که توان اجرای آن را ندارند و آنها نیز پروژه را به دست پیمانکاران کوچک بدهند و معلوم نباشد که در این میان چه رخ می دهد ، عین فساد است.
موسوی در پایان بر اجرای فرمان 8 ماده ای امام تاکید کرد.

منبع ما:نوروز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 3:3  توسط پوریا | 
دانشجويان: «چرا زيباترين ساختمان دانشگاه، قبرستان شهدا است؟»

خرداد: در آستانه‌ي برگزاري رقابت رياست‌جمهوري، تلاش‌هاي گشترده‌ي تبليغاتي محافظه‌كاران و نئومحافظه‌كاران براي تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی شدت بيش‌تري يافته است.

براساس گزارش دريافتي "خرداد" از تبريز، دانشگاه اينز شهر به جولان‌گاه تبلیغات رنگارنگ انواع و اقسام تشکل‌های حکومتی و انتصابی تبدیل شده که با صرف بودجه‌های کلانی که از آن همه‌ي دانشجویان است، مي‌كوشند اهداف خود را محقق کنند.

با توجه به سابقه‌ی دانشگاه تبریز، نهادهای امنیتی بویزه بسیج و حراست، به بهانه‌ی بحث های قومیتی و جدایی طلبانه، از هر گونه فعالیت منتقدانه جلوگیری کرده اند و هر صدای مخالفی را خاموش نموده اند.
فعالیت های فرهنگی – سیاسی در این دانشگاه، یا منحصر به برگزاری جلسات مشاوره در باب شرعی بودن یا نبودن روابط دختر و پسر، ازدواج و ... است که فرصتی می‌شود برای تمسخر و تفریح دانشجویان و یا جلسات دعا و نیایش به مناسبت های مذهبی که اغلب تنها خود اعضاي تشکل‌های برگزار کننده در آن حضور می یابند و در انتها از خود پذیرایی می‌کنند.
این وضع به گونه ای است که در زمان برگزاری "روز دانشجو" سردار سپاهی "صفار هرندی" برای سخنرانی به دانشگاه آمد.

دانشجويان اين دانشگاه به گزارش‌گر "خرداد" گفته‌اند؛ «زیباترین ساختمان دانشگاه نیز قبرستان شهدا است که هر بار به مناسبتی، مراسم دفن یک یا چند شهید جدید با ورود نیروهای انتظامی و امنیتی به داخل آن برگزار می شود.»

اما امسال با نزدیکی به انتخابات، هنوز هیچ یک از منتقدان و مخالفان دولت فعلی نتوانسته اند وارد دانشگاه شوند و سخنرانی کنند.
این در حالیست که از آن سو، حامیان دولت از جمله "جوانفکر" مشاور احمدی نژاد و "دانشجو" مسئول انتخابات در وزارت کشور، با تبلیغات فراوان در یک هفته اخیر با وجود استقبال سرد دانشجویان، به طور رسمی سخنرانی کرده اند.
در ادامه این فعالیت های تبلیغاتی که به شدت در حال گسترش است "مهدی کوچک زاده"نماینده مجلس و از افراطی ترین حامیان دولت نهم در روز دوشنبه 21 اردیبهشت به دعوت یکی از تشکل های حکومت ساخته به نام "جامعه اسلامی دانشجویان" در تالا شفایی دانشگاه تبریز به سخنرانی پرداخت.

این در حالی است که این تشکل با صدور بیانیه ای با عنوان " چرا دکتر محمود احمدی نژاد را توصیه می کنیم ؟" صراحتا وارد رقابت انتخاباتی شده است. کوچک زاده که چندی قبل حضورش در دانشگاه علم وصنعت نیز با اعتراض دانشجویان، جنجال برانگیز شده بود این بار نیز در حالی که در طول سخنرانی اش اغلب از روی کاغذهایی که به همراه داشت صحبت می کرد با نقل سخنان گزینشی از آیت الله خمینی به دفاع مطلق از دولت نهم پرداخت و دائما به دانشجویان توصیه می کردکه « فریب آنهایی که خود را "خط امامی" معزفی می کنند و می خواهند شما را گول بزنند نخورید».!
وی در جایی از سخنانش با مثل قديمي ايراني این حرف که "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" از سیاست کمک به لبنان و حمایت از حزب الله دفاع کرد و به تمجید از جنگ 33 روزه پرداخت و مدعی پیروزی اسلام و شکست آمریکا و اسراییل در این جنگ شد.
کوچک زاده که سخنرانی اش با اعتراض گاه وبیگاه حضار مواجه شده بود، تشویقها و کف زدن های ممتد آنان در مخالفت با خود را بی اهمیت دانست و به مسخره گرفت.
در انتهای مراسم مجری مراسم که به شدت سعی می کرد به بهانه کمبود وقت از سوال های شفاهی و حضوری دانشجویان صرفنظر کند به یک خانم که پوششی با حجاب کامل چادر داشت اجازه داد به پشت میکروفون بیاید و سوال اش را مطرح کند. اما بر خلاف انتظار، این دانشجو با گفتن اینکه فرزند رزمنده ای است که 6 سال در جبهه حضور داشته است به کوچک زاده گفت: « این وظیفه شما نیست که با صحبت کردن از روی کاغذهایی که همراهتان است اهل و نااهل را به دانشجویان معرفی کنید. من نمی دانم آقای احمدی نژاد در زمان امام کجا بودند و چه می کردند اما با سند و مدرک می توانم بگویم که آيت‌الله خميني همه رقیب های احمدی نژاد را تایید کرده بود و قبول داشت .»

صحبت های او با تشویق شدید و طولانی دانشجویان همراه بود تا جایی که کوچک زاده با لبخندی تمسخرآمیز مجبور می شد در انتها خودش نیز دست بزند تا خود را بی تفاوت جلوه دهد.
مجری مراسم که سعی داشت با توجه به وضعیت پیش آمده جلسه را به بهانه رسیدن وقت نماز پایان دهد گفت : «این کف زدن های شما فقط وقت جلسه را تلف کرد و ما بعد از پاسخ به این سوال جلسه را ختم می کنیم».

دانشجویان به این حرف اعتراض کردند و این جا بود که کوچک زاده که به شدت از واکنش ها و عکس العمل دانشجویان ناراحت بود، در تایید حرف مجری گفت که «شما (دانشجویان) اگر نمی خواهید نروید اما من می روم چون در دانشگاه آزاد سخنرانی دارم».

در این زمان دانشجویان که در طول مراسم از تحقیر و تمسخر کوچک زاده آزرده خاطر بودند به شدت به کوچک زاده اعتراض کردند و اکثریت آنها در یک حرکت خودجوش با ترک سالن سخنرانی پاسخ محکمی به سخنان و رفتارهای توهین آمیز او دادند.

کوچک زاده نیز که چندی پیش با برخوردی مشابه در دانشگاه علم و صنعت با چکمه پوش خواندن خود و بسیجی های میزبان اش، دانشجوی منتفد خود را بیرون کرده بود، این بار نیز هنگامی که ناگهان با صف طویل دانشجویان روبرو شد که جلسه را ترک می کردند از سر ناچاری و با لحنی توهین آمیز به آنان می گفت : «قربون شما»!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 18:12  توسط پوریا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اینجا خانه ی ازادی من یک نویسنده ی کم نویس که امید دارد در اینده بیشتر بنویسد وبا نوشتن راه ازادی را هموار سازد اینجا خانه ایست سرتاسر امیدو امید ان امید به ازادیست یا حق.
لوگوی ما در پایین امده است(ما زنده برآنیم که ارام نگیریم)

پیوندهای روزانه
متن کامل سخنان ناتمام اعتراضی آیت الله توسلی در مجمع تشخیص مصلحت
برای حمایت از هنر و هنرمند(شماره حساب مهرجویی)
بن
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
آرشیو موضوعی
نوشته های من
مقالات
پیوندها
خرداد (هواداران اصلاحات ساختاری)
این حرفها
من و دوست غولم
چهره های ماندگار
شیون فومنی
روزنه(نوشته های فخر السادات محتشمی پور)
میرزای ایرانی
دایره هنری
کافه شرق(وبلاگ دیگر من)
گاهی فریاد آخرین راهه
افکار و عقاید شهید دکتر علی شریعتی
سایت امروز
سایت نوروز
سایت تابناک سایت اصولگرایان
خبرنامه امیرکبیر
فرزندان خاتمی
بحت و بررسی واقعه عاشورا
نگاهی به وسعت کویر
GPGگروه انسانهای سبز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

رها